12:04:20
پنج شنبه ۱ آبان ۱۳۹۳
نرم افزار دُرنیوز
اخبار تبیان را در ایمیل خود داشته باشید.
دُرنیوز
این برنامه بلافاصله پس از بخش از سوی شبکه های ضد دینیِ ماهواره ای و سایت هایی مانند بالاترین، مورد حمله شدید قرار گرفت که البته از آنها انتظاری جز این نمی رفت. اما مشاهده یک مقاله مرا به این واکنش واداشت؛ مقاله ای در سایت تبیان به قلم دکترای تفسیر قرآن و ]]>

نقدی بر یک مقاله در سایت تبیان


دوم مهرماه خانواده حاج آقای صادقی از قم، مهمان در برنامه زنده باد زندگیِ شبکه دو سیما بودند. همسر و دختر حاج آقا با حجاب کامل ( چادر و پوشیه ) در برنامه حاضر شده بودند.کلیپ گفتگوی مجری با حاج آقا، همسر و دخترشان را می توانید در این  آدرس مشاهده فرمایید. این برنامه بلافاصله پس از بخش از سوی شبکه های ضد دینیِ ماهواره ای و سایت هایی مانند بالاترین، مورد حمله شدید قرار گرفت که البته از آنها انتظاری جز این نمی رفت. اما مشاهده یک مقاله مرا به این واکنش واداشت؛ مقاله ای در سایت تبیان به قلم دکترای تفسیر قرآن و مدرّس حوزه، جناب آقای امید پیشگر.

دکتر پیشگر مقاله خود ( ادعاهایی افراطی نه اسلامی!! ) و (آیا حضرت زهرا(علیهاالسلام) از روبنده استفاده می کرد؟)  را اینگونه آغاز نموده است:

دوم مهرماه برنامه ‌ی «زنده باد زندگی» شبکه دو، به صورت زنده میهمان خانواده ای بود از قشر روحانی، در این برنامه خانمی که خود و دخترش دارای پوششی خاص و نامتعارف بودند مدعی شد نوع پوشش آنها همانی است که اسلام به آن سفارش کرده و البته برای گفته ی خود دلایلی هم آورد. در این نوشته برآنیم تا به نقد و بررسی ادعاهای او بپردازیم و این نه برای آن است که او را نقد کرده باشیم؛ بلکه هدف پاسخ به پرسش هایی است که آن سخنان در ذهن برخی ایجاد کرد و نیز کمک کرده باشیم به تصحیح نگاهی که متأسفانه بعد از آن برنامه نسبت به اسلام و آموزه های آن خصوصاً حجاب به وجود آمد.

سپس ادامه می دهد:

خانم زینب طیبیان در پاسخ به مجری برنامه که پرسید: «مبنای شما برای این شیوه پوشش چیست؟» گفت:قرآن می فرماید: پیامبر اسلام الگوی خوبی است برای شما و همچنین فرزندان پیامبر. حضرت زهرا(علیهاالسلام) می‌فرمایند: بهترین زن کسی است که «أَن لا یَرَیْنَ الرِّجَالَ وَ لَا یَرَاهُنَّ الرِّجَالُ» هیچ نامحرمی او را نبیند و او هیچ نامحرمی را نبیند.

در ادامه سخن دیگری از خانم طیبیان نقل می کند که:

آن حجابی که مراجع تقلید می فرمایند، حداقل حجابه. من که می‌توانم خودم را به حداکثر برسونم چرا نرسونم؟! حداکثر اونیه که حضرت زهرا می فرمایند و سیره‌ی اهل بیت همین است.

دکتر پیشگر در نقد استدلال نخست ایشان می گوید:

1 - روایت «هیچ نامحرمی او را نبیند و او هیچ نامحرمی را نبیند»

اول اینکه: ترجمه آن روایت این است: بهترین زنان کسانی اند که مردان آنها را نبینند و آنها [نیز] مردان را نبینند»

دوم اینکه: از کجای این روایت به دست می آید که زدن روبنده و نقاب برای زنان واجب است؟

و برای تأیید سخن خود می گوید:

به نقل شیخ طوسی(ره) در أمالی، سلمان در گزارش حالات زهرای مرضیه سلام الله علیها در ساعات پایانی حیات رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می گوید: من دیدم که اشک بر گونه های زهرا(سلام الله علیها) جاری شد «فَاضَ دَمْعُهَا عَلَى خَدِّهَا»

و نیز می گوید:

در آغاز خطبه ی فدکیه که نوع پوشش حضرت به دقت بیان شده است سخنی از پوشاندن صورت نیست.

نویسنده مقاله اش را با این جمله به پایان می برد:

در نهایت اینکه برای داشتن سبک زندگی اسلامی لازم است از قرآن و سیره ی اهل بیت(علیهم السلام) پیروی کنیم که برای غیر مجتهدین تنها راه، رجوع به فتوای مراجع تقلید است تا گرفتار افراط و تفریط سلیقه ای نشویم.

و در حاشیه نیز برای این که به حاج آقا نیز اشکالی کرده باشد، می گوید:

همسر ایشان در ضمن بیان نظر مراجع، مبنی بر واجب نبودن پوشاندن گردی صورت و دست ها تا مچ گفتند: «اگر چه می‌فرمایند پوشاندش بهتر است» که نویسنده در همین جا از ایشان و آگاهان دیگر تقاضا دارد ما را نیز از سند این سخن آگاه کنند.

البته دکتر پیشگر یک روز قبل نیز در همین سایت تبیان به طور مختصر، پوشش بانوان حاضر در این برنامه را با مقاله تحت عنوان ( ادعاهای افراطی نه اسلامی ) کشیده است.

در آن مقاله می گوید:

برای بیننده‌ی امروز که ذهنش پر است از شبهات حجاب و فتاوای مراجع هم بر عدم لزوم پوشش صورت ، واضح است روا نیست ادعا شود که این پوشش همان پوشش حضرت زهرا سلام الله علیها است و اسلام بر آن تاکید دارد.

.......................................................................................

به نظر می رسد جناب دکتر، برنامه را با دقت تماشا نکرده اند وگرنه  بسیاری از اشکالات به ذهن و قلمشان نمی آمد.

خانم طیّبیان به روایت معروف (خَیْرٌ لِلنِّسَاءِ أَنْ لَا یَرَیْنَ‏ الرِّجَالَ‏ وَ لَا یَرَاهُنَّ الرِّجَال) استناد کرده اند که دکتر اول اشکال گرفته است که ترجمه روایت مردان است نه نامحرمان و از کجای این روایت به دست می آید که زدن پوشیه واجب است؟

اولاً که: ترجمه خانم طیبیان که به نوشته دکتر در همین مقاله تا کارشناسی بیشتر درس نخوانده! بهتر از ترجمه ایشان است که دکترای تفسیر قرآن دارند و مدرس حوزه هستند!

زیرا واضح است که مراد حضرت از رجال هر مردی نیست بلکه منظور مردان نامحرم است.

ثانیاً: دکتر می گوید: از کجای این روایت، وجوب پوشاندن صورت استفاده می شود؟

جناب دکتر، من از شما در تعجبم! مگر مدعای ایشان وجوب پوشاندن صورت است که چنین سوالی را مطرح می کنید؟

حضرت زهرا (سلام الله علیها) فرموده اند: بهترین چیز برای زنان (خیرٌ للنساء) یا طبق برخی از نسخه ها: بهترین زنان (خیرُ النساء). و اینگونه تعبیر حاکی از بیان یک حکم استحبابی است نه وجوبی.

برای این می گویم برنامه را با دقت مشاهده نکرده اید که خود مجری ( آقای خسروی ) نیز پس از سخنان خانم طیبیان، خطاب به حاج آقا صادقی گفت: ما تا به حال شنیده بودیم که قرص صورت و دستها تا مچ و پاها تا مچ، استثنا شده و اشکالی ندارد در مقابل نامحرم آشکار باشد. و حاج آقا در پاسخش فرمودند: البته در مورد پاها اختلاف نظر وجود دارد و اکثر مراجع می گویند: باید از نامحرم پوشیده شود. ولی درباره صورت هم آنچه مراجع گفته اند، این است که: باز گذاشتن صورت جایز است نه واجب.

در واقع حرف خانم طیبیان و حاج آقای صادقی این است که: پوشاندن صورت در شرع مستحب است و بر باز بودن آن ترجیح دارد نه این که واجب و اجباری است.

خود دکتر در همین مقاله از خانم طیبیان نقل می کند که:

آن حجابی که مراجع تقلید می فرمایند، حداقل حجابه. من که می‌توانم خودم را به حداکثر برسونم چرا نرسونم؟! حداکثر اونیه که حضرت زهرا می فرمایند و سیره‌ی اهل بیت همین است.

دکتر در جایی دیگر از مقاله اش می گوید: همسر ایشان در ضمن بیان نظر مراجع، مبنی بر واجب نبودن پوشاندن گردی صورت و دست ها تا مچ گفتند: «اگر چه می‌فرمایند پوشاندش بهتر است» که نویسنده در همین جا از ایشان و آگاهان دیگر تقاضا دارد ما را نیز از سند این سخن آگاه کنند.

به جناب دکتر پیشنهاد می کنم از تک تک مراجع استفتاء کنند که: آیا پوشیده بودن چهره زن بهتر از یا باز بودن آن؟ اگر حتی یکی از مراجع فرمودند: باز بودن بهتر از پوشیده بودن است، آن وقت به فرمایش حاج آقا صادقی ایراد بگیرند.

جناب آقای دکتر، شما پوشاندن چهره از نامحرم را مصداق افراط، دانسته اید. در حالی که افراط یعنی جلوتر از شرع حرکت کردن.

اگر کاری را که شرع مُباح یا مستحب دانسته، واجب بدانیم و دیگران را به انجام آن اجبار کنیم، دچار افراط شده ایم.

ولی مستحب اسمش رویش است. مستحب یعنی می توانی انجام ندهی ولی انجام دادنش بهتر است.

آیا اگر کسی مردم را به خواندن نماز شب توصیه کند و بگوید: خواندن نماز شب مورد سفارش و تأکید اسلام و پیامبر و اهل بیت است، افراطی است؟!

آیا اگر زنی به اختیار خود اصلاً نخواهد از خانه بیرون بیاید و بگوید: اسلام در خانه بودن زن و کمتر مواجه گشتن او با نامحرمان را بیشتر می پسندد، دچار افراط گشته است؟!

شاید بگویید: آری. ولی در این صورت با سخن علامه طباطبایی در تفسیر المیزان چه می کنید که فرموده است:

ان الطریقة المرضیة فی حیوة المرأة فی الاسلام أن تشتغل بتدبیر امور المنزل الداخلیة و تربیة الاولاد ( المیزان – ج 4- ص373 )

روش پسندیده در زندگی زن از نظر اسلام آن است که به اداره ی امور داخلی منزل و تربیت فرزندان مشغول باشد.

و نیز با این روایت:

عن ابی عبدالله (ع) : تقاضی علی و فاطمة الی رسول الله (ص) فی الخدمة ، فقضی علی فاطمة بخدمة ما دون الباب و قضی علی علیّ بما خلفه ، فقالت فاطمه : فلا یعلم ما داخلنی من السرور الا الله بإکفائی رسول الله تحمّل رقاب الرجال .      ( بحارالانوار - ج 43- ص 81)

که مرحوم استاد مطهری در داستان راستانش آن را اینگونه ترجمه کرده است:

امیر المومنین(علیه اسلام) و حضرت زهرا(سلام الله علیها) در آغاز زندگی مشترک خدمت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) رسیدند و ترتیب و تقسیم کارهای خانه را به نظر و مشورت حضرت واگذاشتند و گفتند : یا رسول الله دوست داریم کارهای خانه را بین ما تقسیم فرمایید . پیامبر کارهای بیرون خانه را به عهده ی علی و کارهای داخلی را به عهده ی زهرا گذاشتند . حضرت زهرا که ازاین تقسیم ، بسیار خرسند شده بود، می فرماید : فقط خدا می داند که چقدر خوشحال شدم از اینکه کارهای خارج از خانه به عهده ی من نیفتاد و از سر و کار پیدا کردن با مردان معاف شدم .

آیا این سخنان هم مصداق افراط است؟!

جناب دکتر، خانم طیبیان و حاج آقای صادقی در هیچ کجای سخنانشان نفرموده اند که: همه باید این نوع حجاب را داشته باشند. بلکه مدعی آن هستند که حجاب حضرت زهرا (سلام الله علیها ) اینگونه بوده است.

البته شما از دیده شدن اشکهای حضرت توسط سلمان محمّدی و به میان نیامدن سخنی از پوشیده بودن صورت حضرت در هنگام ایراد خطبه فدکیه، خواسته اید نتیجه بگیرید که: سیره حضرت پوشاندن صورت نبوده است.

به همین جهت لازم دیدم به عنوان نمونه، چند شاهد از روایات بر این سیره بیاورم:

1 - مرحوم شیخ صدوق در کتاب علل الشرایع روایتی آورده اند که مرحوم علامه مجلسی نیز آن را در بحار آورده است.

این روایت هنگامی که وقتی می خواهد قضیه خروج حضرت زهرا از منزل خود و رفتن به منزل پیامبر را گزارش کند، می فرماید:

فَتَجَلْبَبَتْ بِجِلْبَابِهَا وَ تَبَرْقَعَتْ‏ بِبُرْقِعِهَا وَ أَرَادَتِ النَّبِی‏

چادر خود را به سر کرد و صورت خود را با نقاب پوشاند و به سمت منزل پیامبر حرکت کرد.

علل الشرائع ؛ ج‏1 ؛ ص163 و بحار ج 39 ص 207

من دکترای تفسیر قرآن ندارم و حتی کارشناسی آن را! ولی اگر جناب دکتر ترجمه ای متفاوت برای تعبیر ( تبرقعت ببرقها ) دارند، بفرمایند.‏

2- شاهد دوم، سخنی است که عقیله بنی هاشم حضرت زینب

کبری ( سلام الله علیها ) در لباس اسارت خطاب به یزید ملعون و سرمست از پیروزی خیالی فرمود:

أَمِنَ الْعَدْلِ یَا ابْنَ الطُّلَقَاءِ تَخْدِیرُکَ‏ حَرَائِرَکَ وَ إِمَاءَکَ وَ سَوْقُکَ بَنَاتِ رَسُولِ اللَّهِ سَبَایَا قَدْ هَتَکْتَ سُتُورَهُنَّ وَ أَبْدَیْتَ وُجُوهَهُن؟!

ای فرزند آزاد شده گان پیامبر! آیا این عدالت است که همسران و کنیزان را در پس پرده داشته ای و دختران رسول خدا را به اسارت گرفته ای و پرده عفت آن را دریده ای و صورت هایشان را آشکار نموده ای؟!

طبق این نقل، آشکار شدن چهره دختران و زنان به اندازه بر آنها گران و دشوار آمده که حضرت از آن به هتک پرده عفت تعبیر فرموده اند! احتجاج.ج 2 ص 308 و بحار ج 45 ص 134

3- شاهد سوم گزارش خروج ام کلثوم از منزل در مصیبت شهادت مادرش حضرت زهرا ( سلام الله علیها ) است که با این تعبیر آمده است: خَرَجَتْ أُمُّ کُلْثُومٍ وَ عَلَیْهَا بُرْقُعَةٌ

ام کلثوم در حالی از خانه خارج شده که بر روی صورتش نقاب بود. جالب آن است که ام کلثوم در زمان این گزارش دختری خردسال در حدود پنج ساله بوده است! بحار ج 43 ص 192

٤- در روایت آمده وقتی که اسرای اهل بیت را در مجلس یزید پلید وارد کردند یزید دید دختری وارد شد در حالی که روی خود را به دست خود می پوشانید. گفت: این زن که روپوش ندارد کیست؟ گفتند: این سکینه دختر امام حسین(ع) است. پرسید: تو سکینه هستی؟ اشک از چشم مبارکش جاری شد. یزید گفت:چرا گریه میکنی؟ حضرت سکینه فرمودند:

کیف لاتبکی من لیس لها خرقه تستر بها وجهها عن جلسائک؟! چطور گریه نکند کسی که پارچه ای ندارد تا روی خود را از تو و اطرافیانت بپوشاند؟! انوار النعمانیه ج 3 ص 254 به نقل از رسائل حجابیه رسول جعفریان ج 1 ص 509

5 - کتب محمد بن حسن الصفّار الی أبی محمدالحسن بن علی (ع):

فی رجل أراد أن یشهد علیء إمراة لیس بها بمحرم هل یجوز له أن یشهد علیها من وراء الستر ویسمع کلامهاإذا شهد عدلان إنّها فلا نه بنت فلان التی تشهدک و هذا کلامها أولا تجوز الشهاده علیها حتی تبرز وتثبتها بعینها فوقع علیه السلام تتنقب و تظهر للشهود.

