6:29:29
دوشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۳
نرم افزار دُرنیوز
اخبار تبیان را در ایمیل خود داشته باشید.
دُرنیوز
فردی که از روی عذر، بر روی صندلی می‌نشیند و نماز می‌خواند، در صورتی که برای او ممکن است، بر اساس نظر برخی مراجع، باید در هنگام سجده نوک انگشتان پا را روی زمین قرار دهد، ولی چنانچه از این عمل معذور باشد، مطمئناً رعایت آن بر وی واجب نیست. ]]>

سجده کسی که روی صندلی نماز می خواند

سجده

فردی که از روی عذر، بر روی صندلی می‌نشیند و نماز می‌خواند، در صورتی که برای او ممکن است، بر اساس نظر برخی مراجع، باید در هنگام سجده نوک انگشتان پا را روی زمین قرار دهد، ولی چنانچه از این عمل معذور باشد، مطمئناً رعایت آن بر وی واجب نیست.


سوال: با سلام کسی که روی صندلی می‌نشیند و نماز می‌خواند در هنگام سجده در مورد نوک انگشت پا که واجب است روی زمین قرار گیرد، باید چه کند؟

به طور کلی:

فردی که از روی عذر، بر روی صندلی می‌نشیند و نماز می‌خواند، در صورتی که برای او ممکن است، بر اساس نظر برخی مراجع، باید در هنگام سجده نوک انگشتان پا را روی زمین قرار دهد، ولی چنانچه از این عمل معذور باشد، مطمئناً رعایت آن بر وی واجب نیست.

پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به این سۆال، چنین است:

حضرت آیة الله العظمی خامنه‌ای (مد ظله العالی):

در صورت امکان باید نوک انگشتان پا را روی زمین قرار دهد.

 

حضرت آیة الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی):

خیر واجب نیست.

 

حضرت آیة الله العظمی نوری همدانی(مد ظله العالی):

در فرض سۆال، برای شخص معذور رعایت موارد مذکور در سۆال، لازم نیست.

 

حضرت آیة الله العظمی صافی گلپایگانی (مد ظله العالی):

چنانچه شخص واقعاً نتواند سجده را به صورت متعارف انجام دهد و به صورت مورد سۆال عمل کند باید در زمان سجده نوک دو انگشت بزرگ را به هر مقدار ممکن است بر زمین بگذارد.

سوال: آیا وجود یک عبادتگاه در خانه مثل یک اتاق خاص جایز است؟

عبادت به عنوان خط ارتباط میان انسان و خداوند، از ارزش و اهمیت بسیار برخوردار است. برای این‌گونه اعمال بهتر این است که شرایط محیطی، جسمی و روحی انسان نیز در نظر گرفته شده و برای انجام هرچه بهتر این عمل لحاظ گردد. خانه انسان، طبیعتاً محیطی برای زندگی روزمرّه بوده و کارهای روزانه بسیاری در آن انجام می‌شود و طبیعی است که معمولاً برای انجام عبادت مناسب نمی‌باشد؛ لذا بهتر این است که انسان در صورت توانایی یک اتاق در خانه خود و یا قسمتی از اتاق را مخصوص عبادت قرار دهد و محیط و وسائل آن‌جا را نیز برای این امر آماده سازد. قرار دادن یک مکان خاص برای عبادت در خانه از ائمه معصوم (علیهم السلام) نیز نقل شده است:

امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: «على (علیه السلام) را در خانه‏اش اتاقى بود که چیزى در آن نبود جز بسترى و شمشیرى و قرآنى و در آن نماز می‌خواند».[1] همچنین در روایت دیگری در توصیف این اتاق آمده: «حضرت على (علیه السلام) را در خانه‏اش برای نماز اتاقى بود نه کوچک و نه بزرگ... در آن نماز می‌خواند».[2]

علاوه بر اینها که فعل معصوم بوده؛ در برخی از روایات به مۆمنان توصیه شده، تا قسمتی از خانه را مخصوص عبادت قرار دهند. امام صادق (علیه السلام) در نامه‌ای خطاب به یکی از شیعیان این‌گونه می‌نویسد: «دوست دارم در خانه‏ات یک اتاق را به عنوان نمازخانه برگیرى، و آن‌گاه دو جامه کهنه و درشت و کرباسین بپوشى، سپس از خدا خواهش کنى که تو را از دوزخ آزاد کند و به بهشت در آورد و یک کلمه بیهوده و ناروا نگویى و نه یک کلمه ناحق».[3] همچنین در روایت دیگری امام صادق (علیه السلام) فرمود: «در خانه خود مکانی را برای سجده قرار ده...».[4]

 

پی نوشتها:

[1]. «کَانَ لِعَلِیٍّ بَیْتٌ لَیْسَ فِیهِ شَیْ‏ءٌ إِلَّا فِرَاشٌ وَ سَیْفٌ وَ مُصْحَفٌ وَ کَانَ یُصَلِّی فِیهِ أَوْ قَالَ کَانَ یَقِیلُ فِیهِ‏»؛ برقی، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، محقق، مصحح، محدث، جلال الدین،‏ ج 2، ص 612

[2]. «کَانَ عَلِیٌّ قَدْ جَعَلَ بَیْتاً فِی دَارِهِ لَیْسَ بِالصَّغِیرِ وَ لَا بِالْکَبِیرِ لِصَلَاتِهِ ... فَیُصَلِّیَ فِیه‏»؛ المحاسن، ج ‏2، ص 612؛ شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعة، ج 5، ص 295

[3]. «کَتَبَ إِلَیَّ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ أَنِّی أُحِبُّ لَکَ أَنْ تَتَّخِذَ فِی دَارِکَ مَسْجِداً فِی بَعْضِ بُیُوتِکَ ثُمَّ تَلْبَسَ ثَوْبَیْنِ طِمْرَیْنِ غَلِیظَیْنِ ثُمَّ تَسْأَلَ اللَّهَ أَنْ یُعْتِقَکَ مِنَ النَّارِ وَ أَنْ یُدْخِلَکَ الْجَنَّةَ وَ لَا تَتَکَلَّمَ بِکَلِمَةِ بَاطِلٍ وَ لَا بِکَلِمَةِ بَغْی‏»؛‌ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 73،‌ ص 162، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403ق؛ شیخ حرّ عاملی، هدایة الامة إلی أحکام الأئمة(منتخب المسائل)، ج 2،‌ ص 195

[4]. «اتَّخِذْ مَسْجِداً فِی بَیْتِکَ ... »؛ شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، محقق، مصحح، موسوی خرسان، حسن، ج 3، ص 314؛ مجلسی، محمد باقر، ملاذ الأخیار فی فهم تهذیب الأخبار، محقق، مصحح، رجائی‌، مهدی، ج 5، ص 602، ؛ مجلسی، محمد باقر، مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، محقق، مصحح، رسولی، سید هاشم، ج 15، ص 465

فرآوری: آمنه اسفندیاری  

بخش احکام اسلامی تبیان


منابع:

سایت اسلام کوئیست

شیخ طوسی، تهذیب الأحکام ، ج 3

المحاسن، ج ‏2

 

مطالب مرتبط:

احکام نماز جماعت

ثواب نماز جماعت

مکروهات نماز جماعت

 



دُرنیوز
علی و مرضیه خوابیده‌اند. مادر هنوز بیدار است. ژاکت قرمز قدیمی‌اش را باز کرده و می‌خواهد برای مرضیه شال گردن می‌بافد. این کار چند شبش شده است. بوی اسپند و صدای ترق و تروق آن و ترس از پرش دانه‌های اسپند روی صورتم خواب را از سرم پراند. این اتاق مثل یک آکواری ]]>

همه خوابند

داستانی از صدیقه کاظمی، داستان نویس افغان و برنده رتبه سوم در ششمین جشنواره قند پارسی


علی و مرضیه خوابیده‌اند. مادر هنوز بیدار است. ژاکت قرمز قدیمی‌اش را باز کرده و می‌خواهد برای مرضیه شال گردن می‌بافد. این کار چند شبش شده است. بوی اسپند و صدای ترق و تروق آن و ترس از پرش دانه‌های اسپند روی صورتم خواب را از سرم پراند. این اتاق مثل یک آکواریم خالی است. جای ماهی‌هایش خالی پسر...

همه خوابند

علی و مرضیه خوابیده‌اند. مادر هنوز بیدار است. ژاکت قرمز قدیمی‌اش را باز کرده و می‌خواهد برای مرضیه شال گردن می‌بافد. این کار چند شبش شده است. بوی اسپند و صدای ترق و تروق آن و ترس از پرش دانه‌های اسپند روی صورتم خواب را از سرم پراند. این اتاق مثل یک آکواریم خالی است. جای ماهی‌هایش خالی پسر!

خوش به حال اصغر، یک تُنگِ پر از ماهی کپی دارد و گاهی بس ماهی‌هایش زیاد می‌شود، آنها را توی آب جدول خالی می‌کند. دو روز پیش ماهی‌هایش را دسته جمعی کشت! توی تُنگش یک کیسه نمک ریخت. دلم برایشان سوخت. دلم برای مادر هم می‌سوزد. مادر اصغر مرا که دید، فکر کرد نمی‌فهمم. آهسته لبش را گزید و گفت: «طفلکی بچه‌ها، بعد از پانزده سال فیل پدرشان هوای هندوستان کرده».

فکرش را بکن پسر، فیل داشته باشی چه کارها که نمی‌شود با آن کرد. امشب پدر پیش جمیله است. آنجا چه‌کار می‌کند که اینجا نمی‌توانست بکند؟ مادر بالای سرمان اسپند دود می‌کند تا ما هم چشم نشویم. مادر بزرگ می‌گوید، زندگی ما را چشم کرده‌اند. اگر مردم، من و مرضیه وعلی راهم چشم کنند، مادر تنها می‌ماند و بابا ما را هم می‌برد پیش جمیله!