محمد بن صفار از امام در مورد مردی سوال می کند که می خواهد بر علیه زنی که نامحرم است، شهادت دهد. آیا این مرد می تواند شهادت بدهد بر علیه آن زن، از پشت پرده و کلام زن را از پشت پرده بشنود البته زمانی که دو شاهد عادل بگویند این زن فلانی دختر فلانی است که تو داری علیه آن شهادت میدهی و این هم کلام ان زن است یا اینکه جائز نیست و زن باید آشکار شود و خودش حرفش را بزند؟ امام فرمود: آن زن، نقاب بزند و نزد شهود، ظاهر شود . من لا یحضره الفقیه ؛ ج‏3 ؛ ص67

6- در باب نقاب زدن در حال احرام روایاتی داریم که معصومین نقاب زدن در احرام را از زنها نهی کرده اند. مثلاً امام صادق می فرمایند:

المحرمة لا تتنقبُ لأنّ إحرام المرأة فی وجهها واحرام الرجل فی رأسه. زن محرمه نقاب نمی اندازد زیرا که احرام زن به صورتش است و احرام مرد به سرش.الکافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج‏4 ؛ ص346

این گونه روایات هم میتوانند موید نقاب باشند زیرا در بین مسلمانان نقاب انداختن یک امر رایج بوده، که امام در خصوص احرام، دستور می دهند که نقاب نیندازند. 7- امام صادق(ع) می فرمایند:

مرّ ابوجعفر بإمرأة متنقبه و هی مُحرمة فقال إحرمی وأسفری أرخی ثوبک من فوق رأسک فإنّک إن تنقبت لم یتغیر لونُک فقال له رجل ُ ألی أین تُرخیه؟ قال:تغملّی عینها الکافی (ط - دارالحدیث) ؛ ج‏8 ؛ ص405

حضرت امام صادق(ع) فرمودند : امام باقر (ع) از کنار یک زن نقاب محرمه گذشت و به او فرمود: احرام بینداز و رویت را باز کن و لباست را از بالای سرت بیاویز زیرا که اگر نقاب بگیری رنگت تغییر نخواهد کرد. [ و لازم است حاجی آفتاب بخورد ]مردی عرض کرد تا کجا لباس را بیاویزد؟ امام فرمودند: چشمانش را بپوشد.

این روایات صریح در این است که نقاب زدن از صدر اسلام و پس از نزول آیات حجاب در بین زنان رواج داشته است.

حجة الاسلام رسول جعفریان در ص 34 جلد یک کتاب رسائل حجابیه می گوید:

بدون تردید سنت جاری حجاب در جهان اسلام ، به گونه ای بوده است ،که زنان ، تمامی جسم خویش را که بیشتر موارد شامل صورت ودستانش می شده می پوشانده اند و این رسم، هنوز هم میان بسیاری از مسلمانان ، در نقاط مختلف دنیای اسلام رواج دارد.

اسد الله خرقانی که از علمای پیش از مشروطه است، در رساله رد کشف حجاب می گوید: شبهه ای نیست که طوائف مختلفه از مسلمانان ؛ مانند هندی ، چینی و ترکیان وافغانی وایرانی و عثمانی و مصری و تونی وحبشی وفارسی ویمنی وجبلی وشامی وجزائری ومراکشی ووجاوه ای وقفقازی و تاتار در امور عادیه خودشان با یکدیگر کمال اختلاف را دارند؛ از قبیل زبان ولباس وعادات ولی در نماز های پنج گانه و حج با هم اتفاق دارند. اتفاق در این احکام، دلیل قطعی است که اینها، تلقی از یک مبدأ شده که شرع باشد. همه فرق با اختلاف السنه وعادات در این مبدأ شریک اند. و همچنین نقاب گرفتن زن و احتحاب حرائر و محترمات نسوان اسلامی در جمیع کره ارض یک نحو تطابق دارند.

رساله کشف حجاب.ج 1 ص 148

مرحوم استاد مطهری در ص 66 کتاب حجاب خود از آلفرد هیچکاک هنرمند معروف غربی در یکی از مجلات زنانه نقل می کند که: زنان شرقی تا چند سال پیش بخاطر حجاب ونقاب وروبنده که به کار می بردند، خود به خود جذاب می نمودند وهمین مسئله ، جاذبه ی نیرومندی بدان ها می داد . اما بتدریج با تلاشی که زنان این کشور ها برای برابری با زنان غربی از خود نشان می دهند حجاب وپوششی که دیروز بر زن شرقی کشیده شده بود از میان رفت و همراه آن از جاذبه ی جنسی او هم کاسته می شود.

حجاب

به نظرم این شواهد روایی و تاریخی کافی باشد برای رایج بودن پوشیه در میان زنان مسلمان کافی باشد.

و چون جناب دکتر در پایان مقاله اش گفته است:

در نهایت اینکه برای داشتن سبک زندگی اسلامی لازم است از قرآن و سیره ی اهل بیت(علیهم السلام) پیروی کنیم که برای غیر مجتهدین تنها راه، رجوع به فتوای مراجع تقلید است تا گرفتار افراط و تفریط سلیقه ای نشویم.

پاسخ حضرت آقای مکارم درباره همین موضوع را هم ذکر می کنیم:

با صلوات بر محمد وآل محمد

وسلام وعرض ادب واحترام

در صدر اسلام یکی از پوشش های مرسوم، پوششی به نام «قِناع» بوده که صورت را می پوشانده است و با توجّه به آنچه در برخی از روایات اسلامی و گزارشات تاریخی آمده است، حضرت فاطمه(سلام الله علیها) نیز در مقابل نامحرمان از این پوشش استفاده می کرده اند. در کتب لغت از قناع «ما یُستَرُ به الوجهُ» (معجم الوسیط، واژه قناع) یعنی آنچه که صورت با آن پوشیده می شود، تعبیر شده است.

به فرموده امام باقر(ع)، جابر بن عبداللّه انصارى گفت: رسول خدا(ص)، به قصد دیدار با فاطمه بیرون شد در حالى که من همراه آن حضرت بودم؛ چون به در خانه بانو رسیدیم، پیامبر، دست خود را بر درب نهاده فشار داد، سپس فرمود: السلام علیکم! فاطمه پاسخ داد: و علیک السلام اى رسول خدا! پیامبر(ص) فرمود: داخل شوم؟ حضرت فاطمه(س) فرمود: داخل شو اى پیامبر خدا! رسول خدا(ص) گفت: با شخص همراهم وارد شوم؟ حضرت زهرا(س) فرمود: «لیس علىّ قناع» پوششى ندارم ... (الکافی ج ،5 ص 528) از تعبیر حضرت زهرا(س) روشن می شود که ایشان معمولاً از پوشش «قناع» در مقابل نامحرمان استفاده می کرده است.

اما این که جناب سلمان محمدی، جاری شدن اشک حضرت را دیده است، مربوط به همان جواز باز بودن صورت و عدم وجوب پوشاندن آن است مخصوصاً در برابر پیرمرد کهنسالی مانند سلمان که در زمان این گزارش بیش از دویست سال داشته است!

جناب دکتر گفته است:

در آغاز خطبه ی فدکیه که نوع پوشش حضرت به دقت بیان شده است سخنی از پوشاندن صورت نیست.

عجبا! مگر همه جزئیات باید ذکر شود و اگر ذکر نشود، دلیلِ نبودنِ آنهاست؟!؟

علاوه بر اینکه در تمام گزارشاتی که از رفتن حضرت به مسجد برای خواندن خطبه فدک، آمده است که وقتی حضرت وارد مسجد شدند، (ضُرِبَتْ بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَهَا رَیْطَةٌ بَیْضَاء: بحار چ 29 ص 216 ) یعنی بین مردم و حضرت، پرده ای نصب کردند و حضرت تمام خطبه خود را از پشت پرده خواندند.

جناب دکتر، با اینکه مخاطب حضرت، نخست مردان مدینه و سپس ابوبکر بود، چرا از پشت پرده سخن گفتند؟ آیا به خاطر این نبود که نه تنها صورت بلکه اندام پوشیده با چادر ایشان دیده نشود؟ آیا این کار افراط بود؟!

جناب دکتر، خانم طیبیان به درستی فرموده اند که:

آن حجابی که مراجع تقلید می فرمایند، حداقل حجابه. من که می‌توانم خودم را به حداکثر برسونم چرا نرسونم؟! حداکثر اونیه که حضرت زهرا می فرمایند و سیره‌ی اهل بیت همین است.

این سخن مخالف فتوای مراجع نیست. زیرا واجبات و محرّمات حداقل ها هستند و خداوند دوست دارد بندگانش به حداقل اکتفا نکنند و خود را به مراحل بالاتر برسانند.

مثلاً نمازهای واجب در شبانه روز، 17 رکعت است. اما در روایات، خواندن 51 رکعت نماز از علامات مومن شمرده شده است.

آیا کسی که به نوافل مقیّد باشد و دیگران را نیز به انجام آنها تشویق و توصیه کند، افراطی است؟!

سالی یک ماه روزه بر همگان واجب شده است. اما روزه تمام سال غیر از چند روز، مستحب است و سنت پیغمبر خدا و اهل بیت این بوده که تمام ماه رجب و شعبان را روزه می گرفته اند.

آیا اگر کسی خواست به این سنّت عمل نماید، افراطی است؟!؟

جناب دکتر! همین مراجعی که عمل به فتوای آنان را نشانه اعتدال دانسته اید، فتوا داده اند که:

اگر: در صورت ها زینتی باشد یا زنی چهره اش را آرایش کرده باشد، واجب است چهره اش را بپوشاند که حاج آقای صادقی نیز به این نکته اشاره فرموده اند.

نظر شما درباره این فتوا چیست؟ آیا شما که دکترای تفسیر قرآن دارید، این آیه را ندیده اید که:

و لا یُبدین زینتهنّ ( نور، 31 )

و نیز همین مراجع، پوشاندن صورت را برای دختران جوان زیبایی که باز بودن چهره آنها، موجب مفسده می گردد، واجب می دانند.

جناب دکتر! پوشیه و نقاب تا قبل از جنایت کشف حجاب رضاشاه ملعون، در میان زنان ایرانی رواج داشت و هر کسی می فهمد که زیباترین و جذابترین جای بدن زن، چهره اوست و بسیاری از مفاسد از چهره به چهره شدن دو نامحرم و اتصال نگاه مرد به صورت زن آغاز می گردد.

زدن پوشیه هیچگونه محدودیتی برای زن به وجود نمی آورد بلکه مرد را از بهره بردن از جذابترین قسمت بدن زن محروم می کند.

زنان می توانند از زیر پوشیه به راحتی بیرون را ببیند و حتی با پوشیه رانندگی نمایند. البته پوشیه های چشمی هم وجود دارد که تمام صورت را می پوشاند ولی قسمت چشمها باز است. مانند همین پوشیه ای که خانم طیبیان و دخترشان در برنامه پوشیده اند.

در پایان این مقاله به بانوانی که به هر علتی نمی توانند از پوشیه استفاده کنند. مثلا! مانند خانواده طیبیان قوی نیستند و تحمل تمسخر دیگران را ندارند یا در کشوری مانند فرانسه زندگی می کنند که زدن نقاب برای زنان را ممنوع اعلام کرده است، رو گرفتن را توصیه می کنیم.

رو گرفتن، اصطلاحی است که زنان چادری و مقیّد به رعایت حجاب کامل، معنای آن را خوب می دانند و نیازمند تعلیم و تمرین است.

زنانی که طرز صحیح چادر به سر کردن را بلد نیستند، وقتی چادر به سر می کنند، گردیِ صورت را بیرون می اندازند و چادر را با یکی از دستانشان زیر گردن نگه می دارند.

ولی زنان چادریِ تعلیم دیده، با همان چادر از پایین روی لبها و از بالا روی پیشانی و ابروها را می پوشانند و به این وسیله قسمت اعظم جذابی چهره را کنترل می کنند.

از نقش مقنعه نیز نباید غافل شد. زیرا با روسری نمی توان به راحتی زیر چانه را پوشاند. در حالی که زیر چانه جزء صورت محسوب نمی شود و پوشیده بودن آن در مقابل نامحرم واجب است.

البته خانم طیبیان نکات مهم دیگری از جمله روایت (لغیر ذی محرم اربعة أثواب) را نیز مطرح فرمودند که به علت طولانی شدن مقاله از توضیح آن صرف نظر می کنیم. والحمدلله رب العالمین

 احمدیاسر وافی یزدی، طلبه حوزه علمیه



دُرنیوز
مسخره کردن غیر مسلمانان شایسته نیست و اخلاق اسلامی اقتضا می کند نسبت به غیر مسلمانانی که در همزیستی مسالمت آمیز با مسلمانان به سر می برند، برخوردی مناسب صورت پذیرد، اما طبیعتاً و بر اساس آموزه های قرآنی (هود، 38) می توان با دشمنانی که تمسخر افراد باایمان ]]>

حکم شرعی مسخره کردن غیر مسلمانان

تمسخر
مسخره کردن غیر مسلمانان شایسته نیست و اخلاق اسلامی اقتضا می‌کند نسبت به غیر مسلمانانی که در هم زیستی مسالمت آمیز با مسلمانان به سر می‌برند، برخوردی مناسب صورت پذیرد، اما طبیعتاً و بر اساس آموزه‌های قرآنی (هود، 38) می‌توان با دشمنانی که تمسخر افراد با ایمان را رویکرد دائمی خود قرار داده‌اند، مانند خودشان برخورد کرد زیرا «کلوخ‌انداز را پاداش سنگ است».


سوال: حکم شرعی مسخره کردن غیر مسلمانان (مانند مسخره کردن حرف زدنشان، و یا قد و قامت آنها، و یا کشیدن کاریکاتور آنها) چیست؟

چنین کاری شایسته نیست و اخلاق اسلامی اقتضا می‌کند نسبت به غیر مسلمانانی که در هم زیستی مسالمت آمیز با مسلمانان به سر می‌برند، برخوردی مناسب صورت پذیرد، اما طبیعتاً و بر اساس آموزه‌های قرآنی (هود، 38) می‌توان با دشمنانی که تمسخر افراد با ایمان را رویکرد دائمی خود قرارداده‌اند، مانند خودشان برخورد کرد زیرا «کلوخ‌انداز را پاداش سنگ است».

پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به این سوال، چنین است:

حضرت آیة الله العظمی خامنه‌ای(مد ظله العالی):

جایز نیست، و حقوق انسانیّت باید نسبت به همه رعایت شود و مسلمان باید خود را از این‌گونه امور منزّه بدارد و نشان بدهد که چون مسلمان است به این گونه امور نمی‌پردازد.

 

حضرت آیة الله العظمی مکارم شیرازی(مد ظله العالی):

در فرض سوال جایز نیست.

 

حضرت آیة الله العظمی نوری همدانی(مد ظله العالی):

مسخره کردن مسلمان حرام است و نسبت به غیر مسلمان نیز باید مُسلم خود را از این گونه امور منزه بدارد.

 

حضرت آیة الله العظمی صافی گلپایگانی(مد ظله العالی):

انسان مومن هیچ کس را بدون علت شرعی استهزاء و مسخره نمی‌کند.

سوال: لطفاً مواردی که غیبت جایز است را نام ببرید؟

جواب: غیبت در مواردی که امر مهم تری در بین باشد جایز است: 1) در موقع شکایت نزد قاضی. 2) در مقام مشورت. 3) در مورد گناه کسی که علناً مرتکب معصیت می شود. 4) ذکر بیماری شخص نزد پزشک برای درمان و معالجه او. 5) در مواردی که حفظ مال یا جان کسی موکول به غیبت کردن باشد و موارد دیگری از این قبیل. (گناهان کبیره نوشته آیت الله دستغیب, ج2، ص272)

سوال: آیا صحبت کردن در مورد سران کشورها, مدیران, اساتید, که در زندگی روزمره ارتباط مستقیم داریم شامل غیبت می شود؟

جواب: نسبت به امور شخصی غیبت محسوب می شود و جایز نیست اما نسبت به اموری که به مسئولیت اجتماعی او مربوط است موارد مختلف است. خصوص مورد را از مرجع تقلید خود سوال فرمایید. (جامع المسائل آیة الله فاضل لنکرانی ره, ج1، ص253)

سوال: اگر چند نفر غیبت شخصی را بکنند و یک نفر هم در آن جمع باشد که قلباً راضی به شنیدن آن نیست و آنها را هم در غیبت یاری نکند و فقط آنجا باشد و گوش دهد برای او غیبت محسوب می شود؟

جواب: اگر می تواند و احتمال تأثیر می دهد لازم است نهی از منکر نماید و یا با در میان گذاشتن مطلب جدید حرف جلسه را عوض نماید و الا جلسه را ترک کند و اگر ناچار به ماندن در جلسه باشد گوش نکند ولی سماع غیبت اشکال ندارد. (برگرفته از ترجمه استفتائات مقام معظم رهبری چاپ وزیری، س1428 و 1430)

سوال: حکم دیدن فیلم‌هاى مبتذل چیست؟

جواب: دیدن فیلم‌هاى مستهجن و حاوى منکرات، موجب تقویت هواهاى شیطانى نفس، تضعیف اراده و ایمان و زمینه‌ساز ترتب مفاسد و گناهان بوده و به هیچ وجه جایز نیست. (آیة الله خامنه ای دام ظله)

سوال: اگر انسان ناگهان غیبت را بشنود گناه کرده است؟

جواب: استماعات و گوش دادن به غیبت حرام است اما سماع (رسیدن صدا به گوش بدون قصد) آن اشکال ندارد. (استفتائات رهبری ج2، ص121، س344)

 

چند استفتاء از آیة الله مکارم شیرازی دام ظله:

سوال: استهزا و توهین به دیگران در برنامه هاى تفریحى طنز چه حکمى دارد؟

پاسخ: اگر واقعاً توهین باشد، جایز نیست.

سوال: لطیفه هایى که درباره اهالى برخى مناطق ایران گفته مى شود، در چه محدوده اى مجاز، و در چه صورت حرام مى باشد؟

پاسخ: در مواردى که باعث هتک اهالى آن منطقه شود، جایز نیست.

سوال: لطیفه هایى که درباره ملل غیر مسلمان گفته مى شود، چه حکمى دارد؟ در مورد ملل مسلمان چطور؟

پاسخ: در هر دو مورد باید ادب اسلامى رعایت شود، و هتک و توهینى به عمل نیاید. مگر ملّت هایى که محارب با مسلمین هستند.

سوال: آیا تمسخر افرادى که متجاهر به فسق هستند، جایز است؟

پاسخ: در صورتى که راه نهى از منکر، منحصر به این کار باشد، جایز است.

فرآوری: آمنه اسفندیاری  

بخش احکام اسلامی تبیان


منابع:

سایت اسلام کوئیست

پورتال انهار

اندیشه قم

پایگاه اطلاع رسانی آیة الله خامنه ای دام ظله

 

مطالب مرتبط:

ملاک در صدق و راستی غیبت

آیا صحبت درباره سران کشورد غیبت است؟

مرز بین غیبت و انتقاد از مسئولین چیست؟

حکم قسم دروغ را می دانید؟

 

UserName



دُرنیوز
زبان یکی از استعدادهای شگفت انگیز و درخشان بشر است؛ زیرا در بین مخلوقات جهان، انسان تنها موجودی است که زبان ملفوظ دارد و می تواند با آن افکار و عواطف آن را به دیگران انتقال دهد. ]]>


دُرنیوز
گنبد سرخ از ارزشمندترین بناهای دوره سلجوقی (سال 542 هجری قمری) و از نامدارترین بناهای منطقه محسوب می شود که مبین شیوه معماری آن دوره است. ]]>

یادمان سرخ سلجوقی ها در مراغه

گنبد سرخ از ارزشمندترین بناهای دوره سلجوقی (سال 542 هجری قمری) و از نامدارترین بناهای منطقه محسوب می شود که مبین شیوه معماری آن دوره است. آنچه از کتیبه‌های موجود در بنا برداشت می‌شود این است که بنای گنبد سرخ در سال 542 هجری به‌دستور «عبدالعزیز بن محمود بن سعد یدیم» رییس آذربایجان در دورهء سلجوقیان و به وسیله «بنی‌بکر محمد بن بندان بن محسن معمار» ساخته شده‌است. با شروع ساخت این بنا دوره رازی در معماری ایران به پایان رسیده و این بنا نقطه عطف و شروع معماری آذری است.

تلفیق آجر با کاشی لعابدار برای اولین بار در معماری این بنا دلیلی است که می توان آن را به عنوان آغازگر شیوه آذری در معماری اسلامی ایران دانست. این بنا دارای گنبدی دو پوش بوده که پوشش هرمی شکل بیرونی آن فرو ریخته و تنها گنبد داخلی آن باقی مانده است. هیچ کتیبه و نوشته ای مبنی بر مقبره بودن بنا در دست نیست. بنابراین می توان آن را به عنوان یک برج یادمان تلقی کرد.به‌طور کلی گنبد سرخ بنایی مربع‌شکل است متشکل از سردابه و اتاق اصلی که برروی سکوی سنگی قرار دارد و به وسیله هفت ردیف پله می‌توان به آن دسترسی یافت. پنج پله در جلوی سکو واقع شده و پلهء ششم و هفتم جزء آستانه درگاه محسوب می‌شوند.کارشناسان میراث فرهنگی معتقدند این بنا قبل از رصدخانه مراغه برای تعیین ماه‌های سال و ساعات روز کاربرد داشته و سوراخ‌های ایجاد شده بر ضلع‌های این بنا نشانگر این امر است. این اثر در تاریخ 15 دی 1310 با شماره ثبت 134 به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است.

 

  • گنبد سرخ
    گنبد سرخ
  • گنبد سرخ
    گنبد سرخ
  • گنبد سرخ
    گنبد سرخ
  • گنبد سرخ
    گنبد سرخ
  • گنبد سرخ
    گنبد سرخ
  • گنبد سرخ
    گنبد سرخ
  • گنبد سرخ
    گنبد سرخ
  • گنبد سرخ
    گنبد سرخ
  • گنبد سرخ
    گنبد سرخ

 

فراوری: الهام مرادی

بخش گردشگری تبیان


برگرفته از: خبرگزاری میراث فرهنگی، وب‌گاه جامع گردشگری ایران



دُرنیوز
حمید رضا لطفی جانباز 70 درصد از ناحیه قطع دو پا و یک دست است که در سال 1359 با شروع جنگ تحملیلی آماده می شدم تا پشت نیمکت های کلاس پنجم ابتدایی بنشیند. او امروز بر روی ویلچر پشت تریبون تبیان آمد تا از گذشته و امروز خود بگوید: ]]>

گذری به زندگی جانباز قطع دست و دوپا


حمید رضا لطفی جانباز 70 درصد از ناحیه قطع دو پا و یک دست است که در سال 1359 با شروع جنگ تحملیلی آماده می شدم تا پشت نیمکت های کلاس پنجم ابتدایی بنشیند. او امروز بر روی ویلچر پشت تریبون تبیان آمد تا از گذشته و امروز خود بگوید:

گذری به زندگی جانباز قطع دست و دوپا

از کودکی خودتان و قبل از رفتن به جبهه برای مخاطبان تبیان بگویید.

بچه منطقه جنگی دزفول هستم و آن روزها از جنگ فقط صدای توپ و تانک و موشک هایی که به شهر می خورد را می شنیدیم. هواپیماهایی که می آمد و شهر را بمباران می کرد. 8 سال دفاع مقدس را در دزفول بودیم. در بسیج محله عضو بودم و فعالیت می کرد. جلسات قرآن داشتیم و تقریبا از کودکی فعالیت می کردم و در مسجد بودم با جلسات قرآن و مذهبی اخت شده بودم.

چه سالی و چگونه به جبهه اعزام شدید؟

در سال 1365 اعزام شدم. به خاطر حضورم در بسیج محله موقع جنگ تا پاسی از شب هم در مسجد بودم و فعالیت می کردم. کارهای فرهنگی و حفاظتی انجام می دادیم. سال 65 به جبهه اعزام شدم ، تقریبا قبل از عملیات کربلای 4 یک اتفاقی افتاد و مجبور شدم به خانه برگردم. اما 2ماه قبل از این که عملیات کربلای 5 شروع شود دوباره به جبهه برگشتم. لشکر 7 ولیعصر گردان عمار، جنوب بودم. در قسمت پشتیبانی توپخانه خط حمله منطقه شلمچه را حضور پیدا کردم. بعد از 3ماه که عملیات تمام شد من برگشتم خانه و امتحانات پایان دوره دبیرستانم را تمام کردم و بعد هم به مشهد مقدس مسافرت رفتم.حالت خاصی به من دست داد که وصف ناپذیر بود.

چگونه مجروح شدید؟

یک ماه بعد دوباره با بچه ها تصمیم گرفتیم جبهه برویم. من به بچه ها گفتم این بار اگر من با شما آمدم دیگه برنمی گردم. حس خاصی داشتم که یک اتفاقی برای من می افتد. پس از اعزام به پادگان کرخه رفتیم. دو سه ماه بعد از عملیات بود و در خط شلمچه پدافندی بودیم. پدافند یعنی خط مقدم جبهه را نگه می دارند.

آنجا بیسیم چی بودم. بچه ها چون تازه خط را گرفته بودند خیلی هایشان بی تجربه بودند و برای دفعه اول بود که به جبهه اعزام شده بودند. با عراقی ها هم تقریبا 100 تا 150 متر بیشتر فاصله نداشتیم. سربازان عراقی خیلی تیراندازی می کردند و می خواستند هیجاناتشان را خالی کنند. دوتا از بچه ها اتفاقی تیربار را گذاشتند جلوی سنگر فرماندهی و شلیک کردند. گرای تیربار را گرفتند و یک یا دو ساعت بعدش آنجا را کوبیدند. اتفاقی یکی از خمپاره ها برگشت و افتاد در سنگر بین من و فرمانده که او درجا شهید شد. من هم یک پا و یک دستم را درجا قطع شد. من را با آمبولانس به اهواز رساندند و یک هفته ای در اهواز بودم. به هر حال جنگ بود و امکانات در حد خودشان داشتند و نتوانستند کاری انجام دهند و من را به اصفهان اعزام کردند. وقتی رسیدیم اصفهان، دکتر گفت باید این یکی پایت را هم قطع کنم چون قانقاریا گرفته است و پای چپم را هم قطع کردند.

بچه ها چون تازه خط را گرفته بودند خیلی هایشان بی تجربه بودند و برای دفعه اول بود که به جبهه اعزام شده بودند. با عراقی ها هم تقریبا 100 تا 150 متر بیشتر فاصله نداشتیم. سربازان عراقی خیلی تیراندازی می کردند و می خواستند هیجاناتشان را خالی کنند.

بعداز بهبود مجروحیت چه کردید؟

3ماه در اصفهان بستری بودم. دوران نقاهتمان در اصفهان بودم و چندین عمل روی دست و پای من انجام شد. بعد از 3ماه به دزفول برگشتم و زندگی عادی را شروع کردم. سال سوم دبیرستان را در خانه نشستم و خودم درس خواندم. بعد رفتم دنبال پای مصنوعی و شروع کردم به تمرین کردن راه رفتن با پای مصنوعی.

سه ساعت صبح تمرین راه رفتن می کردم و سه ساعت بعد از ظهر. اول یک جوری بود؛ قالب گچی درست کرده بودند و پایینش یک چوب گذاشته بودند که پای من در قالب گچی می رفت. در بین نرده های دوطرفه که اول تمرین ایستادن کردم و بعد تمرین راه رفتن و حدود 3ماهی طول کشید تا تقریبا توانستم راه بروم. هیچ کسی قبول نمی کرد که من با این وضعیتم راحت بتوانم راه بروم. کلاس چهارم دبیرستانم نیمه کاره بود که تهران آمدم. بعد از چهلم امام بود. دیپلمم را تهران گرفتم و دانشگاه تهران هم قبول شدم.

گذری به زندگی جانباز قطع دست و دوپا

تحصیلاتتان چیست؟

ابتدا فوق دیپلم علوم آزمایشگاهی گرفتم اما بعد اتفاقی علاقه مند به عکاسی شدم و دو یا سه دوره عکاسی رفتم. بعد یک دوره فوق دیپلم عکاسی دیدم از سازمان هنرهای فرهنگی، پس از فارغ التحصیلی خانواده گفتند که باید برگردی و من هم به دزفول بازگشتم. بعد از یک یا دوسال که بعد از تحصیل در تهران گشتم و به عکاسی هم علاقه مند شده بودم.

شغلی هم برعهده داشتید؟

در دزفول یک شهرستان کوچک بود و کم امکانات بود و برای امثال ما مشکلاتی دارد. نحوه رفت و آمد و خانه هایی که آن موقع وجود داشت. خیلی تحت فشار بودم و 2 یا 3 ماهی رفتم و در یک دفتری که مربوط به بهزیستی بود کار کردم. کودکان عقب مانده بودند که من مدیرش بودم.2 یا 3 ماهی هم رفتم و در یک مغازه کار کردم. تقریبا 6ماهی داستان نویسی کار کردم. بعد آخرسر به هیچ نتیجه ای نرسیدم و شروع کردم به درس خواندن. کنکور قبول شدم و این دفعه بورسیه مدیریت بیمه دانشگاه امور اقتصاد و دارایی در تهران شدم. من بورسیه وزارت اقتصاد و دارایی شدم و در انتها کارمند بیمه شدم.

صبح سرکار می رفتم و بعد از ظهر درس می خواندم. تا این که چهارساله دانشگاهمان تمام شد و به صورت دائم کارمند بیمه بودم. تا سال 86 به بعد بود که من خودم را از بیمه بازنشست کردم.

از فعالیت های امروز خود بگویید.

از سال 81 بود که من وارد باشگاه تیراندازی شدم و آنجا تقریبا تا سال 90 تیراندازی کار کردم. الان هم کار می کنم ولی بیشتر موقعی که مسابقه ای باشد و ما یک هفته ای می رویم تمرین می کنیم و از سال 86 هم شنا کار کردم. البته بیشتر برای مسابقاتی که در حد خودمان است و شنایمان به صورت نیمه حرفه ای تا حرفه ای است. دو سال پیش هم در باشگاه شهید مهرانی شمشیربازی راه انداختیم و بعد یک مشکلاتی پیش آمد که شمشیربازی را رهایش کردم. سال گذشته نیز دانشگاه پیام نور قبول شدم و الان مشغول خواندن فوق لیسانس مدیریت دولتی هستم.

مصاحبه : سامیه امینی

بخش فرهنگ پایداری تبیان


مطالب مرتبط:

جانباز انقلاب

عاشق آن لباس سبز بودم

پای دردل های همسر یک جانباز

 



دُرنیوز
تنها سه خط، همه ی آن چیزی بود که حضرت امام خمینی(س) در روز شهادت فرزند ارشد و پسر برومند خود «سید مصطفی» نوشت. ]]>

نور بصرم، امید آینده اسلام‌ بود


تنها سه خط، همه‌ی آن چیزی بود که حضرت امام خمینی(س) در روز شهادت فرزند ارشد و پسر برومند خود «سید مصطفی» نوشت.

نور بصرم، امید آینده اسلام‌ بود

هم او که امام در حالی از وی با عنوان «امید آینده اسلام‌« یاد می‌کند که شهادتش را از «الطاف خفیه الهی» دانسته و در برابر مصائب امت اسلام آن را ناچیز می‌خواند.

بسیاری از دوست و دشمن، بر این باور بودند که شهادت نور دیده امام، نهضت و رهبری آن را از حرکت باز می‌دارد اما نه تنها چنین نشد که به خواست خدا اراده‌ی الهی امام خمینی(س) از یک سو و برپایی یادمان‌های شهادت فرزند امام در شهرهای مختلف ایران و سایر بلاد اسلامی و حوزه‌های علمیه از سوی دیگر، خود موجی شد که یک سال بعد، جوشش دریای خروشان مردم و در نهایت به ثمر نشستن انقلاب اسلامی ایران را منجر گردید. از همین رو است که شهادت حاج سید مصطفی خمینی را طلیعه‌ی پیروزی انقلاب می‌دانند، طلیعه‌ی خاموش.

متن نوشته حضرت امام خمینی(ره)

اعلامیه امام خطاب به مسلمین ایران و جهان درباره شهادت مصطفى خمینى، روز 1 آبان 1356 ذى‌القعده 1397 در نجف اشرف به قرار زیر است:

بسمه تعالى

انا للَّه و انا الیه راجعون

در روز یکشنبه نهم ماه ذى القعدة الحرام 1397 مصطفى خمینى، نور بصرم و مُهجَه قلبم دار فانى را وداع کرد و به جوار رحمت حق تعالى رهسپار شد.