مرضیه غلتی می‌زند و پتو را از روی خودش پس می‌زند. لبخند روی لبش چه‌قدر شبیه لبخند ماهی‌هاست. خوابم نمی‌آید. به مادر گفته بودم: «حالا هم وقت بچه‌دار شدنه؟»

مادر گفته بود: «شاید محبت این بچه، مهر جمیله را از دل پدرت بیرون کنه».

مادر، باد کرده، مثل ماهی‌های اصغر. زن همسایه به مادرم می‌گفت: «ورم بچه از خود بچه بیشتر روی مادر فشار می‌آره».

وقتی مرضیه توی شکم مادرم بود، من خیلی کوچک بودم. یادم نمی‌آید، ولی علی را که حامله بود، ورم نداشت. آن هم این قدر تابلو!

گاهی فکر می‌کنم از بس مادرم باد کرده، پدرم جمیله را گرفته. اگر زن من هم این‌قدر باد کند، خجالت می‌کشم با او راه بروم. خانم فاطمی و معصومه خانم صف نانوایی می‌گفتند: «راضیه خانم با آن همه کمالات و اهل هنر کجا و جمیله از خدا بی‌خبر کجا»

مادر بزرگم هی می‌نالد و می‌گوید: «دخترم غم باد گرفته».

مادر به رویش نمی‌آورد. صبح‌ها چشم‌هایش از زور ورم باز نمی‌شود. یک جوش گنده چرکین روی بینی‌اش سبز شده است. به مادرم گفتم: «بینی‌ات دو طبقه شده نمی‌خواهی بترکانیش؟»

فکرش را بکن پسر! چند تا از این دانه‌های پر آب چرکین، روی هم سبز بشود، می‌شود خرطوم فیل؟

مادر به رویش نیاورد و شاید فکر مرا خواند و میل‌های بافتنی‌اش را جابه‌جا کرد و گفت: «چیزی گفتی؟»

با ترس گفتم: «نه».

نمی‌خواستم ناراحتش کنم. فقط خواستم از تو فکر بیرون بیاید. همین طور گوشه‌ای می‌نشیند و زیر لب با خودش نجوا می‌کند. پدر همیشه می‌گفت: «مرد باش پسرم! برای مرد بودن نباید از زنت کم بیاوری».

گاهی فکر می‌کنم از بس مادرم باد کرده، پدرم جمیله را گرفته. اگر زن من هم این‌قدر باد کند، خجالت می‌کشم با او راه بروم. خانم فاطمی و معصومه خانم صف نانوایی می‌گفتند: «راضیه خانم با آن همه کمالات و اهل هنر کجا و جمیله از خدا بی‌خبر کجا»

اصغر هیچ وقت کم نمی‌آورد. از زیر در، سایه روشنی دیده می‌شود. بلند می‌شوم از قفل در نگاه می‌کنم، او لباس‌های مجلسی‌اش را روی خانه پخش کرده و یکی بعد از دیگری جلوی شکم بالا آمده‌اش می‌گیرد و روی نوک پا می‌چرخد. یک کم دلم شور افتاده پسر! کاش مادر گریه می‌کرد یا سر پدر جیغ می‌زد و خودش را خالی می‌کرد. خیلی وقت است مادر نقاشی نمی‌کند، با آنکه نقاشی‌اش خوب است و دوستانش سرزنشش می‌کنند که هنر را رها کرده و چسبیده به خانه‌داری. مادر می‌گوید: «حس و حال نقاشی ندارد». برای اینکه او را خوش‌حال کنم، تخته طراحی‌اش را یواشکی برداشتم، تا از تُنگ پر از ماهی اصغر نقاشی کنم، اما نقاشی‌ام خوب نیست و پشیمان شدم. تخته طراحی چه هیبتی دارد، پسر! آدم اگر واقعاً نقاش نباشد، خجالت می‌کشد توی دستش بگیرد. کوچک هم نیست که بشود قایم کرد. کاش می‌توانستم به مادرم کمک کنم یا حداقل بفهمم چه‌کار کنم از این حال و هوا بیرون بیاید. راستش پسر! مادر فرار می‌کند از فکر‌های خودش و حرف‌های مردم! مادر بزرگ می‌گوید: «در دروازه را می‌شود بست، در دهان مردم را نه».

دیشب من و مرضیه به ترتیب از توی قفل در، داخل اتاق را نگاه می‌کردیم. مادر، علی را نشانده روی زانویش و پدر طاقباز دراز کشیده بود و داد می‌زد: «آدم که نکشتم زن گرفتم».

من و مرضیه سر نوبت دعوایمان شد و مرضیه گفت: «هیس ببینم چی شد».

مادر آهسته گفت: «فکر می‌کنی نکشتی، تو همه چی رو در من کشتی».

من هم مثل پدر چیزی از حرف‌های مادرم نفهمیدم. فقط می‌دانم اصغر با ریختن نمک توی تُنگ ماهی‌اش، همه آنها را کشت. من خیلی ناراحت شدم. تصورش را بکن پسر! آن همه ماهی مرده. اصغر با خونسردی گفت: «هم زیاد بودند و هم تکراری. برای تنوع از شرشان خلاص شدم».

به چشم‌های اصغر خیره شدم و گفتم: «شکل شکل هم که نبودند باله‌هاشون، رنگشون، شنا کردن‌شون. با هم فرق داشت».

مرضیه انگشت‌های پایم را لگد کرد و همان‌طور پایش را گذاشته بود روی انگشت‌های پایم و دلم می‌خواست یک سیلی بخوابانم توی گوشش، که پدرم فریاد زد: «همیشه خودت را برایم می‌گرفتی همیشه توی فامیل تعریف و تمجید از تو بود چه‌قدر خواستم خودم را لایق‌تر از تو نشان بدهم، اما تو ضایعم می‌کردی».

مادر استکان چای پدر را پر کرد و پدر به پهلو چرخید و دستش را ستون سرش کرد. من هم که انگشت‌هایم کرخت شده و درد گرفته بود، مرضیه را محکم هل دادم و افتاد روی زمین و گریه‌اش درآمد و پدر هم با عصبانیت داد زد: «خفه می‌شوید یا بیایم».

اصغر می‌گوید: «وقتی ماهی مادر می‌خواهد بچه‌دار شود، باید از بقیه جدایش کنی تا با ماهی‌های دیگر بچه‌هایش را نخورد».

از پشت در ماندن، خسته شدم. باید در را باز کنم و کاری کنم که مادر بغضش بشکند. نمی‌دانم اگر از ماهی‌های اصغر بگویم، غصه‌هایش را فراموش می‌کند یا نه. دستگیره را فشار می‌دهم. مادر متحیر نگاهم می‌کند و می‌پرسد: «بیدارت کردم؟»

می‌گویم: «نه».

به مادرم می‌گویم: «وقتی بچه ماهی‌ها، به دنیا می‌آیند، مادرشان درد می‌کشند؟»

مادر می‌گوید: «نمی‌دانم».

می‌گویم: «اصغر می‌گه نه بابا! درد کجا بود».

مادر اخمی می‌کند و می‌گوید: «اصغر علم غیب داره؟»

می‌گویم: «اصغر می‌گوید اگر درد می‌کشیدند، بچه‌هایشان را نمی‌خوردند».

این حرف را که می‌گویم، مادر حالش به هم می‌خورد و می‌دود به سمت دست‌شویی و بعد صدای گریه.

بخش ادبیات تبیان


منبع: لوح

مطالب مرتبط:

حکایت عیدی گرفتن آقای سرلک        

مادر، از تشنگی مردم         

می دونم که هرگز ازدواج نخواهم کرد!



دُرنیوز
ظهر یک روز در بهار 93 مهمان همسر شهید علی پرورش شدیم. در کنار فاطمه دختر شهید که در مقطع دبیرستان درس می‌خواند، محمد که وارد دبیرستان شده و علیرضای 3 ساله که حالا از «بابا» فقط عکسش را می‌بیند و می‌شناسد. مادر می‌گوید: علیرضا عکس‌های پدرش را دور خود جمع م ]]>

قرار پروازش را با من درمیان نگذاشت


ظهر یک روز در بهار 93 مهمان همسر شهید علی پرورش شدیم. در کنار فاطمه دختر شهید که در مقطع دبیرستان درس می‌خواند، محمد که وارد دبیرستان شده و علیرضای 3 ساله که حالا از «بابا» فقط عکسش را می‌بیند و می‌شناسد. مادر می‌گوید: علیرضا عکس‌های پدرش را دور خود جمع می‌کند و می‌گوید «این باباست»! او فهمیده که هربار بگوید "بابا" من گریه می‌کنم و از آنجا که علیرضای کوچکم گویا تاب گریه مرا ندارد دیگر به عکس‌ها "بابا" نمی‌گوید فقط می‌گوید «این» و این درس بزرگی است که از کودک دو ساله آموخته‌ام که باید پرطاقت باشم و صبور.

قرار پروازش را با من درمیان نگذاشت

آغاز زندگی مشترک

اسفندماه سال 1371 با شهیدعلی پرورش ازدواج کردم. ازدواج من با شهید، ازدواج سنتی بود و دو خانواده از یکدیگر شناخت داشتیم. ملاک هر دوی ما در درجه اوّل ایمان، صداقت و پایبندی به اصول نظام بود. رفته رفته، ایمان و صداقت در او ظهور و بروز بیشتری پیدا می‌کرد. هم اکنون نیز سه فرزند از علی برایم به یادگار مانده است.

ماجرای گرفتن عکس

یادم هست همان سال اول ورود به یگان رفتند عکس گرفتند و چه عکس قشنگی هم شده بود من خواستم آن را قاب کنم و به دیوار بزنم ولی نگذاشت و با خنده گفت: «بگذار برای شهادتم؟» گویا چنین روزی را پیش بینی کرده بود و جالب اینکه این عکس به صورت کاملاً اتفاقی در پرونده شهادتشان در بنیاد شهید بود که همان را هم بر سر مزارش نصب کردیم.