«اللهم ارحمه و اغفر له و أسکنه الجنة بحق اولیائک الطاهرین- علیهم الصلوة و السلام».

در روز یکشنبه نهم ماه ذى القعدة الحرام 1397 مصطفى خمینى، نور بصرم و مُهجَه قلبم دار فانى را وداع کرد و به جوار رحمت حق تعالى رهسپار شد

گذری بر زندگی نور بصر امام

شهید سید مصطفی خمینی فرزند امام خمینی (ره) در سال 1309 در قم متولد شد. وی دارای استعداد فراوانی بود؛ بطوری‌که، در همان سنین جوانی به درجه اجتهاد نائل شد.

شهید سیدمصطفی خمینی از سال 1341 که نهضت امام خمینی آغاز شد، همواره در کنار امام و یار و همراه و مشاور حضرت امام بود. شهیدمصطفی خمینی پس از جریان 15 خرداد و نیز بار دیگر پس از تبعید حضرت امام، به علت اقدامات اعتراض‌آمیز خود بر علیه رژیم شاه توسط ساواک دستگیر شد و در نهایت نیز در 13 دی 1343 مأموران رژیم، به خانه او حمله کرده و او را نیز به ترکیه تبعید کردند.

پس از ورود به نجف در کنار برنامه‌های درسی و علمی، مبارزه را در کنار حضرت امام ادامه داد. در سال 48 به دنبال یک سلسله فعالیت علیه رژیم بعثی عراق، دستگیر و به بغداد منتقل شدند. سرانجام در نیمه شب اول آبان 1356، آیت‌الله سید مصطفی خمینی، به شکل مرموزانه‌ای به شهادت رسید. شهادت ایشان، نهضت اسلامی ایران را جان تازه‌ای بخشید و به شکل انقلابی فراگیر درآمد که پس از 15 ماه منجر به سقوط رژیم پهلوی شد. شاید به همین جهت بود که حضرت امام خمینی (ره)، شهادت ایشان را از الطاف خفیه الهی دانستند.

 

فرآوری: سامیه امینی

بخش فرهنگ پایداری تبیان


منابع: خبرگزاری آنا، سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی

مطالب مرتبط:

شهادت آیت الله حاج سید مصطفی خمینی

خون من رنگین تر از رزمندگان نیست

شهادت تجسمی از تقوا



دُرنیوز
بارداری دوران هیجان انگیزی برای زنان است، به خصوص اگر فرزند اولشان باشد. در طی این دوران، تغییرات زیادی در بدن رخ می دهد. بسیاری از این تغییرات... ]]>

7 مشکل هشداردهنده در بارداری


بارداری دوران هیجان انگیزی برای زنان است، به خصوص اگر فرزند اولشان باشد. در طی این دوران، تغییرات زیادی در بدن رخ می دهد. بسیاری از این تغییرات، کاملا طبیعی هستند و بیشتر زنان، دوران بارداری سالم و بی خطری را می گذرانند.

جنین

با این همه، برخی علائم نیاز به توجه بیشتری در ماه های اولیه بارداری دارند، به عنوان مثال حالت تهوع و خونریزی کم و ترشحات واژن عادی است، اما این علائم می توانند نشان دهنده وجود یک مشکل نیز باشند و شاید نیاز باشد برای درمان آنها، نزد پزشک خود بروید.

 

هر موقع در مورد هر یک از علائم بارداری خود نگران شدید، به پزشک خود مراجعه کنید.

 

در ایجا هفت مشکل هشداردهنده در سه ماهه اول بارداری را برایتان می گوییم.

 

1- خونریزی واژن

کمی لکه بینی در بارداری طبیعی است، اما خونریزی شدید می تواند علامت سقط جنین یا حاملگی خارج از رحم باشد و هر چه رنگ خون روشن تر باشد، مهم تر است.

اگر شما دچار خونریزی و دردی مشابه درد قاعدگی هستید، می تواند علامت سقط جنین باشد.

 

اگر خونریزی با درد تند و تیز پایین شکم همراه باشد، می تواند علامت حاملگی خارج از رحم باشد.

در بارداری خارج از رحم ، تخم بارور شده به جای قرار گرفتن در داخل رحم، در خارج رحم و معمولا در لوله های فالوپ جای می گیرد که خطرناک است.

 

چه باید کرد؟

چنین مواقعی باید نزد پزشک خود بروید تا از شما سونوگرافی کند.

اگرچه بیشتر این لکه بینی ها یا خونریزی های کم، نشان دهنده مشکل خاصی نیستند و جای نگرانی ندارند، ولی اگر دچار دل درد، خونریزی شدید و یا گرفتگی عضلات شکم گشتید، بایستی به پزشک خود مراجعه کنید.

اگر ترشحات و خارش واژن در اثر عفونت زنانگی باشد، برای جنین مضر است

2- حالت تهوع و استفراغ شدید

داشتن کمی حالت تهوع و استفراغ در سه ماهه اول بارداری طبیعی است و بیشتر زنان باردار دچار آن می شوند.

اما اگر تهوع و استفراغ شدید باشد و یا باعث کم آبی بدن شما شود، نیاز به توجه و بررسی بیشتری دارد.

 

اگر نتوانید برای مدت حداقل 12 ساعت آب و مایعی را در بدن خود نگه دارید و آن را بالا بیاورید، نزد پزشک خود بروید.

 

استفراغ شدید که مانع از انجام کارهای روزمره می شود، باعث کاهش وزن شدید، سرگیجه، کم آبی بدن و عدم تعادل الکترولیت های بدن می شود.

 

چه باید کرد؟

ممکن است نیاز باشد برای درمان کم آبی بدن خود در بیمارستان بستری شوید و برای کنترل تهوع خود، دارو مصرف کنید.

 

نکته: داشتن حالت تهوع و استفراغ در بارداری طبیعی است، اما زیادی آن می تواند باعث بروز مشکلاتی شود.

اکثر زنانی که طی سه ماهه اول بارداری خود دچار تهوع و استفراغ می شوند، بارداری سالم و طبیعی دارند.

 

3- تب بالا

تب بالاتر از 38 درجه سانتیگراد در طی بارداری، خطرناک است.

این تب بالا می تواند نشانه ای از وجود عفونت در بدن مادر باشد که روی جنین هم تاثیر می گذارد. تب بالا در دوران بارداری که همراه با بثورات پوستی و درد مفاصل باشد، می تواند علامتی از یک عفونت مانند سیتومگالوویروس یا توکسوپلاسما باشد.

 

سیتومگالوویروس شایع ترین علت ناشنوایی مادرزادی کودک است.

توکسوپلاسما نیز معمولا از گربه آلوده به مادر باردار منتقل می شود.

 

چه باید کرد؟

در صورت بروز هر گونه تب همراه با علائم بیماری دستگاه تنفسی فوقانی، درد بدن، علائم مشابه آنفلوآنزا یا بثورات پوستی و درد مفاصل هر چه سریع تر نزد پزشک خود بروید و هر سال واکسن آنفلوآنزا را تزریق کنید.

 

4- ترشحات و خارش واژن

گاهی اوقات ترشحات واژن طبیعی است، ولی در برخی موارد علامتی از عفونت و یا بیماری های منتقله از راه تماس جنسی می باشد که می تواند عوارض مهمی برای بارداری داشته باشد.

اگر ترشحات و خارش واژن در اثر عفونت زنانگی باشد، برای جنین مضر است.

 

چه باید کرد؟

نترسید. مشکل خود را پزشکتان بگویید تا راه درمان را به شما بگوید و بتوانید سلامت جنین خود را حفظ کنید.

 

5- احساس درد یا سوزش موقع ادرار کردن

درد و سوزش موقع ادرار کردن می تواند علامت عفونت مثانه یا عفونت مجاری ادراری باشد که اگر این عفونت ها درمان نشوند، باعث بروز بیماری خطرناک تر، زایمان زودرس و تولد نوزاد نارس می شود.

 

چه باید کرد؟

اگر دچار عفونت مثانه یا عفونت مجاری ادراری باشید، درمان آن باعث کاهش درد موقع ادرار کردن و داشتن بارداری سالم می شود.

استرس در هر حالی برای شما مضر است و هر چقدر وضعیت مادر بهتر باشد، نتایج بهتری برای مادر و نوزاد خواهد داشرت

6- درد یا ورم ساق پا- سردرد شدید

این مشکلات در بیشتر بارداری ها اتفاق نمی افتند، اما بارداری احتمال لخته شدن خون را زیاد می کند.

 

لخته شدن در ساق پا منجر به بروز درد و ورم پا می شود و این لخته خونی می تواند به سمت ریه ها برود (آمبولی ریه) که وضعیتی کشنده است.

 

لخته شدن خون در مغز می تواند باعث سردرد شدید شود. البته سردرد بارداری می تواند علل دیگری نیز داشته باشد.

 

چه باید کرد؟

اگر شما سابقه ابتلا به لخته شدن خون را دارید و یا دچار سردرد شدید گشتید، به پزشک خود بگویید.

 

7- بدتر شدن بیماری های مزمن

زنانی که قبل از بارداری دچار بیماری خاصی مانند بیماری غده تیروئید، دیابت، فشار خون بالا، آسم و یا لوپوس هستند، بایستی در دوران بارداری خود مراقب هر نوع تغییری در وضعیت بیماری خود باشند.

 

اگر بیماری شما در طی بارداری بدتر شود و یا نتوانید به خوبی آن را کنترل کنید، می تواند عوارض بدی برای شما و نوزادتان داشته باشد.

به عنوان مثال اگر هورمون تیروئیدی شما در طی بارداری خیلی بالا و یا خیلی پایین باشد، در معرض خطر سقط جنین قرار خواهید داشت.

و یا اگر میزان قند خون شما به خوبی کنترل نشود و بالا برود، در معرض خطر سقط جنین و یا ناهنجاری های جنینی خواهید بود.

 

نکته: هر نوع وخامت بیماری شما در بارداری می تواند یک چراغ قرمز برای شما باشد و بایستی به خوبی و با دقت تحت نظر پزشک خود باشید.

 

با این همه بیشتر زنان، بارداری سالمی دارند. لذا سعی کنید از دوران بارداری خود لذت ببرید.

 

« استرس در هر حالی برای شما مضر است و هر چقدر وضعیت مادر بهتر باشد، نتایج بهتری برای مادر و نوزاد خواهد داشت. بنابراین به خوبی از خودتان و جنین تان در دوران بارداری مراقبت کنید، برنامه غذایی سالم و متعادلی داشته باشید، به میزان کافی استراحت کنید و قرص ویتامین و املاح لازم را تحت نظر پزشک خود مصرف کنید، مانند قرص اسید فولیک یا قرص آهن

آیلار آرزوگران

بخش سلامت تبیان


مطالب مرتبط:

10 مشکل شایع در دوران بارداری

حاملگی‌های پرخطر

6 نکته درباره بارداری بعد از 35 سالگی

زنان باردار شاغل

چرا جنین ریز و یا درشت می‌شود؟

زن باردار خواب خوبی ندارد

بیماری صبحگاهی یا تهوع بارداری

چسبندگی جفت در بارداری خطرناک است

 

فیلم مرتبط:

عفونت های دوران بارداری

تهوع بارداری

کمردرد بارداری

 

صوت مرتبط:

درمان تهوع بارداری

مراقبت های دوران بارداری 



دُرنیوز
هیدروسفالی بیماری است که هم در کودکان دیده می شود هم در بزرگسالان. هیدروسفالی کودکان عموما ژنتیکی بوده و یا نتیجه تکامل ناقص سیستم عصبی جنین ... ]]>

در هیدروسفالی، سر بزرگ می شود


هیدروسفالی بیماری است که هم در کودکان دیده می‌شود هم در بزرگسالان. هیدروسفالی کودکان عموما ژنتیکی بوده و یا نتیجه تکامل ناقص سیستم عصبی جنین است.

هیدروسفالی

هیدروسفالی از دو بخش "هیدرو" به معنی آب و "سفالوس" به معنی سر تشکیل شده و به تجمع آب در سر اطلاق می‌شود.

 

مایع مغزی-نخاعی در اطراف مغز و نخاع در چرخش است تا مواد غذایی را به این اندام‌ها رسانده و مواد زاید را از مغز و نخاع دور کند. این مایع پس از گردش و طی سیکل عادی خود جذب سیستم وریدی می‌شود.

 

در اطراف مغز بالشتک‌هایی قرار دارند که نقش سپر محافظ مغز را ایفا می‌کنند و به آنها بطن مغزی گفته می‌شود و مایع مغزی نخاعی، درون این بطن‌های مغزی قرار دارد.

 

اگر به هر دلیلی مثل وارد آمدن ضربه به سر و سیستم عصبی، تومور، خونریزی مغزی یا مننژیت، راه خروج این مایع از مغز بسته ‌شود و یا ترشح آن بیش از حد طبیعی شود، با تجمع این ترشحات در داخل مغز و افزایش فشار درونی جمجمه، سر بزرگ‌تر از اندازه طبیعی می‌شود که به آن هیدروسفالی یا آب آوردن مغز می‌گویند.

 

کودکان بزرگ‌تر که استخوان‌های جمجمه‌شان کامل شده و به هم متصل شده‌اند، این بیماری را به صورت سردرد‌های دردناک ناشی از افزایش فشار در سر تجربه می‌کنند.

 

هیدروسفالی بیماری است که هم در کودکان دیده می‌شود هم در بزرگسالان. هیدروسفالی کودکان عموما ژنتیکی بوده و یا نتیجه تکامل ناقص سیستم عصبی جنین است.

 

هیدروسفالی اگر بدون درمان‌‌ رها شود، می‌تواند به مغز صدمه بزند و در ‌‌نهایت منجر به از دست دادن توانایی‌های ذهنی، جسمی و حتی مرگ شود.

 

با این حال، با تشخیص زودهنگام و درمان به موقع، اکثر کودکان با موفقیت بهبود می‌یابند.

اگر بیماری در مراحل ابتدایی باشد، می‌توان به درمان‌های دارویی که در واقع نوعی کاهش دهنده مایع مغزی - نخاعی هستند، امیدوار بود

علایم در نوزادان

- بیخوابی

- تهوع و استفراغ

- پایین رفتن چشم‌ها

 

علایم در بزرگسالان و کودکان

- احساس خستگی شدید و دایمی

- تهوع و استفراغ

- تاری چشم و دوبینی

- سردرد و اختلال در تعادل و راه رفتن

- بی اختیاری ادرار

- ورم اعصاب ته چشم

 

در بزرگسالان علایم این بیماری می‌تواند شکل حادتری به خود گرفته و به شکل تغییر شخصیت، از دست رفتن حافظه و یا حتی زوال عقل خود را نشان دهد.

 

علت اصلی تفاوت علایم این بیماری، فقط بستگی به سن بیمار و انعطاف پذیری استخوان جمجمه وی دارد، مثلا در نوزادان که استخوان جمجمه کاملا سفت نشده و امکان افزایش حجم دارد، علایم بیماری خفیف‌تر بروز می‌کند و با افزایش سن و محکم شدن استخوان جمجمه، بیماری حادتر و علایم آن هم جدی‌تر می‌شود.

 

بزرگ شدن سر در هیدروسفالی

تشخیص

کودکی که هر یک از نشانه‌ها و علائم ذکر شده در بالا را داراست، باید توسط پزشک ارزیابی شود. پزشک آزمایشات لازم را به عمل می‌آورد که ممکن است شامل جمع آوری سابقه پزشکی و تصویربرداری مانند سونوگرافی، سی تی اسکن یا MRI باشد.

بدین وسیله او می‌تواند تصویر روشنی از آنچه که داخل مغز رخ داده، به دست آورد.

 

درمان

اگر بیماری در مراحل ابتدایی باشد، می‌توان به درمان‌های دارویی که در واقع نوعی کاهش دهنده مایع مغزی - نخاعی هستند، امیدوار بود.

 

اما در صورت پیشرفت بیماری، باید از عمل جراحی برای رفع علت بیماری استفاده کرد؛ یعنی مثلا اگر عامل انسداد تومور است، با جراحی می‌توان آن را برداشت و یا با شیوه‌های مختلف، محل انسداد را باز کرد.

 

در این بیماری مراقبت‌های بعد از جراحی اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد، زیرا این بیماری می‌تواند در روند رشد جسمی و روحی کودک اختلالات جدی به وجود آورد که اقدامات بازپروری، فیزیوتراپی، گفتاردرمانی و کاردرمانی می‌تواند بیمار را به زندگی عادی بازگرداند.

فرآوری: نیره ولدخانی

بخش سلامت تبیان


منابع:

همشهری آنلاین – زهره بانی

پارسه گرد - نغمه خالقی

 

مطالب مرتبط:

هیدروسفالی یا بزرگی سر نوزاد

علل آب آوردن مغز

مایع مغزی نخاعی چیست؟

چرا ضایعات مغزی ایجاد می‌شود؟

در میکروسفالی، سر کوچک می‌شود

 



دُرنیوز
وقتی همه هستی ما از خداست و بی او هیچِ هیچیم، باید هوای او را بیشتر داشته باشیم و او را بر خود و حتی دیگرانی که پیش ما احترام دارند ترجیح دهیم. اما به راستی چگونه می توان خداوند عالم را احترام نمود و بزرگ شمرد؟ ]]>

راهی برای احترام گذاشتن به خدا


وقتی همه هستی ما از خداست و بی او هیچِ هیچیم، باید هوای او را بیشتر داشته باشیم و او را بر خود و حتی دیگرانی که پیش ما احترام دارند ترجیح دهیم. اما به راستی چگونه می‌توان خداوند عالم را احترام نمود و بزرگ شمرد؟

کهریزک، سالمندان

وقتی همه هستی ما از خداست و بی او هیچِ هیچیم، باید هوای او را بیشتر داشته باشیم  و او را بر خود و حتی دیگرانی که پیش ما احترام دارند ترجیح دهیم. هوای خدا را داشتن یعنی، تسلیم دستورات او بودن. یعنی مشق و تکلیفِ آن مهربانترین معلم را، مُو به مُو انجام دادن. یعنی انجام واجبات و ترک محرمات.

اما انسان هر چه خدا را بیشتر بشناسد، عشق و محبتش هم به او بیشتر می‌شود. پای عشق و علاقه هم که به میان بیاید، عاشق سر از پا نشناخته، به خدمتگزاری و کار برای معشوقش می‌شتابد و از هیچ کاری دریغ نمی‌کند. تا آنجا که توان دارد، به شناسایی و انجام هر کاری که او را به خدای مهربانش نزدیک کند، می‌پردازد. به هر شکلی شده معشوقش را تکریم و احترام می‌کند. اما به راستی چگونه می‌توان خداوند عالم را احترام نمود و بزرگ شمرد؟

پاسخ را از شهر علم و دانایی پیامبر خدا صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله بیاموزیم که فرمود:

احترام به مسلمان سالخورده ، احترام به خداوند است.1

آری، احترام و بزرگداشت سالمندان در اسلام، آنقدر ارزشمند است که احترام به آنان را احترام به خدا به حساب آورده است. به همین مقدار هم اکتفا نکرده و وجود انسان‌های سالخورده در بین خانواده را باعث برکت و افزایش رحمت خداوند شمرده و کسی که به آن‌ها احترام بیشتری بگذارد را مورد رحمت بیشتر خدا دانسته است.

از سوی دیگر تکریم سالخوردگان، امان نامه‌ای برای سختی‌های قیامت است. پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند: هر کس سالمند مسلمانی را گرامی داشته و احترام نماید، خداوند او را در قیامت از سختی‌ها و مشکلات در امان می‌دارد.2

حال که این گونه است باید برای تکریم و احترام سالخوردگان کمر همت بست و مشتاقانه به آنان خدمت نمود. برای خدمت به آنان نیز، کارهای مختلفی می‌توان انجام داد. اما آنچه که از همه ضروری‌تر و مهم تر و نیاز اکثر سالمندان می‌باشد، مسئله ی درمان و سلامت است که معمولا ذهن و فکر این عزیزان را بیش از هر چیز دیگر مشغول خود نموده است.

پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند: هر جوانى که پیرى را به خاطر سن و سالش گرامى دارد خدا هنگام پیرى او، یکى را بیاورد که گرامی‌اش بدارد

امروزه برخی از سالمندان، یا فرزندی ندارند که از آنها مراقبت نموده و در امر درمان و سلامت کمک حالشان باشد و یا مورد بی‌مهری و بی‌توجهی آنها قرار گرفته‌اند. در این بین برخی از این عزیزان، از توان مالی چندانی هم برخوردار نیستند که بتوانند از عهده هزینه‌های درمان خود برآیند و یا برای خود پرستاری استخدام نمایند.

اینجاست که باید به یاری و دستگیری آنان شتافت. اینجا جایی است که باید مورد تکریم و احترام قرار گیرند. باید دست به کار شد و دل شکسته این عزیزان را مرهم شد. در ایام بیماری، مراقبت و رسیدگی از آنها، تهیه دارو و ملزومات درمانی، بستری نمودن در بیمارستان و رسیدگی در منزل و بردن و آوردن آنها به مراکز درمانی، مرهمی است بر دلِ آنها که جسمشان فرتوت گردیده و آفتاب وجودشان رو به غروب نهاده است.

از سوی دیگر دنیا دار انعکاس و مکافات است. انسان هر عمل خوبی که انجام دهد به سوی خودش باز می‌گردد. خدمت به بیمارانِ سالمند هم، نه تنها از این قانون مستثنی نیست، بلکه بیشتر مورد تاکید قرار گرفته تا جایی که پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند: هر جوانى که پیرى را به خاطر سن و سالش گرامى دارد خدا هنگام پیرى او، یکى را بیاورد که گرامی‌اش بدارد. 3

زندگی پس از مرگ برای همه ما حتمی است و پس از زندگی کوتاه در این دنیا با مرگ به دنیایی دیگر انتقال می‌یابیم و باید برای آن دنیا نیز توشه برداریم تا این سفر را به خوبی بگذارنیم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می‌فرمایند: هر کس بزرگسال مسلمان را گرامی دارد خداوند در قیامت از سختی‌ها و مشکلات در امان می‌دارد. (الکافی ج2 ص 658 ح3)

امام صادق علیه السلام: لَیسَ مِنّا مَن لَم یُوَقِّر کَبیرَنا و یَرحَم صَغیرَنا ؛(الکافى، ج 2، ص 165) از ما نیست کسى که به بزرگ سالان ما حرمت ننهد و با خردسالان ما مهربان نباشد.

 

پی نوشت ها:

1. کافی: ج 2، ص 165

2. کافی: ج 2، ص 658

3. نهج الفصاحه حدیث 2569

فرآوری: محمدی                

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


منبع:

سایت رهروان ولایت

سایت دارالحدیث

 

مطالب مرتبط:

حقوق این سه گروه را نادیده نگیرید

سفره‌های هفت سین و پدر و مادرهای رانده شده!

مواهب رعایت حقوق والدین  

 

فیلم مرتبط:

مادری که فراموش شد

 



دُرنیوز
یکی از محرک های دوری از رذایل و روی آوری انسان به فضایل در نظر آوردن فواید دنیایی آن مانند کسب وجاهت در نظر مردم و ستایش آن است. ]]>

موتورهای محرک برای سعادت انسان

یکی از محرک های دوری از رذایل و روی آوری انسان به فضایل در نظر آوردن فواید دنیایی آن مانند کسب وجاهت در نظر مردم و ستایش آن است. این شیوه مورد تأیید قرآن نیست چرا که ارزش انسان فراتر از اینهاست و از دیگر سو کمال او نیز در گرو وجاهت اجتماعی و امور مقطعی زودگذر نیست بلکه موارد دیگر را می توان به عنوان محرک های اصلی انسان جهت روی آوری به فضایل معرفی کرد.


پاداش

امید پاداش

آیات قرآن و روایات معصومان از این شیوه به کرات بهره گرفته اند.

ابعاد پاداش های خداوند بسیار گوناگون، امیدزا و شوق برانگیز است: خداوند وعده داده پاداش نیکوکاران را عطا کند. (زمر/20، فرقان/25)

قرآن در قاعده ای کلی می فرماید:

(وَ أَقِیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ وَ أَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً وَ ما تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِکُمْ مِنْ خَیْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ هُوَ خَیْراً وَ أَعْظَمَ أَجْراً).(مزمل/20) نماز را بر پا دارید، و زکات را ادا کنید، و از طریق انفاق هاى مستحبى به خداوند قرض الحسنه دهید، و بدانید آنچه را از کارهاى خیر براى خود از پیش مى‏فرستید آن را نزد خداوند به بهترین وجه بزرگترین، پاداش خواهید یافت.

لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا الْحُسْنى‏ وَ زِیادَة وَ لا یَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ قَتَرٌ وَ لا ذِلَّة أُولئِکَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِیها خالِدُون (یونس/26) برای کسانی که کار نیک کرده اند نیکویی و زیاده است، چهره هایشان را غبار و ذلتی نمی پوشاند. اینان اهل بهشت اند و در آن جاویدان خواهند بود.

از این رو برای هر کار نیکی پاداشی وجود دارد و آن را می توان به چند بخش تقسیم کرد:

1) پاداش زود هنگام

بخشی از این پاداش ها به شکل امدادهای گوناگون در این دنیاست که همواره دستگیر بنده می شود.

قرآن در این باره می فرماید: لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا فِی هذِهِ الدُّنْیا حَسَنَة وَ لَدارُ الْآخِرَةِ خَیْرٌ وَ لَنِعْمَ دارُ الْمُتَّقِین (نحل/30) برای کسانی که نیکی کرده اند، در این جهان نیکی است و همانا سرای واپسین بهتر است.

2) جبران کمبودها

عمر انسان بسی کوتاه و اعمال خوب او بسی ناچیز تر از آن است که بتواند به ثواب و عیش ابدی آخرت نایل شود و اینجاست که لطف بی انتهای خداوند این فاصله را پر می کند.

به عنوان مثال خداوند با سر آمدن عمر انسان، اعمال او را پایان یافته نمی شمارد و حتی ممکن است عمل نیک او را به بلندای عمر دنیا قرار دهد.

امام باقر علیه السّلام فرمود: هر کس از بندگان خدا که سنّتى نیکو و شایسته نهد، براى او برابر پاداش همه آنان که بدان سنّت عمل کنند اجر و پاداش خواهد بود بدون اینکه از ثواب احدى از آنها چیزى کاسته شود، و هر کس کارى زشت را بدعت نهد، کیفر و جزاى او برابر است با کیفر و جزاى همه آنان که بدان عمل کنند بدون اینکه از عقوبت و جزاى احدى چیزى کاسته گردد. (ثواب الأعمال/ ترجمه غفارى /297)

این وحشت و تنهایی همراه با افسردگی و اندوه دامنگیر افراد مجرم خواهد بود آنان که رسوایی شان از سیمایشان شناخته می شود

خوف کیفر

ترس از کیفر عامل بازدارنده از گناه و محرکی برای انجام نیکی هاست. در یک سو امید به پاداش قرار دارد تا انسان همواره با توازن بین آنها میان خوف از کیفر و عقاب و امید به عفو و پاداش به سر برد.

خداوند به پیامبر اکرم در بیان کلی چنین خطاب می کند:

"نَبِّئْ عِبادِی أَنِّی أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِیمُ وَ أَنَّ عَذابِی هُوَ الْعَذابُ الْأَلِیمُ".(حجر/49-50) بندگان مرا خبر ده که به درستى من آمرزگار مهربانم. و (نیز خبر ده) که عذاب من همانا عذابى دردناک است.

اصولاً هیچ رذیلتی بی کیفر نیست. از این رو آدمی نباید گمان برد عملش مفقود و کیفر آن محو شده است بلکه همواره می بایست از واکنش تکوینی اعمال زشت خود بر حذر باشد.

نمودهای کیفر را به چهار دسته کلی می توان تقسیم کرد:

1)‌ کیفر زود هنگام

عقوبت برخی از زشتی ها در همین دنیا دامن گیر انسان می شود مانند: کوتاه شدن عمر، تغییر نعمت ها، فقر و تنگی معیشت، تسلط اشرار و مستجاب نشدن دعا.

قرآن می فرماید: وَ ما أَصابَکُمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِما کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَ یَعْفُوا عَنْ کَثِیر(شوری/30) مصائب و ناملایماتى که متوجه شما مى‏شود، همه به خاطر گناهانى است که مرتکب مى‏شوید، و خدا از بسیارى از آن گناهان در مى‏گذرد و شما را به جرم آن نمى‏گیرد.

2) گذرگاه مرگ

برخی از کیفر ها در لحظه جان دادن بروز می کنند.

قرآن در این باره ما را با حقایقی آشنا می کند و بر این نکته تأکید می کند که چگونگی مرگ پاکان با ناپاکان یکسان نیست از جمله در این آیه:

أَمْ حَسِبَ الَّذِینَ اجْتَرَحُوا السَّیِّئاتِ أَنْ نَجْعَلَهُمْ کَالَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَواءً مَحْیاهُمْ وَ مَماتُهُم ساءَ ما یَحْکُمُون (جاثیه/21) بلکه آیا کسانى که گناه مرتکب مى‏شوند، و جرم اکتساب مى‏کنند، پنداشته‏اند که ما آنان را مانند کسانى قرار مى‏دهیم که ایمان آورده و عمل هاى صالح مى‏کنند؟ در حالى که زندگى و مرگشان مساوی است؟ حکم بدى است که کرده‏اند.

"ساءَ ما یَحْکُمُونَ" این جمله پندار مذکور آنان را رد مى‏کند و مى‏فرماید: اینکه پنداشتند و حکم کردند که حیات و ممات مرتکبین گناهان و مۆمنان صالح یکسان است حکم بدى است که کرده‏اند و بدى حکم کنایه است از بطلان آن.

ترس از کیفر عامل بازدارنده از گناه و محرکی برای انجام نیکی هاست. در یک سو امید به پاداش قرار دارد تا انسان همواره با توازن بین آنها میان خوف از کیفر و عقاب و امید به عفو و پاداش به سر برد

به گفته مولوی:

مرگ هر کس ای پسر همرنگ اوست                         پیش دشمن دشمن و بر دوست دوست

3) هراس محشر

شرایط آن روز برای انسان بسیار متفاوت با شرایط زندگی در این دنیاست. آیات متعددی بر این مطلب دلالت دارند که به ذکر یک نمونه بسنده می کنیم:

این وحشت و تنهایی همراه با افسردگی و اندوه دامن گیر افراد مجرم خواهد بود. آنان که رسوایی شان از سیمایشان شناخته می شود. (الرحمن/41)

4) کیفر دوزخ

دوزخ پایانه کیفرها و کمینگاه طغیانگران است. دوزخ دارای درهای مختلف و درکات متفاوت است و ورود بدکاران بدان نیز که با خفت و خواری است به یک شکل نیست.

مثلاً برخی با صورت بدان وارد می شوند. گزارش زوایای این بحث از آیات و روایات بسیار گسترده و طولانی است برای ما همین بس که قرآن کریم ما را از این عذاب نزدیک بیم داده تا پیش از آنکه آن را ببینیم و به ما گفته شود: این است دوزخی که به شما وعده داده می شد. (یس/63)

بی گمان محرک هایی که در پیدایش و رشد فضایل و یا کاهش و پالایش رذایل موثرند، باید به قدری نیرومند باشند که انسان را در این مسیر پیش برند و به نظر می رسد نیرومندترین محرک ها متعلق به حوزه دین باشند.

مریم پناهنده   

بخش قرآن تبیان


منابع:

1) اخلاق و تربیت اسلامی/ دکتر نجارزادگان

2) ثواب الأعمال/ ترجمه غفارى

 

مطالب مرتبط:

تقوا محرّک انسان به سوی خیرات/حکایت

چگونه می‌توان به نماز بیشتر علاقمند شد؟

هدایت گر نسل ها(2)

ارزش ما به اندازه آرزوهای ماست!

کانون آرامش زندگی به روایت قرآن

شیعه ما هرگز بسوی دشمن دست دراز نمی کنند!

مهارت های زندگی قرآنی

چند گام تا رسیدن به خوشبختی

مستقیم ترین راه خوشبختى

شما خوشبختید؟!

روز دهم: سعادت

کلید داخل جیب تو هست!

6کلید خوشبختی و سعادت در قرآن

 

صوت مرتبط:

خدای سبحان محرّک انسان



دُرنیوز
چند وقت پیش تیتر بزرگی با عنوان خانه جدید ثروتمندترین مرد کویت! در یکی از سایت های اینترنتی نظرم را به خودش جلب کرد، کلیک کردم و صفحه باز شد : ناصر الخرافی ،شخصی که داراییش در بانکهای کویت بیش از 12میلیارد دلار بودو33نفتکش در سراسر جهان داشت. ]]>

خانه جدید ثروتمند ترین مرد کویت!