دنبال رضایت من بود!

علی مرتب به مأموریت می‌رفت و پس از بازگشت اولین کاری که می‌کرد این بود که بچه‌ها را به گردش و تفریح می‌برد، سعی می کردد مرا نیز با بُردن به بازار یا جایی که دوست داشتم، راضی نگه دارد. تأکید زیادی به درس و تحصیل بچه‌ها داشت. هر بار که آن‌ها در درس پیشرفت داشتند برایشان هدیه می‌گرفت و معتقد بود که فرزندان پاسدار علاوه بر پرداختن به جنبه‌های دینی و معنوی باید توان علمی خود را تقویت کنند.

نماز اول وقت حتی در مهمانی

همواره سفارش به نماز اوّل وقت می‌کردند. امکان نداشت نمازشان را در منزل بخوانند حتی اگر مهمان داشتیم عذرخواهی می‌کردند و برای نماز جماعت به مسجد می‌رفتند حتی پسرم محمد را که هنوز به سنّ تکلیف نرسیده بود با خود به مسجد و نماز جماعت می‌بردند. در خصوص دخترم که حساسیت بیشتری داشت همیشه او را سفارش به انتخاب حجاب برتر یعنی چادر می‌کردند.

متعهد و مسئولیت‌پذیر

با تولد فرزند سوم یعنی علیرضا که برای پدرش بسیار شیرین و دوست داشتنی بود گمان می‌کردم وقت بیشتری را به بودن در کنار ما اختصاص می‌دهد ولی در هر شرایط تعهد به کار و مسئولیت را در اولویت قرار می‌دادند.

خصوصیات و روحیات شهید پرورش از زبان همسرش

خداوند مقام شهادت را به هرکس عنایت نمی‌کند و کسانی لایق شهادت می‌شوند که واقعاً خودشان را از درون ساخته باشند و شهید این شاخصه‌ها را داشت، خصوصاً این اواخر پس از شهادت همکاران و دوستانش در سیستان و بلوچستان (شهدای وحدت) لحظه‌ای آرام و قرار نداشت، گویا دیگر تحمل دوری و فراق را نداشت و دائماً می‌گفت: «نمی‌دانم چرا لیاقت شهادت و همراهی با آنان را نداشتم» و مصرّانه از شهدا می‌خواست که شفیع او شوند و از خدا برایش شهادت بخواهند. برای شهدا احترام زیادی قائل بودند. یادم هست اولین باری که برای دیدن یکی از دوستانمان به شهرک سازمانی رفتیم ورودی شهرک مزار شهدای گمنام هست و ایشان به رسم ادب و احترام ابتدا به زیارت قبور شهدا رفتند.

هیچ چیز نمی‌تواند کمبود همسرم را برایم جبران کند

دائم الوضو، ساده زیست و به معنای واقعی مدیر

 شهید همیشه با وضو بود حتی هنگام غذا خوردن یا گاه رفتن به بیرون از منزل و به ما هم همین کار را سفارش می‌کرد. بعد از نماز صبح نمی‌خوابید و مشغول تلاوت قرآن می‌شد و بعد از آن به محل کار می‌رفت. هرگز اهل تجّملات و زرق و برق زندگی نبود و بسیار ساده زیست و بی پیرایه بود اهل قناعت بود. هیچ گاه از کسی پول قرض نگرفت در عوض همواره به کمک دیگران می‌شتافت. در زندگی کاملاً برنامه داشت. حقوق ماهیانه او با اینکه زیاد نبود ولی با مدیریت صحیح نمی‌گذاشت دستش خالی بماند یا ما احساس کمبودی بکنیم وقتی از سرکار یا مأموریت به منزل می‌آمدند با وجود خستگی به من کمک می‌کردند. در سحرهای ماه مبارک رمضان زودتر از ما بیدار می‌شدند. مقدمات سفره سحر را آماده می‌کردند و بعداً ما را بیدار می‌کردند و من وقتی اعتراض می‌کردم با خنده می‌گفتند: «من واقعاً از این کار لذّت می‌برم.»

بسیار مۆدب بود

به دیگران خصوصاً بزرگ‌ترها بسیار احترام می‌گذاشت گاهی اوقات که به منزل پدرم می‌رفتیم اگر ساعت‌ها در حضور آن‌ها بودیم همانطور به حالت ادب در کنار آن‌ها می‌نشست حتی یک بار آنقدر در این حالت بود که پایش به شدت خواب رفت و برایش مشکل به وجود آورد.

توصیه شهید پرورش به پاسداران

نه اهل غیبت بود و نه اجازه غیبت کردن به دیگران را می‌داد. در عین حال بسیار اهل گذشت بود. شهید تنی نیرومند داشت و اهل ورزش‌های رزمی بود و همیشه می‌گفت «پاسداران علاوه بر تربیت قوای روحی باید تقویت و ورزش جسم همه بپردازند و از هر جهت آماده باشند.»

زندگی پس از شهادت

هیچ چیز نمی‌تواند کمبود همسرم را برایم جبران کند. هربار که ایشان به مأموریت می‌رفتند با نگرانی‌ها روزها را می‌گذراندم با اینکه او مرا آماده شهادت خود کرده بود و من ناچار این واقعیت را پذیرفته بودم. ولی آنقدر بامحبت بود که هرچه می‌گذشت علاقه و وابستگی من به ایشان بیشتر می‌شد. الان هم برایم خیلی سخت است. چون همه بار مسئولیت زندگی به عهده خودم هست؛ هم باید خلأ پدر را برای بچه‌ها به نوعی پُر کنم و هم نقش مادری را ایفا کنم.

علی به یاریم می‌آید

گاهی اوقات که فشار مشکلات زیاد می‌شود و صبرم کاهش می‌یابد به شهید متوسل می‌شوم و از او استمداد می‌طلبم. مطمئن هستم او نیز به من یاری می‌رساند، اگر چنین نبود قطعاً من تاب نمی‌آوردم. من می‌دانم که روح او ناظر به ماست. چراکه خداوند در قرآن فرموده است که شهدا زنده‌اند و زنده به معنای واقعی. با علم به این مسئله به ادامه راه و تربیت صحیح فرزندانم امیدوار هستم و از خداوند می‌خواهم روح همه شهدا از جمله شهید پرورش را با ارواح پاک شهدای کربلا محشور کند و به خانواده‌های شهداء صبر و استقامت بر راهشان را عنایت کند تا روز قیامت شرمنده آنان نباشیم.

بخش فرهنگ پایداری تبیان


منبع: خبرگزاری دفاع مقدس



دُرنیوز
فرمانده گروهان «آر. پی. جی» زن با من که جانشین حاج رضا چراغی بودم تماس گرفت و گفت: 90 نفر از گروهان آر. پی. جی زن در معبر گیر افتاده‌اند و می‌خواهند عقب بیایند. من با حاج رضا چراغی تماس برقرار کردم و او گفت: ارتفاعات 114، 112 و 146 باید به هر شکل ممکن است ]]>

شهادت 87 آر. پی. جی زن


فرمانده گروهان «آر. پی. جی» زن با من که جانشین حاج رضا چراغی بودم تماس گرفت و گفت: 90 نفر از گروهان آر. پی. جی زن در معبر گیر افتاده‌اند و می‌خواهند عقب بیایند. من با حاج رضا چراغی تماس برقرار کردم و او گفت: ارتفاعات 114، 112 و 146 باید به هر شکل ممکن است حفظ شود و این گروهان فدای سه گردانی که در آن منطقه هستند...

شهادت 87 آر. پی. جی زن

مراسم بزرگداشت شهدای عملیات والفجر یک با محوریت شهید حاج رضا چراغی فرمانده لشکر 27 محمد رسول‌الله (ص) با حضور جمعی از همرزمان این فرمانده شهید در قطعه شهدای بهشت زهرا (س) تهران برگزار شد.

در این مراسم که سردار محسن کاظمینی فرمانده سپاه محمدرسول‌الله (ص) ، سرهنگ اصحاب کریمی معاون هماهنگ‌کننده سپاه تهران حضور داشتند،سردار عباس برقی با اشاره به بخشی از زندگی‌نامه حاج رضا چراغی گفت: پدر این فرمانده شهید سال 1331 به تهران آمد و در منطقه دروازغقر خانه‌ای خریدند. از آنجایی که کشاورزی می‌کرد شش ماه در تهران بود و شش ماه در روستا.

سال 1336 خداوند به خانواده حاج ذبیح‌الله چراغی رضا را که پنجمین فرزند خانواده بود، داد.

او پس از دیپلم گرفتن به سربازی رفت و در لشکر 92 زرهی مشغول انجام وظیفه شد. در آنجا با سروان اقارب پرست که سرپرست آجودان بود آشنا شد.

وی ادامه داد: در دوران انقلاب اسلامی با پیامی که امام خمینی (ره) مبنی بر ترک سربازان از ارتش صادر شد، رضا چراغی به همراه شهید اقارب‌پرست ارتش را ترک کردند و با پیروزی انقلاب هر دو به ارتش بازگشتند. پس از پایان خدمت وظیفه رضا به عضویت سپاه درآمد و بعد از مدتی به پاوه رفت و با حاج احمد متوسلیان آشنا شد.

این فرمانده دوران دفاع مقدس با اشاره به عملیات‌های والفجر مقدماتی و والفجر 1 خاطرنشان کرد: این دو عملیات موفقیت‌آمیز نبودند و در آن‌ها شهدای زیادی را دادیم. به گونه‌ای که بیشتر آن‌ها پیکرهایشان در منطقه باقی ماند.