ثروتمند
چند وقت پیش تیتر بزرگی با عنوان "خانه جدید ثروتمندترین مرد کویت!" در یکی از سایت های اینترنتی نظرم را به خودش جلب کرد، کلیک کردم و صفحه باز شد:

ناصر الخرافی، شخصی که داراییش در بانک های کویت بیش از 12میلیارد دلار بود و 33 نفتکش در سراسر جهان داشت.


کمی در مورد ناصر الخرافی تحقیق کردم که ببینم او که بوده؛ با چند تا کلیک و سرچ رسیدم به اینکه وی، شخصی که داراییش در بانک های کویت بیش از 12میلیارد دلار بود و 33 نفتکش در سراسر جهان داشت، یکی از بزرگترین مالکین هتل در جهان، دارای سهام نیمی از شرکت مخابرات، صاحب 20 برج آسمان خراش در کویت و مالزی و فرانسه و ایتالیا و لندن و دبی!

و امروز آخرین تصویری از دارایی او و هست و نیست او در شبکه ها گذاشته شده بود؛ بله یک تکه سنگ و خروارها خاک که بر روی بدن بی جان او ریخته شده است.

وَ مَا هَذِهِ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوَانُ لَوْ کَانُوا یَعْلَمُونَ؛  

این زندگى دنیا جز سرگرمى و بازیچه نیست، و زندگى حقیقى همانا [در] سراى آخرت است اى کاش مى‏دانستند.(عنکبوت، آیه 64)

یک لحظه در ذهن، با خودم گفتم: چقدر از آخرت فاصله گرفته ایم و زرق و برق های این دنیای لعنتی ما را به خودش مشغول کرده است.

هر کاری می کنیم تا هر روز بیشتر از دیروز در رفاه و آسایش مادی بیشتر باشیم و هر روز صفرهای حسابمان بالاتر برود آن هم متأسفانه همیشه از راه حلال نیست، اگر از راه حلال بود باز جای شکر داشت اما واقعاً چقدر شده که یک روز، حلال وار زندگی کنیم و بتوایم در آخر برای خود این همه برج و سهام و ... به دست بیاوریم؟!!

آیا غیر از این است که با پارتی بازی و این آقا را دیدن، دم آن آقا را داشتن، هدیه های نامشروع رشوه و هزاران راه دیگر که هم من می دانم و هم دیگران، خودمان را با طناب تباهی به هر قیمتی بالا می کشیم و در آخر هم یکی از این مال ها را با خود نمی بریم که هیچ، با کوله باری از گناه پشت خود را سنگین می کنیم.

والسّابقون السّابقون داریم ولی نه در امور مادی و دنیایی بلکه گفته اند در امور معنوی و اخرتی گوی سبقت را از یکدیگر بربایید و از یکدیگر جلو بزنید

چه بسیار افرادی بوده اند با هزاران پست و مقام و شهرت، با ثروت های آن چنانی که نمی دانستند با آنها چه کنند، با خانه ها و باغ ها و ویلاهای گران قیمت، خانه هایی که وقتی در آن وارد می شوی جز بوی تجملات و اشرافی گری چیز دیگری از آن به مشام آدمی نمی رسید، ماشین هایی که با عبور از خیابان چه نفس هایی که با دیدن آن آه سردشان بلند می شد که ای خدا من چه طور زندگی می کنم تا بتوانم صورت خودم و خانواده ام را با سیلی سرخ نگه دارم، چگونه تلاش می کنم تا روزی نرسد که شرمنده زن و بچه ام شوم که نتوانم حداقل های زندگی را برای آنان فراهم کنم و اینها کجا که درآمد ماهانه من که حداقل زندگی ام را هم کفاف نمی دهد، چندین برابر آن خرج روزانه عده ای دیگر، بلکه بهتر بگویم برج های آنان است.

بسیاری از همین آدم ها که مال دنیا چشمشان را بر روی آخرت بسته و دنیا را دو دستی چسبیده بودند، با آمدن جناب عزراییل حتی قطره ای از آن ها به دردشان نخورد و همه را گذاشتند برای ورّاث محترم، و خدا می داند که این ورّاث با این مال ها، برای عزیزان از دست رفته شان باقیات و صالحاتی می سازند و چراغی می شوند برای روزهای سخت برزخی آنها یا آتشی که هر لحظه عذاب آنان را بیشتر می کند!

قصد ندارم فقط با ضمایر غایب و مخاطب خودم را از دیگران متمایز کنم، هر چه گفته ام و می گویم اولین نفری که مخاطب آن است خود بنده است. چه بلایی بر سر خودمان آورده ایم و می آوریم چرا سرعت در سبقت را در امور مادی و دنیایی از هم می رباییم؟!!

بله والسّابقون السّابقون داریم ولی نه در امور مادی و دنیایی بلکه گفته اند در امور معنوی و آخرتی گوی سبقت را از یکدیگر بربایید و از یکدیگر جلو بزنید.

زهرا اجلال                         

کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث     

بخش قرآن تبیان                    


مطالب مرتبط:

دلبستگی به دنیا مانع شیرینی مناجات!

تصویری از چهره ی واقعی دنیا

فرزند دنیا و یا فرزند آخرت هستیم؟

امیر دنیاییم یا اسیر دنیا؟!

وصف دنیا در نهج البلاغه

معنابخشی به مال دنیا

بچه پولدارها چگونه زندگی می کنند؟!

آثار خطرناک مال حرام!

خونه های نیاوران را با شوش مقایسه کردین؟!

آخر سفر پولدارها و فقیرها

چرا بعضیها اینقدر پولدارند؟

مفاسد و فوائد مال

به هوش باشیم که مرگ نزدیک است!

آماده باش، سفر آخرت نزدیک است!!

 

صوت مرتبط:

فقر و غنای ممدوح و مذموم

تجملات

انواع ثروت

 

فیلم مرتبط:

ترس از مرگ

توازن بین دنیا و آخرت

UserName



دُرنیوز
لطیفه ای در بین مردم مرسوم است که گفته می شود شخصی بعد از اینکه در رمی جمرات سنگ هایش تمام می شود شروع به فحش دادن به شیطان می کند. در حج امسال یک حاجی بعد از اینکه سنگ هایش تمام می شود با چوب به نماد شیطان حمله می کند!! ]]>

کتک خوردن شیطان توسط یک حاجی!

شیطان

لطیفه ای در بین مردم مرسوم است که گفته می شود شخصی بعد از اینکه در رمی جمرات سنگ هایش تمام می شود شروع به فحش دادن به شیطان می کند.


در حج امسال یک حاجی بعد از اینکه سنگ هایش تمام می شود با چوب به نماد شیطان حمله می کند!!

البته این حاجی 37 ساله که "حاج عبده"‌ نام دارد، در مورد علت این کار خود گفت: من خیلی از دست شیطان ناراحت و عصبانی بودم از همین رو خواستم او را با چوب بزنم اما نیروهای امنیتی جلوی مرا گرفتند و مرا از این کار منع کردند.

با شنیدن این خبر، یاد اعمال و رفتارهای روزانه مان افتادم و با خود گفتم: آیا به واقع در طول زندگیمان در تلاش هستیم تا در برابر خواسته های شیطان سنگی یا چوبی برداشته و در برابر او جبهه گرفته و او را از صمیم قلب بزنیم؟!!

 

رمى شیطان و شیطنت

تا به حال به معنای رمی فکر کرده ایم؟!

معناى سنگ زدن به جمره آن است که من هر شیطان و شیطنتى را رمى کردم. حال آیا به نظر شما اگر انسانى خود جزء شیاطین انسى باشد، قدرت و لیاقت رمى کردن دارد؟

وقتى شیطان قرین (همنشین) کسى باشد، او نمى‌تواند قرین خود را رمى کند؛ «وَمَن یَعْشُ عَن ذِکْرِ الرَّحْمَنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ»( زخرف: 36)، «وَمَن یَکُنِ الشَّیْطَانُ لَهُ قَرِینًا فَسَاء قِرِینًا»( نساء: 38)

کسى که از یاد حق غافل است و نام حق و یاد حق را نمى‌شنود و نمى‌بیند، کیفرى را که خداوند متعال به او مى‌دهد، آن است که شیطان را قرین و مقارن او مى‌سازد و کسى که شیطان قرین او باشد، به همسفر بدى مبتلا است و از آنجا که شیطان  قرینش مى‌باشد، دیگر او را رمى نمى‌کند و چنین کسى در حقیقت اعمال منا را انجام نداده، به سرّ رمى جمرات نرسیده و حجّ او ناتمام است.(کتاب عرفان حج، ‌آیة الله جوادی آملی)

چقدر این رمی مهم و حیاتی است که با عدم انجام آن، حج انسان ناتمام خواهد شد.

ما که الان از رمی جمرات نمادین در سرزمین مکه جا مانده ایم، چقدر به فکر سنگ زدن و رمی کردن شیطان ها و شیطونک های ریز و درشتی که هر لحظه سایه شان بر زندگی ما مستدام است هستیم؟

و آیا شمایی که سعادت با شما یار بوده و توانستید از نزدیک به خانه خدا رفته و در اعمال رمی جمرات شرکت کنید، مراقب شیطان های زندگیتان هستید؟! خود را برای رمی این شیطان ها در زندگی آماده کرده اید؟!

کسى که از یاد حق غافل است و نام حق و یاد حق را نمى‌شنود و نمى‌بیند، کیفرى را که خداوند متعال به او مى‌دهد، آن است که شیطان را قرین و مقارن او مى‌سازد و کسى که شیطان قرین او باشد، به همسفر بدى مبتلا است و از آنجا که شیطان قرینش مى‌باشد، دیگر او را رمى نمى‌کند و چنین کسى در حقیقت اعمال منا را انجام نداده، به سرّ رمى جمرات نرسیده و حجّ او ناتمام است

شیطونک هایی که ما با انتخاب آنها به عنوان همنشین و دوستان همیشگی، بدجوری خودمان را پابند آنها کرده ایم که گاه می توان گفت بدون حضور آنها به نظر نمی توان زندگی کرد.

می پرسید؟ کدام شیطونک ها؟!

شیطان دروغ که سایه اش خیلی وقته در بازار ها و کاسبی های ما پهن شده به طوری که وقتی به وجود آن معترض می شویم: در پاسخ می گویند: این که دیگه همه جایی شده، سخت نگیر. اگر دروغ نگیم که نمی تونیم کاسبی کنیم!!

شیطانک زنا که با سایه ی نحس و شومش عفاف و حیا را از زنان و مردانمان ربوده و به جای غیرت، بر تن مردان ما بی غیرتی را ملبس کرده است.

شیطانک ربا که شده نقل داد و ستد جامعه، تا یکی کم میاره راهی را جز ربا و رشوه نمی بینه و بدتر از آن اینکه شیطان ربا و رشوه با شیطان دیگری به نام توجیح، این عمل گناه و زشت را پنهان می کند و به آن تصویر حق به جانبی می دهد!

شیطانک غیبت که اصلاً محافل خانوادگی و دوستانه ی خیلی ها بدون حضور او صفایی نداره!

و....

بله اگر کمی با خودمون فکر کنیم و روی رفتارهای روزانه مان متمرکز شویم، خواهیم دید که در زندگی بسیاری از ما آدم ها شیطان ها و شیطونک های ریز و درشتی وجود دارند که اگر دست نجنبانیم و حواسمان نباشد تیشه بر زندگیمان خواهند زد و خسر دنیا و آخرت خواهیم شد.

پس تا دیر نشده فرصت را غنیمت شماریم ....

زهرا اجلال    

بخش قرآن تبیان


مطالب مرتبط:

بهترین راهکارها برای دور کردن شیطان

4گلوگاه‌ خطرناک برای سوء استفاده شیطان!!

بزرگ‌ترین وسوسه شیطان

5 چیزی که شیطان را دور می کند!

نکاتی در مورد اجنه و راندن آنها

به سخن آمده شیطان در قیامت

متن خداحافظی شیطان!

سخنرانی شیطان در پنج سکانس

آژیر خطر ابلیس

باران‌هایی که وسوسه شیطان را از قلب می‌شوید!

نقاط قوت و نقاط ضعف شیطان؛ راه مبارزه با شیطان

قلاب های شیطانی برای صید انسان

راه‌های نفوذ شیطان را ببندید

نسخه‌ای برای فرار از شیطان

شیطان به زنجیر کشیده می شود

اختلاف افکنی و تفرقه؛ ابزار کار شیطان!

چگونه در مقابل شیطان ایمن شویم؟

میل جنسی، برگ برنده شیطان

ترفندهای شیطانی درحوزه عمل اجتماعی

ابزارهای شیطان در جنگ نرم

شیطان در تعابیر قرآنی

راههای ولایت شیطان بر انسان

چگونه شیطان را کیش و مات کنیم؟

 

صوت مرتبط:

سزای عمل شیطان

فرودگاه شیطان کجاست؟ (1)

فرودگاه شیطان کجاست؟ (2)

 

فیلم مرتبط:

کمینگاه های شیطان

آیه های زندگی/ شراکت شیطان در زندگی



دُرنیوز
زینت بودن چیزى، غیر از دلبستگى به آن است. در این آیه انتقاد از دلبستگى شدید است که از آن به «حُبُّ الشَّهَواتِ» تعبیر مى‏کند. ]]>

جلوه‏هاى دنیا، مقدّمه‏ى غفلت از آخرت!

خانواده

با اینکه خداوند زینت بودن مال و فرزند را پذیرفته است‏ «الْمالُ وَ الْبَنُونَ زِینَةُ الْحَیاةِ الدُّنْیا» (کهف، 46) پس چرا آیه 14 سوره آل عمران در مقام انتقاد است؟

زینت بودن چیزى، غیر از دلبستگى به آن است. در این آیه انتقاد از دلبستگى شدید است که از آن به «حُبُّ الشَّهَواتِ» تعبیر مى‏کند.


زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنِینَ وَ الْقَناطِیرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَیْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعامِ وَ الْحَرْثِ ذلِکَ مَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ (آل عمران ـ 14)

عشق و علاقه به زنان و فرزندان پسر و اموال زیاد از طلا و نقره و اسبان ممتاز و چهارپایان و کشتزارها که همه از شهوات و خواسته‏هاى نفسانى است، در نظر مردم جلوه یافته است، (در حالى که) اینها بهره‏اى گذرا از زندگانى دنیاست و سرانجام نیکو تنها نزد خداوند است.

 

جاذبه زینت هاى مادى‏

در آیات گذشته سخن از کسانى بود که تکیه بر اموال و فرزندانشان در زندگى دنیا داشتند و به آن مغرور شدند و خود را از خدا بى‏نیاز دانستند، این آیه در حقیقت تکمیلى است بر آن سخن، مى‏فرماید: "امور مورد علاقه، از جمله زنان و فرزندان و اموال هنگفت از طلا و نقره و اسب هاى ممتاز و چهارپایان و زراعت و کشاورزى در نظر مردم جلوه داده شده است" تا به وسیله آن آزمایش شوند "ولى اینها سرمایه‏هاى زندگى دنیا است، (و هرگز نباید هدف اصلى انسان را تشکیل دهد) و سرانجام نیک (و زندگى جاویدان) نزد خدا است."

درست است که بدون این وسایل، نمى‏توان زندگى کرد، و حتى پیمودن راه معنویت و سعادت نیز بدون وسایل مادى غیر ممکن است، اما استفاده کردن از آنها در این مسیر مطلبى است، و دلبستگى فوق العاده و پرستش آنها و هدف نهایى بودن مطلب دیگر.

 

نکات آیه:

چه کسى این امور مادى را زینت داده؟

جمله "زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ" که به صورت فعل مجهول ذکر شده مى‏گوید: علاقه به زن و فرزند و اموال و ثروت ها در نظر مردم زینت داده شده است، در اینجا این سوال پیش مى‏آید که زینت دهنده چه کسى است؟

آیه مورد بحث و سایر آیات مشابه آن هیچ گاه علاقه معتدل نسبت به زن و فرزندان و اموال و ثروت را نکوهش نمى‏کند، زیرا پیشبرد اهداف معنوى بدون وسایل مادى ممکن نیست. به علاوه قانون شریعت هرگز بر ضد قانون خلقت و آفرینش نمى‏تواند باشد، آنچه مورد نکوهش است عشق و علاقه افراطى و به عبارت دیگر "پرستش" این موضوعات است

بعضى از مفسران معتقدند که این هوس هاى شیطانى است که آنها را در نظرها زینت مى‏دهد و به آیه 24 سوره نمل "وَ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطانُ أَعْمالَهُمْ" (و شیطان اعمال آنها را در نظرشان جلوه داده است) و امثال آن استدلال کرده‏اند ولى این استدلال صحیح به نظر نمى‏رسد؛ زیرا آیه مورد بحث در باره "اعمال" سخن نمى‏گوید، بلکه درباره اموال و زنان و فرزندان سخن مى‏گوید.

آنچه در تفسیر آیه صحیح به نظر مى‏رسد این است که زینت دهنده خداوند است از طریق دستگاه آفرینش و نهاد و خلقت آدمى.

زیرا خدا است که عشق به فرزندان و مال و ثروت را در نهاد آدمى ایجاد کرده تا او را آزمایش کند و در مسیر تکامل و تربیت پیش ببرد همان طور که قرآن مى‏گوید: "إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الْأَرْضِ زِینَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَیُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا"، "ما آنچه را در روى زمین هست زینت براى آن قرار دادیم تا آنها را بیازماییم که کدامیک عملشان بهتر است. (سوره کهف، آیه 7)

یعنى از این عشق و علاقه تنها در مسیر خوشبختى و سازندگى بهره گیرند، نه‏ در مسیر فساد و ویرانگرى.

جالب این که در آیه مورد بحث نخستین موضوعى که ذکر شده است همسران و زنان مى‏باشند و این همان است که روانکاوان امروز مى‏گویند."

غریزه جنسى از نیرومندترین غرایز انسان است تاریخ معاصر و گذشته نیز تأیید مى‏کند که سرچشمه بسیارى از حوادث اجتماعى طوفان هاى ناشى از این غریزه بوده است".

ذکر این نکته نیز لازم است که آیه مورد بحث و سایر آیات مشابه آن هیچ گاه علاقه معتدل نسبت به زن و فرزندان و اموال و ثروت را نکوهش نمى‏کند، زیرا پیشبرد اهداف معنوى بدون وسایل مادى ممکن نیست.

به علاوه قانون شریعت هرگز بر ضد قانون خلقت و آفرینش نمى‏تواند باشد، آنچه مورد نکوهش است عشق و علاقه افراطى و به عبارت دیگر "پرستش" این موضوعات است.

 

منظور از متاع حیات دنیا چیست؟

متاع به چیزى مى‏گویند که انسان از آن بهره‏ مند مى‏شود و حیات دنیا به معنى "زندگى پایین و پست" است بنابراین معنى جمله "ذلِکَ مَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا" چنین مى‏شود که اگر کسى تنها به این امور شش‏گانه به عنوان هدف نهایى عشق ورزد و از آنها به صورت نردبانى در مسیر زندگى انسانى بهره نگیرد، چنین کسى تن به زندگى پستى داده.

در حقیقت جمله "الْحَیاةِ الدُّنْیا" (زندگى پایین) اشاره به سیر تکاملى حیات و زندگى است که زندگى این جهان نخستین مرحله آن محسوب مى‏گردد. لذا در پایان آیه اشاره‏اى اجمالى به آن زندگى عالى‏تر که در انتظار بشر مى‏باشد کرده و مى‏فرماید: "وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ"، یعنى سرانجام نیک در نزد خداوند است.

 

نکته دیگر:

در میان نعمت هاى مادى زنان را مقدم داشته چرا که در مقایسه با دیگر نعمت ها نقش مهم‏ترى در جلب افکار دنیا پرستان و اقدام آنها بر جنایات هولناک دارد!

علاقه‏ى طبیعى به مادّیات، در نهاد هر انسانى وجود دارد، آنچه خطرناک است فریب خوردن از زینت‏ها و جلوه‏هاى آن، و عدم کنترل دلبستگى‏هاست. «زُیِّنَ لِلنَّاسِ ...»
امام صادق علیه السلام با استناد به «حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ ...» فرمودند: مردم در دنیا و آخرت از چیزى بیشتر از زنان لذّت نمى‏برند ... اهل بهشت نیز بیش از هر چیز به نکاح تمایل دارند تا خوردنى‏ها و آشامیدنى‏ها. (کافى، ج 5، ص 321)

این روایت دلیل تقدّم «النِّساءِ» را بر دیگر موارد بیان مى‏کند.

 

پیام‏های آیه:

1ـ علاقه‏ى طبیعى به مادّیات، در نهاد هر انسانى وجود دارد، آنچه خطرناک است فریب خوردن از زینت‏ها و جلوه‏هاى آن، و عدم کنترل دلبستگى‏هاست. «زُیِّنَ لِلنَّاسِ ...»

2ـ جلوه‏ى دنیا براى مردمِ عادّى است، نه افراد فرزانه. (در نظر همسر فرعون که فرزانه‏ى تاریخ است، کاخ و طلاى او بى‏ارزش است. «نجّنى من فرعون و عمله». تحریم، 11) «زُیِّنَ لِلنَّاسِ»

3ـ علاقه‏ى بیش از حدّ به زن و فرزند، بیش از هر چیز مایه‏ى دلبستگى انسان به دنیا مى‏گردد. «حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنِینَ»

4ـ مراقب باشیم که زینت‏ها و جلوه‏هاى دنیا، مقدّمه‏ى غفلت از آخرت است. «زُیِّنَ لِلنَّاسِ»، «وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ»

یکى از عوامل بد عاقبت شدن، شیفتگى و دلبستگى به دنیاست. زیرا عاقبت نیکو تنها نزد خداست. «زُیِّنَ لِلنَّاسِ»، «اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ»

6ـ یکى از شیوه‏هاى تربیتى، تحقیر مادّیات و بیان عظمت معنویات است. «ذلِکَ مَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ»

7ـ بهترین راه براى کنترل علائق مخرّب، مقایسه آن با الطاف جاودانه‏ى الهى است. «وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ»

آمنه اسفندیاری

بخش قرآن تبیان


منابع:

تفسیر نور، ج 2

تفسیر نمونه، ج 2

کافى، ج 5

 

مطالب مرتبط:

مار خوش خط و خال و محبوب ما

چرا برخی دنیاپرست می شوند؟

تصویری از چهره ی واقعی دنیا

فرزند دنیا و یا فرزند آخرت هستیم؟

امیر دنیاییم یا اسیر دنیا؟!

وصف دنیا در نهج البلاغه

زینت های زندگی دنیا

لبیک گویان دعوت انبیا چه کسانی بودند؟

بی‌خود دلت را به فرزندت خوش مکن!

دشمنان دوست داشتنی در خانه

 

صوت مرتبط:

رویگردانی دنیا و اقبال آخرت و غفلت مردم از بهشت و دوزخ

پرهیز از دنیاپرستی

فریب دنیا را نخوریم

دلداده

 

فیلم مرتبط:

دل بستگی به دنیا

این کفش چقدر ارزش دارد؟

 



دُرنیوز
آب گریپ فروت به اندازه ی داروهایی مانند متفورمین که برای کاهش قند خون مصرف می شود مؤثر است. ]]>

دیابت: آب گریپ‌فروت به اندازه‌ی داروها موثر است


آب گریپ‌فروت به اندازه‌ی داروهایی مانند متفورمین که برای کاهش قند خون مصرف می‌شود موثر است.

گریپ‌فروت

 

حتماً می‌دانید که مصرف میوه‌ها و سبزیجات تازه برای کاهش خطر ابتلا به دیابت نوع دو موثر است؛ اما بهتر است بدانید که نتایج یک پژوهش جدید نشان داده است که از بین این میوه‌ها گریپ‌فروت نقش موثری در مقابله با این بیماری دارد.

 

محققان دانشگاه Berkeley(در کالیفرنیا) به این نتیجه رسیده‌اند که آب گریپ‌فروت به اندازه‌ی داروی اصلی دیابتی‌ها یعنی همان متفورمین برای کاهش قند خون موثر عمل می‌کند.

 

آب گریپ‌فروت: کاهش 13 تا 17 درصدی قند خون

در طی این پژوهش محققان آمریکایی موش‌های آزمایشگاهی را به سه دسته تقسیم‌بندی کرده و آن‌ها را با آب‌میوه‌های متعدد تغذیه کردند: گروه اول با آب قند، گروه دوم با آب گریپ‌فروت و گروه سوم با ترکیب آب و متفورمین تغذیه شدند. قبل از شروع این دوره همه‌ی موش‌ها رژیمی سرشار از چربی داشته‌اند.

 

محققان مشاهده کردند موش‌هایی که آب گریپ‌فروت دریافت کردن در مقایسه با موش‌هایی که آب قند خورده‌اند 18 درصد وزن بیشتر لاغر شده‌اند و میزان قند خون آن‌ها نیز به میزان 13 تا 17 درصد کاهش پیدا کرده است.

محققان دانشگاه Berkeley(در کالیفرنیا) به این نتیجه رسیده‌اند که آب گریپ‌فروت

به اندازه‌ی داروی اصلی دیابتی‌ها یعنی همان متفورمین برای کاهش قند خون موثر عمل می‌کند

تعجب محققان از این بوده است که تأثیر آب گریپ‌فروت روی میزان قند خون به اندازه‌ی تأثیر آب و متفورمین (موش‌های گروه سه) بوده است.

 

البته مشکل اینجاست که لازم است که روزانه 4 لیوان بزرگ آب گریپ‌فروت مصرف شود تا به اندازه‌ی دارو موثر عمل کند.

 

البته این مسئله مانع از کار محققان نشده است. هم اکنون این محققان در حال بررسی تأثیر میزان کمتری از این نوشیدنی روی میزان قند خون هستند. در نتیجه شما می‌توانید برای کنترل هر چه بیشتر قند خونتان با مشورت با پزشک خود از این میوه نیز بهره‌مند شوید.

 

ترجمه: فاطمه مهدی پور

بخش تغذیه و آشپزی تبیان


منبع: topsante

 

مطالب مرتبط:

افزایش کارایی داروهای سرطانی با مصرف آب گریپ‌فروت

وقتی مریض هستید گریپ‌فروت نخورید

گریپ‌فروت ؛ همیار سلامتی

گریپ‌فروت و خواص آن

روش نگهداری و مصرف گریپ‌فروت

تداخل مصرف گریپ‌فروت با بعضی داروها (1)

تداخل مصرف گریپ‌فروت با بعضی داروها(2)



دُرنیوز
همیشه بین همه ی افرادی که ورزش می کنند این دغدغه وجود دارد که بعد از جلسات ورزشی چه بخورند و چه بنوشند! به خاطر اینکه گفته می شود تا دو ساعت بعد از ورزش هر آنچه مصرف بشود با سرعت زیادی جذب می شود. ]]>

شیرکاکائو: نوشیدنی مناسب برای بعد از ورزش


همیشه بین همه‌ی افرادی که ورزش می‌کنند این دغدغه وجود دارد که بعد از جلسات ورزشی چه بخورند و چه بنوشند! به خاطر اینکه گفته می‌شود تا دو ساعت بعد از ورزش هر آنچه مصرف بشود با سرعت زیادی جذب می‌شود.

شیرکاکائو

ورزش و تحرک بدنی نقش زیادی در حفظ سلامتی بدن دارد؛ اما هر کاری اصول و قواعدی دارد. اگر همین ورزش را بدون رعایت اصول صحیح آن انجام دهید به‌جای بهره‌مندی از فواید آن بدون شک مشکلاتی برایتان ایجاد خواهد شد. یکی از این اصول، تغذیه‌ی مناسب است. همیشه بین همه‌ی افرادی که ورزش می‌کنند این دغدغه وجود دارد که بعد از جلسات ورزشی چه بخورند و چه بنوشند! به خاطر اینکه گفته می‌شود تا دو ساعت بعد از ورزش هر آنچه مصرف بشود با سرعت زیادی جذب می‌شود. واقعیت این است که بعد از هر جلسه‌ی ورزشی بدن انسان نیاز به مواد مغذی متعددی دارد تا بتواند خود را احیا کند. در نتیجه باید مواد غذایی مناسبی مصرف شود. یکی از نوشیدنی‌های مناسب بعد از ورزش شیرکاکائوست. در این مطلب خواهیم گفت شیرکاکائو چه مزایایی دارد، برای چه افرادی مناسب‌تر است و چه زمانی باید نوشیده شود. لطفاً ما با همراه باشید.

 

محققان چه می‌گویند؟

نتایج بررسی‌های متعدد نشان می‌دهد که مصرف شیرکاکائو بعد از انجام ورزش باعث افزایش تأثیر ورزش روی سلامت بدن و همچنین باعث احیای سلول‌های بدن می‌شود. این نوشیدنی پرطرفدار ترکیبی از کربوهیدرات‌ها و پروتئین‌های کامل را تامین می‌کند که باعث جبران ذخایر گلیکوژن در عضلات شده و بافت‌های عضلانی را که در طول ورزش آسیب دیده‌اند احیا می‌کند. به عقیده‌ی متخصصان نسبت کربوهیدرات به پروتئین باید سه به یک باشد؛ یعنی سه سهم کربوهیدرات و یک سهم پروتئین. شیرکاکائو نیز یکی از نوشیدنی‌های فوق‌العاده‌ای است که نسبت سه به یک در آن به‌خوبی رعایت شده است. هر 250 میلی‌لیتر شیرکاکائو (یک لیوان) بین 21 تا 28 گرم کربوهیدرات و بین 7 تا 9 گرم پروتئین دارد. در نتیجه شیرکاکائو یک نوشیدنی مناسب برای بعد از ورزش است.

مصرف شیرکاکائو بعد از انجام ورزش باعث افزایش تأثیر ورزش روی سلامت بدن و همچنین باعث احیای سلول‌های بدن می‌شود. این نوشیدنی پرطرفدار ترکیبی از کربوهیدرات‌ها و پروتئین‌های کامل را تامین می‌کند که باعث جبران ذخایر گلیکوژن در عضلات شده و بافت‌های عضلانی را که در طول ورزش آسیب دیده‌اند احیا می‌کند

توجه داشته باشید که مزیت دیگر این نوشیدنی این است که از 85 درصد آب تشکیل شده است و به‌خوبی از پس تامین مایعات ازدست‌رفته از طریق تعریق برمی‌آید. علاوه بر این شیرکاکائو حاوی سدیم و پتاسیم نیز می‌باشد که جبران‌کننده‌ی الکترولیت‌های ازدست‌رفته (از طریق تعریق) خواهند بود. به عقیده‌ی متخصصان مصرف شیرکاکائو به‌عنوان یک میان‌وعده بعد از ورزش بسیار ساده‌تر از مصرف یک ماده غذایی جامد است و این نیز یکی از مزایای دیگر این نوشیدنی مفید است. معمولاً بعد از ورزش‌های نسبتاً شدید افراد دچار نوعی بی‌اشتهایی می‌شوند و این نوشیدنی برایشان مناسب‌تر از یک غذای جامد خواهد بود.

 

شیرکاکائو: چه افرادی؟ چه زمانی و چگونه؟

این سوال وجود دارد که آیا همه‌ی افراد باید بعد از ورزش حتماً شیرکاکائو بنوشند؟ آیا بعد از یک پیاده‌روی 30 دقیقه‌ای نیازی به نوشیدن شیرکاکائو هست یا نه؟ به عقیده‌ی برخی از متخصصان تغذیه، زمانی که فعالیت جسمی یک فرد سبک است و کمتر از یک ساعت طول می‌کشد، داشتن یک تغذیه‌ی مناسب و نوشیدن مایعات در حین ورزش برای احیای بدن وی کافی خواهد بود. این قبیل میان‌وعده‌های احیاکننده برای افرادی مناسب‌تر است که به مدت یک ساعت یا بیشتر فعالیت بدنی بالایی داشته‌اند. برای افزایش خاصیت احیاکنندگی این نوشیدنی بهتر است که نیم ساعت بعد از توقف ورزش مصرف شود. بعد از یک فعالیت بدنی شدید، این دوره‌ی احیاکننده‌ی بعد از ورزش از اهمیت بالایی برخوردار است. به خاطر اینکه برخی از واکنش‌های بدن مانند ذخیره‌سازی گلیکوژن در عضلات و سنتز پروتئینی به‌منظور جبران آن در بافت‌های عضلانی در این دوره اتفاق می‌افتد. متأسفانه بیشتر افرادی که ورزش می‌کنند از این فاز احیاکننده‌ی بدن غفلت می‌کنند و ضریب عملکرد بدن خود را پایین می‌آورند.