روز قبل از شهادت شهید رضا چراغی سه گردان از بچه‌ها به مناطق عملیاتی 114، 112 و 146 پیشروی کرده بودند و برای پشتیبانی از آن‌ها یک گروهان 90 نفره از آر. پی. جی زن‌ها در ارتفاعات مستقر شدند. روز پنجم عملیات والفجر 1 شهید محمد بختیاری که فرمانده گروهان آرپی جی زن بود، با بیسیم با من ارتباط برقرار کرد و اجازه خواست که به عقب بیایند چرا که همه آن‌ها یا شهید شده بودند یا مجروح. من به او گفتم که کاره‌ای نیستم و باید با حاج رضا چراغی هماهنگ کنم. هنگامی که با حاج رضا تماس برقرار کردم گفتم که آرپی جی زن‌ها دارند در آنجا قربانی می‌شوند اما او گفت اجازه نمی‌دهم آن‌ها به عقب بیایند و باید تا آخرین قطره خونشان مقاومت کنند چرا که سه گردان از بچه‌ها در آن منطقه مستقر هستند. اگر پشتیبانی آن‌ها نباشد آن‌ها قتل عام می‌شوند بنابراین تا هنگامی که این سه گردان عقب نیامده‌اند. این آر. پی. جی‌زن‌ها باید آنجا باشند.

سردار برقی افزود: بار دیگر محمد بختیاری فرمانده گروهان آر. پی. جی‌زن تماس برقرار کرد و گفت: دشمن با توپ، معبری که ما هستیم را هدف می‌گیرد و هلیکوپتر نیز بالای سرمان هستند و ما را می‌زنند. من به او حرف‌های حاج رضا چراغی را منتقل کردم. او نیز در پایان حرف‌هایش با اینکه پنج روز آب نخورده بودند و دو سه روز فقط نان می‌خوردند، گفت: «به حاجی بگو دیدار ما به قیامت. السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین» و بعد موج بی‌سیم را تغییر داد.

پس از انجام عملیات از این گروهان 90 نفره 87 نفر به شهادت رسیدند. سه نفر زنده ماندند که یکی از آن‌ها محمد بختیاری بود اما به دلیل شدت جراحت‌هایی که داشت به شهادت رسید. تمام شهدای آر. پی. جی‌زن در این معبر سنشان 15 تا 22 سال بود. روز بعد عراقی‌ها آن معبر را با بولدزر محو کردند و همه پیکرها زیر خاک مدفون شدند تا اینکه 15 سال بعد بچه‌های تفحص توانستند پیکرهایشان را کاوش کنند.

این فرمانده دوران دفاع مقدس درباره چگونگی شهادت حاج رضا چراغی نیز گفت: روز بعد از این واقعه عراقی‌ها پاتک کردند و به حاجی پیام این تحرک عراقی‌ها رسید. او به همراه عباس کریمی و تعدادی دیگری از نیروهایش با اینکه فرمانده بود به «ارتفاعات 143» که گارد عراق در آنجا مستقر بود رفتند و به وسیله انفجار گلوله خمپاره در آنجا به شهادت رسید.

در بخش دیگر این مراسم سردار مجتبی عسگری مسئول روایت‌گری سپاه محمد رسول‌الله (ص) و فرمانده پادگان دوکوهه در سخنانی گفت: ما در مقابل عراق دستمان خالی بود و امکانات زیادی نداشتیم. یادم می‌آید روزی حاج عزیز جعفری نزد حاج احمد متوسلیان آمد و درخواست سرنیزه کرد اما حاج احمد به او گفت که فعلا نداریم و یک تکه میلگرد را تیز کن و به جای سرنیزه از آن‌ها استفاده کن.

پس از انجام عملیات از این گروهان 90 نفره 87 نفر به شهادت رسیدند. سه نفر زنده ماندند که یکی از آن‌ها محمد بختیاری بود اما به دلیل شدت جراحت‌هایی که داشت به شهادت رسید

وی خاطرنشان کرد: تنور جنگ در دوران دفاع مقدس همواره باید گرم نگه داشته می‌شد در غیر این صورت دشمن این فرصت را می‌یافت که گرم شود و به ما حمله کند. برای همین آن دسته از جوانانی که وجودشان فدای امام بود به جبهه می‌آمدند و با دشمن مقابله می‌کردند. یکی از این جوانان حاج رضا چراغی بود که همواره تنور جنگ را گرم نگه داشت.

او یک فرمانده قابل بود آن زمان که در پاوه کردستان حضور داشت به عنوان تک تیرانداز فعالیت می‌کرد. در مریوان نیز به دلیل ویژگی‌ها و توانمندی‌اش فرمانده دزلی شد. یادم می‌آید آن زمان برای آنکه همه منطقه را بررسی کند و به پست‌ها سر بزند چهارساعت در کوه‌ها پیاده‌روی می‌کرد به گونه‌ای که گاهی ما به او معترض می‌شدیم چرا که بسیار خسته‌کننده بود.

وی ادامه داد: درباره فتح خرمشهر نیز محسن رضایی می‌گوید در سه محور ما در فتح خرمشهر با گره مواجه شدیم و آن محور اهواز، خرمشهر، دژهای مرزی و شلمچه بود که آن‌ها را حاج احمد متوسلیان باز کرد. یکی از گره‌گشاترین و تاثیرگذارترین افراد حاج احمد متوسلیان در این رابطه حاج رضا چراغی بود که نقش مهمی داشت.

سردار عسگری با اشاره به عملیات مسلم‌بن‌عقیل توضیح داد: دراین عملیات شهید حاج رضا چراغی 25 سال داشت که لشگر 27 را فرماندهی می‌کرد. یکی از معجزه‌های این عملیات که هیچ یک از فرماندهان نتوانستند به آن اشاره کنند این بود که ما در هنگام اجرای عملیات نور مهتاب را در محاسباتمان برای اجرای عملیات به حساب نیاورده بودیم. با اینکه شب بود اما هوا کاملا روشن بود و عراقی‌ها به منطقه دید داشتند اما در هنگام شبیخون هرجا که نیاز بود به خواست خدا تکه‌ای ابر جلوی ماه را می‌گرفت و منطقه تاریک می‌شد و باز آن جایی که نیاز به نور بود ابر کنار می‌رفت و بچه‌ها فعالیت می‌کردند. قطعا حاج رضا چراغی باید نزد خدا آنقدر عزیز بوده باشد که چنین اتفاقی برای او که یک فرمانده بود رخ دهد.

فرمانده گردان بهداری لشکر 27 در دوران دفاع مقدس در خاطره‌ای دیگر یادآور شد: برای شناسایی عملیات مسلم‌بن عقیل، سردار محسن کاظمینی به همراه حاج رضا چراغی که پایش هم شکسته بود به شناسایی منطقه رفتند. سردار کاظمینی موتور را هدایت می‌کرد و حاج رضا ترک او نشسته بود. در حین راندن موتور، سردار کاظمینی احساس می‌کند که موتور سبک شده است و بر می‌گردد متوجه می‌شود که حاج رضا چراغی نتوانسته تعادل خود را حفظ کند و از موتور به زمین افتاده است.

وی در پایان سخنانش با اشاره به لحظه شهادت حاج رضا چراغی یادآور شد: شهید همت در رابطه با شهادت حاج رضا چراغی می‌گوید وقتی که رضا متوجه شد نیروهایش در منطقه مانده‌اند نزد من آمد تا به خط برود اما من به او اجازه ندادم اما روز بعد در حالی که یک شلوار نو نیز به تن داشت به دیدن من آمد و گفت که دارد به ارتفاعات 143 می‌رود. آنجا نقطه بحرانی خط بود.

هنگامی که حاج رضا چراغی با اینکه فرمانده بود به آنجا می‌رسد شهید زجاجی از او می‌پرسد که چرا به اینجا آمده‌ای؟ تو علمدار لشکر هستی. اما حاج رضا به او می‌گوید دین خدا این چیزها سرش نمی‌شود.

دشمن میلیمتر میلیمتر این منطقه را زیر آتش توپخانه داشت. بر اثر اصابت گلوله خمپاره به کنار شهید حاج رضا چراغی ترکشی به آرم سپاه نصب شده روی سینه او اصابت می‌کند و او به شهادت می‌رسد. هنگام شهادت شهید زجاجی می‌گوید که دو قطره اشک از چشمان او آمد و بعد ما را ترک کرد.

در پایان این مراسم حاضران بر سر مزار شهید حاج رضا چراغی رفتند و به قرائت فاتحه پرداختند.

بخش فرهنگ پایداری تبیان


منبع: خبرگزاری ایسنا



دُرنیوز
اهالی محله جاوان بالا در خیابان شهید اشرفی اصفهانی اصفهان، او را به نام «حسین مشهدی» می‌شناختند. ]]>

با مسمّاترین اسم


اهالی محله جاوان بالا در خیابان شهید اشرفی اصفهانی اصفهان، او را به نام «حسین مشهدی» می‌شناختند.

با مسمّاترین اسم

حسین مشهدی که اینک در شهر شهیدان از او به عنوان «اسوه صبر و مقاومت» یاد می‌شود، چند روزی است که با پروازی آسمانی، به خیل شهیدان پیوسته است.

«حسین مشهدی» کیست و چگونه «اسوه صبر و مقاومت» گردید؟

حسینعلی صبوری، نام و فامیل فردی است که سال‌های سال در محله جاوان اصفهان، مردم او را حسین مشهدی صدا کرده و او را با این نام می‌شناختند. او متولد سال 1320 هجری شمسی در شهر فریمان استان خراسان رضوی است. در دهه 40 به تهران مهاجرت کرده و پس از مدتی به اهواز رفته و در کارگاه ریخته‌گری مشغول کار می‌شود. حسین فردی مذهبی و انقلابی بود و به دلیل فعالیت‌های سیاسی، برای فرار از چنگال ساواک در آغاز نهضت امام خمینی (ره) (در دهه 1340) از خوزستان راهی اصفهان شد و در محله جاوان بالا که در حاشیه شهر قرار داشت به تنهایی زندگی ساده‌ای را شروع کرد و در یک کارگاه ریخته‌گری مشغول کار شد. محله جاوان بالا در دهه 40،‌ دارای سکنه بسیار کم بود و عمدتاً خانوارها با یکدیگر فامیل بودند و یکدیگر را به طور کامل می‌شناختند. در چنین محیطی این جوان مشهدی مورد توجه اهالی قرار گرفت و به سرعت همگان از او به عنوان فردی مۆمن، باخدا، مهربان، ساده‌زیست و مردمی یاد می‌کردند. حضورش در مسجد محل و در تمامی مناسبت‌های مذهبی چشمگیر بود و با صوت زیبا و دلنشین برای مردم در مناسبت‌ها، تلاوت قرآن می‌کرد و ادعیه می‌خواند. نور ایمان در حسین مشهدی هویدا بود و به همین جهت یکی از مسئولان محل به نام مرحوم «مشهدی بمانعلی» او را در پناه خود گرفت و پس از مدتی دخترش را به عقد وی درآورد. این‌گونه سرنوشت رقم خورد حسین مشهدی همسری را اختیار کرد که بعدها طی سه دهه، در سختی‌ها و ناملایمات کمرشکن روزگار، با تکیه بر معنویت و نور ایمان سنگ صبورش باشد. حسین مشهدی خیلی زود به دلیل ایمان و مردمی بودنش، آنچنان در دل مردم محله جاوان بالا و در میان کوچک و بزرگ جا گرفت که گویا در این محل متولد شده و فرزند یکی از افراد سرشناس محل است.

از ذوب‌آهن تا کردستان

صبوری در سال 1351 در کارخانه ذوب آهن اصفهان استخدام شد و با پیدا کردن دوستان بیشتر در اصفهان بر دامنه فعالیت‌های مذهبی و سیاسی انقلابی‌اش افزود؛ چنانکه با اوج‌گیری انقلاب در سال‌های 56 و 57،‌ حسین مشهدی از افراد فعال در بسیاری از تجمعات، مجالس راهپیمایی‌های انقلابی به شمار می‌آمد و در برخی از برنامه‌ریزی‌ها برای پیشبرد انقلاب، نقش ایفا می‌کرد. در سال 1357 به دلیل توزیع رساله حضرت امام (ره) به همراه عکس ایشان در کارخانه ذوب‌آهن، از این مجموعه اخراج شد و با پیروزی انقلاب مجدداً به کار دعوت شد. حسین صبوری پس از پیروزی انقلاب اسلامی، عمده وقت خود را وقف انقلاب کرد و در صحنه‌های دفاع از انقلاب، حضوری فعال داشت. در بهار سال 1359 با جمعی از دوستانش مانند سرداران شهید حاج‌حسین خرازی، ردانی‌پور، حاج‌اصغر جوانی و... عازم کردستان شد و چندین ماه با تلاش شبانه‌روزی و مجاهدت‌های خود، از اسلام، انقلاب،‌ استقلال و تمامیت ارضی ایران در آن سامان دفاع کرد.

خداوند از سال 1320 تا 1393، قریب 73 سال به حسین صبوری عمر عطا کرد،‌ اما بیش از سه دهه از این زندگی دنیایی، از مختصات خاص و متفاوت از زندگی دیگران برخوردار است

در آن ایام، حسین مشهدی به عضویت لشکر مخلص خدا درآمد و پا به مدرسه عشق نهاد و با پابرهنگان به میقات رفت. آری او با تشکیل بسیج مستضعفین به فرمان حضرت امام خمینی، سلاح بر دوش گرفت و در قامت یک بسیجی مخلص وارد صحنه کارزار با دشمنان شد. با آغاز جنگ، حسین مشهدی از دیار کردستان، راهی خوزستان شد و پس از چندین بار اعزام، در عملیات بیت‌المقدس شرکت کرد. در بهار سال 1361 بود که اهالی محله جاوان بالا مطلع شدند حسین مشهدی هم به شهادت رسیده و خود را برای تشییع‌جنازه و انجام مراسم این شهید آماده کردند. تشییع‌جنازه و چندین مراسم باشکوه برگزار شد و پس از مدتی معلوم شد، جنازه‌ای که به دلیل آسیب‌های جدی در اندام، به عنوان حسین مشهدی شناسایی شده، متعلق به فرد دیگری است و حسین صبوری در عملیات بیت‌المقدس به شدت مجروح و به دست بعثی‌های عراقی به اسارت درآمده است.

اسفند سال 1362 بود که حسین مشهدی به عنوان آزاده‌ای سرافراز،‌ لکن با تنی مجروح به میهن اسلامی بازگشت. ترکش‌های ناشی از انفجار موشک‌های شلیک شده از هلی‌کوپترهای عراقی، حسین صبوری را به شدت مجروح و نخاعش را قطع کرده بود. بعثی‌ها ناجوانمردانه بدن این رزمنده مجروح را که قطع نخاع شده بود،‌ یک مسافت طولانی روی زمین کشانده و این کار غیرانسانی بعثی‌ها،‌ بر عمق جراحاتش افزوده بود. شدت جراحات از یک طرف و عدم‌رسیدگی‌های لازم پزشکی در اردوگاه الانبار عراق از طرف دیگر، سبب گردید که عراقی‌ها در نگهداری‌اش ناتوان شوند و او را پس از 19 ماه آزاد کنند.

30 سال جانبازی

خداوند از سال 1320 تا 1393، قریب 73 سال به حسین صبوری عمر عطا کرد،‌ اما بیش از سه دهه از این زندگی دنیایی، از مختصات خاص و متفاوت از زندگی دیگران برخوردار است. مطالعه و بررسی بیش از 30 سال زندگی جانبازی شهید صبوری،‌ دربردارنده درس‌ها و عبرت‌های فراوان برای همگان و خصوصاً نسل جوان است. حسین صبوری در اوایل سال 1361 مجروح و جانباز 70 درصد شد و 13 فروردین سال 1393 و در شب شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) به خیل شهیدان و هم‌رزمانش پیوست.

اسوه صبر

قلم ناتوان است در ترسیم آنچه به ایشان و خانواده‌اش در این 32 سال گذشته است. این جانباز شهید طی این 32 سال،‌ هرگز نتوانست به دلیل قطع نخاع و جراحت‌های عمیق و زخم‌های بستر، لحظه‌ای روی پا بایستد یا حالت نشسته داشته باشد. 32 سال زندگی به حالت درازکش از پشت و گاهی روی شکم برای بهبود زخم‌های بستر در پشت، همراه با مجموعه‌ای از نارسایی‌های اندام داخلی به دلیل جراحت‌ها و عمل‌های جراحی پی‌درپی، کار آسانی نیست.

اما حسین مشهدی و خانواده‌اش، این دوران را سپری کردند و پرونده‌ای زرین و درخشان از صبر و استقامت مبتنی بر ایمان دینی و اعتقاد به آخرت را همراه با رضایتمندی به خاطر رضای الهی به ثبت رساندند، تا حجتی برای مردم و مسئولان نظام جمهوری اسلامی ایران باشند. این جانباز صبور و مقاوم طی این سال‌ها، بارها تا مرز شهادت پیش رفته بود، اما گویا تقدیر این‌گونه بود که خداوند خواسته تا الگوهای صبر و مقاومت در راهش را برای زمانه ما به رخ کشاند. هر گاه طی این سال‌ها، صبوری را ملاقات می‌کردم چه در خانه، چه در بیمارستان و چه در آسایشگاه جانبازان شهید مطهری اصفهان، با دو ویژگی قابل توصیف بود؛ بر لب داشتن ذکر الهی،‌ تلاوت قرآن و خواندن ادعیه از یک طرف،‌ قرار داشتن در موقعیت رضا و شاکر خداوند بودن از سوی دیگر. شهید صبوری،‌ بر اصل انقلاب، نظام و ولایت و رهبری تعصب خاصی داشت و ناسپاسی‌ها و دعواهای جناحی و غفلت مسئولان از انجام وظایفشان را برنمی‌تابید. او بر این اعتقاد بود که این انقلاب و نظام، راحت به دست نیامده که اینک عده‌ای با فراموش کردن ارزش‌ها و نادیده انگاشتن ایثارگری‌ها و فداکاری‌ها،‌ به راه دیگری غیر از راه امام و شهیدان می‌روند. شهید صبوری به ولایت و رهبری، اعتقاد دینی و قلبی داشت و خود را سرباز اسلام می‌دانست. گفتنی‌ها و نوشتنی‌ها درباره شهید صبوری فراوان است و مجال دیگری می‌خواهد. امید آنکه، تکالیفمان را به خوبی انجام دهیم تا در صحرای محشر،‌ شرمنده شهیدان و امام شهدا نشویم.

بخش فرهنگ پایداری تبیان


منبع: روزنامه جام جم



دُرنیوز
برخی فعالیت‌های فردی گاهی به سیاست‌هایی تبدیل می‌شود که می‌تواند گردشگری آن جامعه را متحول کند؛ فعالیت‌های جذابی که در عین زیبایی و خلاقانه بودن ایده‌های بسیاری را به مسئولان گردشگری کشورها هدیه می‌کند. ]]>

خلاقیت هایی که دنیا را زیباتر کردند


برخی فعالیت‌های فردی گاهی به سیاست‌هایی تبدیل می‌شود که می‌تواند گردشگری آن جامعه را متحول کند؛ فعالیت‌های جذابی که در عین زیبایی و خلاقانه بودن ایده‌های بسیاری را به مسئولان گردشگری کشورها هدیه می‌کند. در اینجا به چهار نمونه از این فعالیت‌ها پرداختیم که خواندنشان خالی از لطف نیست.