شیرکاکائو

چه نوع شیرکاکائویی انتخاب کنیم؟

اگر شیرکاکائوی آماده می‌خرید از انواع کم‌چرب (1 درصد چرب) آن استفاده کنید. بهتر است شیرکاکائو را در منزل تهیه کنید. در این صورت از نظر نسبت کربوهیدرات و پروتئین خیالتان راحت خواهد بود. برای این کار می‌توانید 250 میلی‌لیتر شیر کم‌چرب را با یک قاشق غذاخوری پودر کاکائو و یا اینکه همین میزان شیر را با 1 قاشق چای‌خوری پودر کاکائو و 2 تا 3 قاشق چای‌خوری شکر (عسل) مخلوط کرده و میل کنید.

 

دیگر میان‌وعده‌ی های مناسب برای بعد از ورزش

البته شیرکاکائو تنها نوشیدنی مناسب برای بعد از ورزش، نیست. می‌توانید شیرموز نیز میل کنید. برای تهیه‌ی شیرموز احیاکننده‌ی بعد از ورزش 250 میلی‌لیتر شیر کم‌چرب را با نصف موز در مخلوط‌کن ریخته و یک لیوان شیرموز سالم میل کنید. بهتر است این کار را نیم ساعت بعد از ورزش انجام دهید.

فاطمه مهدی پور

بخش تغذیه و آشپزی تبیان


مطالب مرتبط:

بهترین نوشیدنی ها برای تامین آب بدن ورزشکاران

عضله سازی با شیر و سویا

وقتی ورزش می‌کنید مایعات را فراموش نکنید

نوشیدن آب در هنگام ورزش

ورزشکاران باید چقدر آب و مایعات بنوشند؟

سلامت بیشتر ورزشکاران با ماءالشعیر

نوشیدنی های ورزشی مفیدند؟

ورزشکاران آب چغندر بنوشند

فایده نوشیدن شیر پس از ورزش



دُرنیوز
تبیان -   -  اجتماعی -  11 ساعت و 48 دقیقه پیش
تصور کنید در یک کشور خارجی میدان یا خیابانی به اسم ایران یا تهران نامگذاری شده باشد. شما هم گذرتان به این کشور افتاده و برای دیدن جایی که نام کشورتان را بر خودش دارد می روید، اما می بینید اسم ایران را به اشتباه به جای IRAN نوشته اند ERAN یا به جای TEHRAN ]]>


دُرنیوز
تبیان -   -  اجتماعی -  11 ساعت و 48 دقیقه پیش
سخنگوی مرکز مدیریت حوادث و فوریتهای پزشکی کشور گفت: اورژانس پیش بیمارستانی با شماره تماس سه رقمی ۱۱۵ بدون نیاز به پیش شماره در همه جای کشور با استعداد حدود ۲۱۰۰ پایگاه شهری و جاده ای و ۱۵ فروند اورژانس هوایی آمادگی پاسخگویی به نیاز های فوریتهای پزشکی عزا ]]>


دُرنیوز
تبیان -   -  اجتماعی -  11 ساعت و 48 دقیقه پیش
فرار مغزها، ایران گریزی، خروج ژن های باهوش؛ یا هر نام دیگری که دارد، امروز دامن گیر زنان و دختران شده است. آخرین آمار از مهاجرت نخبگان ایرانی، دختران و زنان را 40 درصد از مجموع تمام مغزهایی دانسته که از کشور فرار می کنند. کارشناسان این آمار را به جایگاه ا ]]>


دُرنیوز
اسمش را شیطنت رسانه ای بگذاریم یا پی گیری خبر؟ هرچه بود آزاده نامداری و مژده لواسانی دو مجری شناخته شدن تلویزیون هفته شلوغی سپری کردند. ماجرا برای نامداری متفاوت بود چون این بار بحث به حجابش رسید. ]]>

نوبت به حجاب نامداری رسید


اسمش را شیطنت رسانه ای بگذاریم یا پی گیری خبر؟ هرچه بود آزاده نامداری و مژده لواسانی دو مجری شناخته شدن تلویزیون هفته شلوغی سپری کردند. ماجرا برای نامداری متفاوت بود چون این بار بحث به حجابش رسید.

نامداری

ابتدا خبر ممنوع التصویری این دو رسانه ای شد. لواسانی تکذیب کرد اما نامداری ساکت ماند. حالا لواسانی با حضور در یک برنامه تلویزیونی به شایعات پایان داده و مدیر شبکه دو از بازگشت نامداری خبر می دهد. مژده لواسانی که در کنار پدر و مادرش روی آنتن زنده شبکه دو دیده می شد، دقایقی درباره اصل خانواده و شیوه تربیت خانوادگی شان حرف زد و پدر و مادر او نیز دقایقی درباره خصوصیات اخلاقی مجری جوان تلویزیون و دلیل انتخاب نام «مژده» برای دخترشان حرف زدند. این اما پایان همه ماجرا نیست. پوشش آزاده نامداری از سوی یکی از سایت ها به ریاکاری تعبیر شد و او هم پاسخ گفت.

این گزارش بدون هیچ قضاوت و پیش داوری تهیه شده .

یک یادداشت شدیدالحن درباره چادر آزاده نامداری

خبرگزاری دانشجو در یادداشتی شدیدالحن، حجاب نامداری را نشانه نفاق او خواند و نوشت: آن روزهایی که آزاده نامداری تازه پایش به شبکه استانی کرمانشاه باز شده بود، باورش سخت بود که همین دختر جوان چند وقت بعد در شبکه یک، تازه‌ها را اجرا کند و با همین برنامه به شهرت می‌رسد. عجیب نبود البته. او اولین دختر جوانی بود که در تلویزیون چادر ملی به سر داشت و چادر روی سر او آن قدر خاص بود که نگاه خیلی‌ها به او متوجه شد. و نامداری معروف شد...

اولین تصاویری که از برنامه‌های نامداری به ذهن‌ها ماند اما آن چنان اتفاقات خوبی نبود. مثل آن باری که موضوع برنامه تفکیک جنسیتی بود و نامداری که صراحتاً از اختلاط دختر و پسر حمایت می‌کرد به خواجه سروی، معاون وقت وزیر علوم حتی اجازه نداد که با او مخالفت کند! یا برنامه‌هایی که در آن سراغ خانم راننده تریلی می رفت و می گفت او الگوی خوبی برای زنان مملکت است! یا مثلاً چند بار دیگر که رفتارهای زننده و بیش از خودمانی او برای همه عجیب بود. حالا فرقی نمی‌کرد مهمان خانم باشد یا آقا یا حتی روحانی. آزاده آزاد بود و با همه صمیمی ‌می‌شد!

موضوع دیگر در تازه‌ها به وجود آمد. تازه هایی که در تمام مدت فتنه تا بهمن ماه 88 آنتن ثابت داشت. فتنه شد، 29 خرداد و آشوب‌های تلخ آن گذشت، عاشورا و شمرگری های جماعت بی‌خدا هم آمد و رفت و حتی حماسه نه دی هم خلق شد. اما هیچ کدام از این ها برای آزاده خانم مهم نبود و او هیچ‌وقت درباره فتنه موضع گیری نکرد. البته بعد‌ها که سید حسن خمینی عاقد عقدش بود خب خیلی چیزها مشخص شد...!

بمب دیگر خبری خانم چادری، چادر‌های رنگی‌ش بود. هیچ کس نمی‌توانست باور کند. چادر قهوه‌ای روی آنتن زنده تلویزیون. نه یک بار حتی. دختر جوان شبکه دو هر شب به رنگی روی آنتن ظاهر می‌شد و حتی عکسهایش با چادر بنفش در مکه معظمه را هم در‌اینترنت منتشر کرد! البته هیچ وقت معلوم نشد مدیران سیما با کدام خط‌کش اعتقادی اجازه ‌این کار را به ‌این دختر جوان و جسور دادند و ‌این چادر‌ها با کدام یک از شئونات و آداب و آیین ‌ایرانیان و مسلمانان هم‌راستا بود. اما مردم مثل همیشه از مدیران سیما منطقی‌تر بودند و ‌این خیل اعتراضاتی بود که بانوان محجبه ‌این سرزمین به دختر چادر رنگی پوش گسیل داشتند. که شأن چادر را حفظ کن. و حرمت چادر به ناپختگی جوانی‌ت نفروش و...

آزاده نامداری هم در صفحه شخصی اش پاسخ خبرگزاری دانشجو را داد: به کسی انگِ نفاق و دورویی زدن، تهمتِ بی‌حیایی و بی‌دینی بستن، جرات می‌خواهد. متاسفم! من از این جرات‌ها ندارم.

در بخش دیگری از این نوشته بعد از مرور ماجرای ازدواج و جدایی او آمده:شکی نیست که اگر نامداری چادر به سر نداشت یقینا‌ این قدر برای جامعه مهم نمی‌شد.

و در ادامه می خوانیم: اگرچه جلوی دوربین چادر روی سر دارد اما خودش به دست خودش عکسهایی منتشر می‌کند که نه تنها بدون چادر است. که حجابش هم محل بحث است. آرایش‌های غلیظ با رنگ‌های تند. آستینی که تا آرنج برهنه است. و تحیر آور‌ این که ‌این عکس‌ها را خود نامداری منتشر می‌کند. یک دختر چادری که چادری بودن جزو اوصاف اصلی او در نظر مردم است با آرایشی غلیظ و حجابی ناقص و بدون چادر حتی...

یادداشت این گونه تمام می شود: این که از یک بانوی چادری که از قضا الگو شده و روی دخترهای نوجوان و جوان مملکت تأثیر گزار است، توقع داشته باشیم با چادر درست برخورد کند، چادر را عین خواهرها و مادرهای ما، درست و تمام سر کند، و شأن حجاب فاطمه سلام الله علیها را رعایت کند توقع زیادی است؟

اینکه از او که در مصاحبه هایش از علاقه به اجرای برنامه های مذهبی سخن می گوید، توقع داشته باشیم عکس‌های بدون چادر، اداها و ژست‌های عجیب و غریب، لاک و آرایش‌های تند و غلی1 و ساق دست برهنه خود را در شبکه‌های اجتماعی انتشار عمومی نکند زیاده خواهی است؟

اینکه از خانمِ جلوی دوربین چادری توقع داشته باشیم پشت دوربین هم چادر روی سرش داشته باشد توقع بیجایی است؟اینکه از یک خانم مجری که مدام در مصاحبه‌هایش از صداقت و راستگویی حرف می‌زند توقع داشته باشیم که دروغ نگوید انتظار زیادی است؟این حرف‌ها و‌ این رفتارها با هم تناقض ندارند واقعا؟ خانم نامداری! به نظر خودتان اسم‌این‌ها دروغ و نفاق نیست؟! ... ختم کلام: خانم نامداری! چادر شما عطر یاس فاطمه سلام الله علیها نمی دهد، بوی نفاق می‌دهد...

پاسخ آزاده نامداری

آزاده نامداری هم در صفحه شخصی اش پاسخ نوشته خبرگزاری دانشجو را داد که بخش هایی از آن را می خوانید: به کسی انگِ نفاق و دورویی زدن، تهمتِ بی‌حیایی و بی‌دینی بستن، جرات می‌خواهد. متاسفم! من از این جرات‌ها ندارم. فقط می‌توانم درباره خودم حرف بزنم، فقط می‌توانم درباره خودم قضاوت کنم؛ چون خودم را (نعوذبالله) جای خدا نمی‌گذارم که دیگران را با عکسی و شرحی بهشتی و جهنمی کنم یا با برداشت خودخوانده‌ای حکم صادر کنم و روی سایت‌ها و رسانه‌ها قرار دهم. من اهل رجز خواندن نیستم (که اگر بودم و حدس می‌زدم به نتیجه‌ای می‌رسد، مثل خیلی‌های دیگر تهدید می‌کردم به شکایت قضایی برای آن همه ناسزا و شکستن حریم خصوصی)...

من، آزاده نامداری‌ام؛ چادری‌ام ولی هیچوقت نان چادر را نخورده‌ام، ادای اعتقاد درنیاورده‌ام. برعکس؛ اگر اهل نفاق بودم، هیچوقت زندگی‌ام را با دوستانم به اشتراک نمی‌گذاشتم. مثل خیلی‌ها پشت همان نقاب‌های ظاهرالصلاحی پنهان می‌شدم

من، آزاده نامداری‌ام؛ نمی‌فهمم تصویر یک مهمانی زنانه با پوشش اسلامی (ولی بدون چادر) چه ربطی به دین آدم‌ها دارد؟ نمی‌دانم هم‌غذایی با زوج جوان و یک کامنت ناشناس چه ارتباطی با یک سایت سیاسی پیدا می‌کند؟ نمی‌شناسم آدم‌هایی را که حرمت را و اعتقاد را تنها در ظاهر خلاصه می‌کنند؛ ریختن آبروی یک نفر (که می‌گویند از حرمت خانه خدا بالاتر است) و تهمت زدن به آدم‌ها برایشان اهمیتی ندارد، ولی چادر رنگی در کنار غار حرا، می‌شود بهانه حرمت‌شکنی.

من آزاده نامداری‌ام؛ چادر رنگی را دوست دارم و در خانه خدا هم همراهش دارم چون خدای من، مهربان‌تر از تنگ‌نظری آدم‌هاست و می‌دانم که زیباست و زیبایی را دوست‌تر دارد.

من، آزاده نامداری‌ام؛ مدت‌هاست به لطفِ دوستان و مهرِ مدیران، از تلویزیونی که -به قول شما- الگویش هستم، دورم. نه با خانواده و اعوان و انصارم در برنامه‌ای حاضر می‌شوم و نه آنتن تمام‌وقت زنده‌ای در اختیارم هست. مانده همین پیج محدود اینستاگرام. اگر می‌خواهید آن را از من بگیرید، اگر می‌خواهید چادر را از سرم بکشید، اگر برنامه‌ای برای محدودیت بیشترم ریخته‌اید، شما را به خدا قسم می‌دهم که «دین» را ملعبه بازی‌تان نکنید.

من آزاده نامداری‌‌ام و فقط دلم می خواهد به سردبیر و مسئول آن سایت بگویم: بله! چادر من عطر یاس فاطمه (سلام الله علیها) را نمی‌دهد (هیچوقت خودم را در آن حد و اندازه نمی‌دانم)، ولی کجای مطلب شما، بوی رفتار علوی و حسینی داشت؟ در کدام رفتار ائمه ما اثری از تجسس و حرمت‌شکنی دیده‌اید که چنین می‌کنید؟ آقای سردبیر، کلیک‌هایتان نوش جان! عزاداریِ «محرمِ» نیامده‌تان قبول.

مدیر شبکه: نامداری ممنوع التصویر نیست

علی بخشی‌زاده مدیر شبکه دوم درباره شائبه ممنوع التصویری نامداری گفته :« ما مجری ممنوع‌التصویر نداریم و خانم نامداری هم ممنوع‌التصویر نیستند. ایشان به زودی با برنامه جدیدشان به عنوان مجری روی آنتن خواهند رفت.

سمانه فراهانی تهیه‌کننده برنامه جدید نامداری هم گفت:در تدارک مهیا کردن امکانات برنامه ای‌تحت عنوان «خوبی از خودتونه» هستیم. درحال حاضر دکور آماده است و جزییات کوچکی باقی مانده که به سرعت با همراهی مدیران و همکاران فراهم و آماده می شود.» او در واکنش به اخبار منتشر شده می‌گوید:«این اخبار را که می شنویم واقعاً شگفت ‌زده و متعجب می شویم که چطور می‌شود اینقدر برخی آدمها از روی عناد برای همکارانشان مشکل درست کنند. شبکه در این روزها بسیار با ما همکاری می‌کند و بچه‌های گروه هم سخت در حال تلاش هستند تا بتوانیم برنامه شیرین و امید بخش با اجرای دوست خوبم آزاده نامداری را روی آنتن ببریم. از همه می‌خواهم به حاشیه‌ها و شایعه‌ها توجهی نکنند و منتظر بازگشت نامداری با یک برنامه روتین خوب باشند.

فرآوری: منیژه خسروی

بخش سینما و تلویزیون تبیان


منابع: خبرگزاری دانشجو / روزنامه صبا / کافه سینما

مطالب مرتبط:

نامداری و خانمی که شما باشی

پرونده‌های اجتماعی ورق می‌خورند

 



دُرنیوز
نویسندۀ این کتاب که او نیز خود از نظریه پردازان نامی ادبیات است در این اثر چیزی مابین گزیدۀ آثا رو شرح و تحشیه فراهم کرده است. ]]>


 1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   11   12   13   14   15   16   17   18   19   20 

Please Wait...

نام و نام خانوادگی
نام:   
نام خانوادگی:   

رمز عبور
رمز عبور قبلی:
رمز عبور جدید:
تکرار رمز عبور جدید:  


تازه ترین خبرها
مهم ترین ترین خبرها
اخبار کلمه های کلیدی