هتل عجیب و غریب

با هتل خود به سفر بروید

هتل های عجیب و غریب در دنیا کم نیستند. زمانی که صحبت از هتل های متحرک به میان می آید، بیشتر افراد به یاد کاروان های بزرگ و کوچکی می افتند که این روزها قیمت باکیفیت ترین و تجملی ترینشان به میلیون دلار سنجیده می شود، اما نگران نباشید. برای آن که بتوانید سوار بر هتلی متحرک به دل جاده بزنید و هر زمان که خسته شدید در هتل آماده به خدمتتان اندکی استراحت کنید، نیازی نیست که حتما میلیونر باشید. قصه این اتوبوس سبز که اکنون هتلی متحرک و مجلل است از سیستم حمل و نقل مترو میدلنز غربی در انگلستان آغاز شد.

مالک جدید بخش ترابری میدلنز، تصمیم به فروش وسایل نقلیه قدیمی و نو کردن آن گرفت. این اتوبوس را یکی از شرکت های خصوصی در حوزه بوتیک هتل های لندن به را مبلغ 7500 دلار (حدود 22 میلیون تومان) در حراجی خرید. پس از بررسی تمام جوانب، داخل اتوبوس به منظور طراحی هتل، به طور کامل تخریب و به شیوه نوین آن ساخته شد. هم اکنون این هتل سیار دارای سه اتاق خواب شیک، سرویس بهداشتی و حمام، یک پذیرایی کوچک و یک آشپزخانه است. نکته جالب در خصوص آشپزخانه این اتوبوس، اجاق گاز آن است که بسیار زیبا طراحی شده و با انرژی حاصل از سوختن چوب کار می کند و به نوعی باربیکیو نیز محسوب می شود. هم اکنون محل استقرار اصلی این هتل سیار در حومه شهر ساسیکس است. پروژه اتوبوس هتلی آنچنان در انگلستان مورد استقبال قرار گرفت که صاحبان آن تصمیم گرفتند تعداد این اتوبوس ها را به شش عدد افزایش دهند.

 

چای خوری در کافه دوربین

خلاقیت و نوآوری در دنیای امروز بزرگ ترین کلید موفقیت محسوب می شود. این ابزارها شاید در معماری ارزشی چند برابر پیدا می کند. ابداع ساختمان هایی با طراحی های منحصر به فرد که نام خالق آن را تا سالیان سال زنده نگه می دارد، بزرگ ترین آرزوی هر معمار هنرمندی است. امروز در نقاط مختلف جهان می توان ساختمان هایی با معماری های عجیب و غریب بسیاری را دید که بر همین مبنا ساخته شده است.

یکی از این ساختمان های جالب توجه کافه ای است که به شکل دوربین طراحی شده است. این کافه که در دو طبقه ساخته شده دارای دو پنجره بزرگ دایره ای شکل است که به جای شیشه در آن لنزهای غول پیکر دوربین عکاسی تعبیه شده است. این کافه دوربین روی تپه هایی سرسبز در کره جنوبی ساخته شده است و به مهمانانش چشم اندازهایی وسیع از مناظر اطراف هدیه می دهد. این نخستین بار است که یک ساختمان به شکل یک شیء غول پیکر ساخته شده است. کافه دوربین متعلق به یک خلبان سابق هلی کوپترهای ارتشی است. این ارتشی بازنشسته علاقه بی حدی به عکاسی و ابزارهای مرتبط با آن داشته و این اشتیاق فراوان سبب خلق چنین ایده جالبی شده است. حضور در کافه دوربین علاوه بر تماشای چشم اندازهای زیبای طبیعی، جذابیت های دیگری نیز دارد. در طبقه اول این ساختمان عجیب، طیف گسترده ای از دوربین های مختلف حرفه ای و غیرحرفه ای قدیمی در اندازه های مختلف به نمایش گذاشته شده است. در طبقه دوم نیز مجموعه عکس های گرفته شده از سوی صاحب کافه روی دیوارها جلب نظر می کند. از دیگر جذابیت های کافه دوربین، دستمال های کاغذی و حوله های آن است که همگی شبیه فیلم دوربین طراحی و ساخته شده است.

 

بتازگی دوچرخه ای ساخته شده که یک چادر در تایر چرخ جلویی آن تعبیه شده است. بر این اساس طبیعت گردان می توانند براحتی و سبک باری تنها سوار بر دوچرخه خود شده و به گشت های کوتاه و طولانی بروند

هم دوچرخه هم چادر

این روزها طبیعت طرفداران و مدافعان بسیاری دارد. حتی برخی از مشهورترین چهره ها نیز تلاش می کنند با حضور در برنامه های حمایت از طبیعت شرکت کرده و به نوعی به حفظ هر چه بیشتر مادر زمین کمک کنند. استفاده از وسایل نقلیه ای که کمترین آلودگی و مشکلات محیط زیستی را ایجاد می کنند، از مهم ترین راهکارهای حمایتی محسوب می شود. دوچرخه یکی از این راهکارهاست که هم به حفظ محیط زیست کمک می کند و هم به بهبود سلامت افراد، اما چگونه می توان تمامی بار و بنه سفر را بر دوش خود و روی دوچرخه حمل کرد. چادر شاید سنگین ترین وسیله هر طبیعت گردی است که نمی توان آن را به همراه نبرد، اما سازندگان خلاق، برای این بار سنگین، راه حل خوبی یافته اند.

بتازگی دوچرخه ای ساخته شده که یک چادر در تایر چرخ جلویی آن تعبیه شده است. بر این اساس طبیعت گردان می توانند براحتی و سبک باری تنها سوار بر دوچرخه خود شده و به گشت های کوتاه و طولانی بروند. سه طراح خلاق این دوچرخه، این چادر را به گونه ای در محفظه چرخ جلو جا داده اند که نه تنها به لاستیک فشاری وارد نمی کند، بلکه در حفظ باد و سلامت آن نیز تاثیرگذار است. ضامن های طراحی شده برای باز و جمع کردن این چادر نیز بسیار هوشمندانه طراحی شده و کار با آنها نسبت به چادرهای معمولی راحت تر و سریع تر است. جاسازی چادر در تایر دوچرخه حجم بالایی از کوله های طبیعت گردان را خالی کرده و به کم شدن فشار ناشی از وزن کوله پشتی های مسافرتی بر کمر انسان نیز می انجامد.

 

اعتراضی که رنگین شد

شهر استانبول مدتی است با تغییر چهره جالبی مواجه شده است. شهری که قلب تپنده ترکیه لقب گرفته، همیشه چهره ای خاکستری رنگ داشت. قصه حضور رنگ های درخشان و زنده رنگین کمان در شهر استانبول از پیرمردی شصت وچهار ساله ای به نام حسین ستینل آغاز شد.

این مهندس بازنشسته که از شرایط محله خود راضی نبود و آن را فاقد روح می دید، تصمیم گرفت با صرف هزینه ای 800 دلاری (حدود 2.5 میلیون تومان) به رنگ آمیزی پلکان عمومی نزدیک خانه اش اقدام کند.

ستینل تمام پلکان طول و دراز محل سکونتش را براساس ترتیب رنگ های رنگین کمان رنگ آمیزی کرد. او هدف از این کار را احترام به طبیعت و زیباتر کردن محیط زندگی اش اعلام کرد. هنوز چند روزی از این حرکت مردمی نگذشته بود که کارگران شهرداری این رنگین کمان زیبا را با رنگ خاکستری پوشاندند. ستینل برای مقابله با این اقدام شهرداری استانبول این بار از شبکه های اجتماعی در فضای مجازی کمک گرفت. این کار او سرآغاز یک اعتراض گسترده در میان شهروندان استانبولی شد که منشا آن نیز همچون سایر حرکت های اعتراضی این روزها، شبکه های اجتماعی بود. مردم برای نشان دادن همدلی با این پیرمرد خوش ذوق و نشان دادن اعتراضشان به رنگ بی جان خاکستری، شروع به رنگ کردن پیاده روها و پلکان های نقاط مختلف شهر کردند. امروز در نقاط مختلف شهر استانبول می توان نشانه های بسیاری از رنگین کمان های بزرگ و کوچک دید. نتیجه این اعتراض هنری به شهرداری استانبول، سبب شد تا این شهر چهره تازه ای به خود بگیرد و به شهر رنگین کمان معروف شود.

 

بخش گردشگری تبیان


برگرفته از: چمدان



دُرنیوز
به استناد کتیبه موجود در ایوان مسجد جامع، این بنا در سال 796 هـ. ق به دستور امیر جمشید قارنی ساخته شده است. ]]>

مسجـد جامع قاین

به استناد کتیبه موجود در ایوان مسجد جامع، این بنا در سال 796 هـ. ق به دستور امیر جمشید قارنی ساخته شده است. بنابراین مسجد جامع قاین از آثار ساخته شده در اواخر دوره ایلخانی و اوایل دوره تیـموری است. این اثر دارای اجزایی از قبیل صحن، ایوان، شبستان‌‌ها، حجره‌ها، در ورودی، پایاب و ساعت آفتابی است. ایوان مسجد شاخص‌ترین عنصر معماری آن است. عمده تزیینات به کار رفته در بنا شامل آجرکاری‌های پیشانی ایوان، نقاشی‌های سطوح داخلی ایوان و تزیینات بکار رفته در محراب‌های دوگانه آن می‌باشد.

 

  • مسجـد جامع قاین
    مسجـد جامع قاین
  • مسجـد جامع قاین
    مسجـد جامع قاین
  • مسجـد جامع قاین
    مسجـد جامع قاین
  • مسجـد جامع قاین
    مسجـد جامع قاین
  • مسجـد جامع قاین
    مسجـد جامع قاین
  • مسجـد جامع قاین
    مسجـد جامع قاین
  • مسجـد جامع قاین
    مسجـد جامع قاین
  • مسجـد جامع قاین
    مسجـد جامع قاین
  • مسجـد جامع قاین
    مسجـد جامع قاین
 
بخش گردشگری تبیان


دُرنیوز
تبیان -   -  فرهنگی هنری -  6 ساعت و 5 دقیقه پیش
لادیسلاو ساتنار یکی از هنرمندان پیشرو در زمینه گرافیک اطلاعاتی بود. هنرمندی که مشعل دار اندیشه ای در هنر گرافیک بود که امروزه توسط هنرمندان گرافیست بزرگی چون ادوارد تافت و ریچارد سول ورمن دنبال می شود. ]]>

ساتنار و مدرنیسم مقدماتی


"لادیسلاو ساتنار" یکی از هنرمندان پیشرو در زمینه گرافیک اطلاعاتی بود. هنرمندی که مشعل دار اندیشه ای در هنر گرافیک بود که امروزه توسط هنرمندان گرافیست بزرگی چون "ادوارد تافت" و "ریچارد سول ورمن" دنبال می شود.

ساتنار و مدرنیسم مقدماتی

برای طیف گسترده ای از شرکت های آمریکایی، فعالیت های "ساتنار" توانسته سیستم هنر گرافیک را توسعه دهد که این گسترش روشنگر مقادیر زیادی از اطلاعات پیچیده، تبدیل داده های کسب و کار به واحدهای قابل هضم بود.

در زمانی که برای اولین بار کدهای شهری برای تلفن معرفی شدند، "ساتنار" مردی بود که مسئول این مهم شد و همین امر باعث شد امریکایی ها همواره او را بیاد داشته باشند.

تایپوگرافی کاربردی و پیکر نگاری او به عنوان بخشی از برنامه های طراحی های مختلف برای سیستم "بل" در دهه های 1950 و 60 ، باعث شد که دسترسی به برخی مرکز عمومی چون اورژانس آسان و سهل الوصول باشد. دیدگاه های او در هنر گرافیک کاربردی، نقطه عطفی در زمینه خدمات رسانی و گرافیک های بصری بود.

خود او در این باره می گوید: " "عدم وجود نظم و انضباط در حال حاضر برای محیط زیست شهری صنعتی ما شرایط بصری را فراهم کرده ، که محیطی درهم و برهم، گیج و پر هرج و مرج تولید کرده است."

همین نگرش باعث شد وی به دنبال تغییر در آنچه زندگی شهری از لحاظ بصری اقتضاع می کرد، برآید و موجی از سادگی تصویری مانند آنچه دِستیل دنبال می کرد را در هنر گرافیک بصری و گرافیک تبلیغاتی بوجود آورد.

"لادیسلاو ساتنار" باعث گرایش مدرنیسم مقدماتی اروپای مرکزی به طراحی ایالات متحده شد. این تحول ، ناشی از نگرشی تحلیل گرانه بود که بر اهمیت عناصر تایپوگرافی و نمادها تاکید داشت.

ساتنار و مدرنیسم مقدماتی

طراحی های وی به خاطر صراحت و صداقت موجود در آنها، کارهایی متمایز محسوب می شدند.

"ساتنار " در آکادمی هنرهای تزئینی و دانشگاه فنی پراگ آموزس دید و بعدها در آنجا استاد طراحی شد. او از سال 1932 تا 1939 مدیر مدرسه دولتی هنرهای گرافیکی پراگ بود. وی به تاثیر د-استیل و کانسترکتیویسم اهمیت بسیار می داد، زیرا این دو از نگرشی تزئینی و مصنوعی گرفته شده بودند و از تبادل نظر بین طراحان بین المللی دهه 1920 بهره می بردند.

کاربرد منطقی ارتباطات تصویری به شدت مورد توجه "ساتنار" واقع شد و همان طور که "کارل تیگه"  طراح اهل چکسلواکی و پیرو سبک "ساتنار" اظهار کرده است، وی امیدوار بود باعث پیشرفت طراحی از شکل یک هنر به سمت علم شود.

از آنجا که "ساتنار" تحلیلگر نیز بود، چنین استدلال می کرد که فرایند طراحی باید بر اساس تفکر و اصول مشخصی بنا شود، نه بر اساس قوانین و فرمول

اولین کارهای مهم ساتنار برای انتشارات "دِروزستُرنی –پراگ" در شهر پراگ بود. شرکت آینده نگری که به صورت گروهی اداره می شد .

ساتنار و مدرنیسم مقدماتی

در سال 1939 "ساتنار" به عنوان طراح اصلی غرفه چکسلواکی در نمایشگاه جهانی نیویورک انتخاب گردید. پس از آن در امریکا ماندگار سد و شهروند ایالات متحده گردید. در اینجا بود که وی درک کاملی از معنای تئوری های طراحی اش به دست آورد. وی بزودی در دنیای طراحی امریکا جای خود را تثبیت کرد و برای مجلات "فُرچن" و "اسکوپ" طراحی روی جلد انجام داد.

یکی از بهترین کارهای "ساتنار" طراحی کاتالوگ "سوییت" بود. وی در خلال سال های 1941 و 1960 برای این شرکت، سیستم گرافیکی منسجمی را اجرا کرد که ساختار کلی اطلاعات فنی و صنعتی را در بر می گرفت.

ساتنار در فعالیت های بعدی خود، چندین کتاب درباره برنامه ریزی اطلاعات تصویری چاپ کرد. بعضی از این کتاب ها عبارتند از:

"جریان تنظیم شده اطلاعات تصویری ، شکل، خط و رنگ "(1943)

"طراحی نیروی حقه های تصویری" (1953)

"طراحی تصویری در عمل، اصول و اهداف"(1961)

ساتنار و مدرنیسم مقدماتی

"ساتنار" در نظر داشت زبانی تصویری که بتواند با نیازمندی های زندگی مدرن هماهنگ باشد، تعریف کند. وی با این استدلال که جریان اطلاعات کاربردی برای درک سریع تر، امری لازم و ضروری است، تلاش نمود تا نیازهای طراحی ارتباطات را کاهش دهد. این امر باعث جلب توجه چشم ها، تسهیل تصاویر بصری برای سرعت خواندن و ارائه پی در پی تصاویر برای وضوح بیشتر انها می شد.

از آنجا که "ساتنار" تحلیلگر نیز بود، چنین استدلال می کرد که فرایند طراحی باید بر اساس تفکر و اصول مشخصی بنا شود، نه بر اساس قوانین و فرمول. وی همانند "شیکولد" مجموعه طراحی های اطلاعاتی، از شناسه های یکسان، تبلیغات تجاری و مصرفی، کاتالوگ های صنعتی و طراحی مجلات گرفته تا نشانه ها و نمادها را تحلیل می کرد.

آنچه کارهای "ساتنار" را از نظریات طراحان اروپایی متمایز می نمود، افزایش حوزه های جدید بود که ایالات محده زمینه آنها را برای طراحان گرافیک فراهم آورده بود.   

 سمیه رمضان ماهی

بخش هنری تبیان


منابع:

یک قرن طراحی گرافیک، مولف جرمی آینسلی، ترجمه آزاده اعتصام و محبوبه توتونچیف انتشارات یساولی

سایت اینترنتی AIGA

Copyright 1997 by The American Institute of Graphic Arts

مطالب مرتبط:

داستیل در هنر گرافیک

داستیل جنبشی انتزاعگرا



دُرنیوز
تبیان -   -  فرهنگی هنری -  6 ساعت و 5 دقیقه پیش
زندگی «رون موئک» که این روزها با هر نمایشگاه، مثل همه‌ی نمایشگاه¬های دیگرش همه‌ی مخاطبان را شگفت‌زده می‌کند،به اندازه‌ی مجسمه‌ها و آثار درخشانش فراز و فرود و همچنین عمق زیادی ندارد. البته نمی‌توان از مطالعات عمیق و نوآوری کاملا شجاعانه و خلاقانه‌اش در عرص ]]>

هایپررئالیسم و "رون موئک"


زندگی «رون موئک» که این روزها با هر نمایشگاه، مثل همه‌ی نمایشگاه‌های دیگرش همه‌ی مخاطبان را شگفت‌زده می‌کند،به اندازه‌ی مجسمه‌ها و آثار درخشانش فراز و فرود و همچنین عمق زیادی ندارد. البته نمی‌توان از مطالعات عمیق و نوآوری کاملا شجاعانه و خلاقانه‌اش در عرصه‌ی مجسمه‌سازی غافل شد.

هایپررئالیسم و رون موئک

نام رون موئک با نام «هایپر رئالیسم» گره خورده و مجسمه‌هایش بیشتر از این‌که از لحاظ زیبایی‌شناسی مورد توجه قرار گیرند ابتدا تعجب را برمی‌انگیزند و بیننده را وارد دنیای دیگری می‌کند.

اگر از کنار مجسمه‌ی دو پیرزن او بگذرید که مرموزانه به اطرافشان نگاه می‌کنند مطمئنا چندین بار بعد از آن بر خواهید گشت تا مبادا آن‌ها جان بگیرند و به دنبال شما راه بیافتند.

در روزهایی که مجسمه‌سازها و بیشتر هنرمندان تجسمی تلاش می‌کنند تا مینی‌مالیسم را وارد هنرشان کنند و سادگی را اساس کارهایشان قرار دهند موئک شجاعانه ساعت‌ها، روزها و ماه‌ها روی مجسمه‌هایش مطالعه می‌کند و کار می‌کند. کاراکترها و شاید بهتر باشد در این مورد بگوییم انسان‌های بدون حرکت رون موئک، در یک نما و بدون این که حرکتی کنند حرف خود را می‌زنند.

هایپررئالیسم و رون موئک

هر کدام از انسان‌های موئک از دنیایی چندین ساله و حتی از تاریخی چند صد ساله آمده‌اند. کودکی که او نشان می‌دهد، کودکی نیست که فقط در گالری نمایشگاهش باشد. همان کودک در همان نزدیکی در یکی از خیابان‌های شهر حضور دارد. زن باردارش در بیمارستانی همان حوالی به زودی کودکش را به دنیا می‌آورد. درد، اندوه، شادی و افسوس سالیان دراز در خیلی از چهره‌ها و مجسمه‌هایی که موئک کار می‌کند وجود دارد.

شروع کار رون جوان با مدل‌سازی در یک برنامه تلویزیونی بود. برنامه‌ی کودکانه Shirl’s Neighbourhood. او از همان ابتدا خلاقیتش را در ساخت مجسمه‌ها نشان ‌داد و در طول حدود پنج‌سالی که این برنامه از کانال 7 ملبورن پخش می‌شد بیننده‌های زیادی داشت.

بعد از مدتی کار، موئک دست از کار کشید و مقدمات شرکت جدید خودش در لندن را فراهم کرد. زمان آن رسیده بود تا موئک آتلیه‌ی جدیدی با دید نو و خاصی که داشت بسازد. او در دفتر جدیدش مدل‌هایی با وسواس فراوان می‌ساخت مدل‌های او جنبه‌ی تبلیغاتی داشتند و عکس‌های تبلیغاتی که از آن‌ها در همان آتلیه گرفته می‌شد با همان دقت و همان جزئیات بود، عکس‌هایی که بیشتر جنبه‌ی تبلیغاتی داشتند و او به خوبی می‌دانست که با یک کالا یا هر سوژه‌ی دیگری که روبروی دوربینش قرار می‌گرفت چطور برخورد کند تا ذات آن به خوبی مشاهده شود.

هایپررئالیسم و رون موئک

با وجود تلاش‌های زیاد موئک برای نشان دادن درون‌مایه‌ی یک شی، سرانجام به این نتیجه رسید که عکس با تمام خوبی‌هایی که دارد اما حضور فیزیکی شی اولیه را از بین می‌برد و همین مساله و همچنین شرایط ابتدایی کارش سبب شد تا دوباره به کار مورد علاقه‌اش یعنی مجسمه‌سازی برگردد.

سالیان کودکی او با مشاهده‌ی عروسک‌های ساخته‌ی پدر و مادرش که شب‌ها با دیدن آن‌ها به خواب می‌رفت و صبح‌ها بیدار می‌شد، گذشته بود. پدر و مادر رون موئک هر دو در استرالیا عروسک‌ساز بودند.

آشنایی و کمک‌های او با «چارلز ساچی» که یکی از مشهورترین کلکسیونرهای در دسترس بود سبب شد تا او بتواند مجسمه‌ی حیرت انگیز «پدر مرده» که مجسمه‌ای از پیکر بی جان پدر خودش بود را در رویال‌آکادمی به نمایش بگذارد. این مجسمه توجه خیلی‌ها را برانگیخت و این توجه و تعجب بیشتر شد زمانی که بازدیدکنندگان متوجه شدند او از موهای خودش برای ساخت این مجسمه استفاده کرده است.

دلیل بازگشت موئک به مجسمه‌سازی و دوری‌اش از عکاسی از چند جهت قابل بررسی است. او به این نتیجه رسیده بود که جسم و شی در ذات عکاسی دچار حالتی مصنوعی می‌شود.

با وجود تلاش‌های زیاد موئک برای نشان دادن درون‌مایه‌ی یک شی، سرانجام به این نتیجه رسید که عکس با تمام خوبی‌هایی که دارد اما حضور فیزیکی شی اولیه را از بین می‌برد و همین مساله و همچنین شرایط ابتدایی کارش سبب شد تا دوباره به کار مورد علاقه‌اش یعنی مجسمه‌سازی برگردد.

هایپررئالیسم و رون موئک

این تصنع از دید شخصی بود که دیدش و آثار امروزی‌اش همگی نماد هایپر رئالیسم هستند و او و کارهایش جزو دقیق‌ترین و پر جزئیات‌ترین آثار در مجسمه‌سازی و حتی در بیشتر آثار تجسمی امروز به حساب می‌آیند.

زمانی که او شروع به ساخت مجسمه‌ای می‌کند ابتدا مطالعه‌ی فراوانی روی ساختار ظاهری فیگور مورد نظرش می‌کند. گاه در اندازه‌ای واقعی، گاه کوچکتر و در بیشتر موارد که شاخصه‌ی کارش هم شده‌اند در اندازه‌ای چند برابر حالت معمولی. یکی از دغدغه‌ها و شاید دغدغه‌ی اصلی موئک هم در ساخت مجسمه‌هایش این است که پیکره‌ی ظاهری و در قالبی عمیق‌تر، درون و باطن اثرش واقعی و رئال جلوه کند.

با توجه به شرایط خاص ظاهری در فیگورهای ساخته شده موئک قبل از این‌که به متریال مورد نظرش برسد چندین بار ماده‌ی‌ اولیه‌ی ساخت مجسمه‌هایش را تغییر داد، ابتدا لاتکس را بیشتر مورد استفاده قرار داد و آن زمان به نتایج خوبی هم رسید اما جزئیات مورد نظر موئک نمی‌توانست توسط لاتکس(که همان لاستیک خام است) پوشش داده شود.

چاره‌ی اصلی زمانی پیدا شد که ساختار جنس یک مجسمه‌ی تزئینی داخل یک بوتیک توجهش را جلب کرد. همین کافی بود تا جرقه‌ای در ذهنش زده شود و از آن به بعد بود که رزین فایبرگلاس را در کارهایش به کار بگیرد و نتیجه آن‌قدر عالی بود که حالا دیگر جزو جدا نشدنی کارهای او به حساب می‌آید.

هایپررئالیسم و رون موئک

هایپررئالیسم و رون موئک

هایپررئالیسم و رون موئک
هایپررئالیسم و رون موئک

هایپررئالیسم و رون موئک

بخش هنری تبیان


منبع: سایت لوح/نویسنده : محمدحسین توکلی



دُرنیوز
پزشکان در یک مطالعه جدید هشدار دادند افراد مبتلا به آپنه خواب به خصوص زنان و افراد مسن، بیشتر در معرض ابتلا به پوکی استخوان هستند... ]]>

پوکی‌استخوان در کمین مبتلایان به «آپنه‌خواب»


پزشکان در یک مطالعه جدید هشدار دادند افراد مبتلا به آپنه خواب به خصوص زنان و افراد مسن، بیشتر در معرض ابتلا به پوکی استخوان هستند.

دستگاه درمان کننده آپنه خواب

آپنه خواب یا «وقفه تنفسی حین خواب» موجب قطع شدن متناوب تنفس در هنگام خواب و در کوتاه‌مدت می‌شود.

 

همچنین عدم درمان آپنه خواب می‌تواند خطر ابتلای فرد به بیماری‌های قلبی و سکته مغزی و قلبی را افزایش دهد.

 

دکتر «کای جن تیئن» از مرکز درمانی «چی می» در تایوان گفت: اختلال خواب به طور مداوم بر اثر آپنه خواب می‌تواند موجب بروز مشکلاتی در بسیاری از دستگاه‌ها و اعضای بدن از جمله اسکلت‌ بندی و بافت استخوانی شود.

 

به گفته تیئن، زمانی که آپنه خواب به طور متناوب بدن را از دریافت اکسیژن محروم می‌کند موجب می‌شود استخوان‌ها ضعیف شوند و این وضعیت خطر پوکی استخوان را افزایش می‌دهد.

 

همچنین تداوم این وضعیت خطر شکستگی استخوان و مشکلات بعدی را به همراه دارد.

 

در این بررسی، سوابق پزشکی نزدیک به 1400 نفر که در فاصله سال‌های 2000 تا 2008 میلادی به آپنه خواب مبتلا شده بودند مورد مطالعه قرار گرفت.

 

همچنین پزشکان به مقایسه اطلاعات آنان با 20 هزار 600 نفر دیگر که به این بیماری مبتلا نبودند، پرداختند.

 

این متخصصان در مدت شش سال بعد مشاهده کردند مبتلایان به آپنه خواب 2.7 بیشتر در معرض ابتلا به پوکی استخوان هستند.

 

همچنین خطر ابتلا به پوکی استخوان در زنان و افراد مسن مبتلا به آپنه خواب بیشتر است.

 

در حالی که رابطه بین آپنه خواب و پوکی استخوان مشاهده شده، اما هنوز رابطه علت معلولی آن تایید نشده است.

اگر آپنه بیش از پنج دقیقه طول بکشد موجب مرگ مغزی می‌شود. لذا صرفنظر از علت آن، باید آپنه به سرعت درمان شود

حال کمی در مورد آپنه خواب بدانید

بی‌دمی یا آپنه (apnea) خواب به معنی قطع موقت تنفس در حین خواب، به هر علت می‌باشد.

 

در هنگام آپنه، عضلات تنفسی هیچ گونه حرکتی ندارند و حجم ریه ثابت است. در آپنه تبادل گازها در داخل ریه و تنفس سلولی، آسیبی ندیده اند.

 

اگر آپنه بیش از پنج دقیقه طول بکشد موجب مرگ مغزی می‌شود. لذا صرفنظر از علت آن، باید آپنه به سرعت درمان شود.

 

آپنه‌ می تواند انسدادی‌ باشد، یعنی در اثر انسداد در راه های‌ تنفسی‌ فوقانی بوجود آید و یا می تواند مرکزی بوده،‌ یعنی به‌ علت‌ مشکلات‌ مغزی ایجاد شود و همچنین‌ می تواند مختلط‌ باشد.

 

علت‌ اصلی‌ آپنه‌ انسدادی این‌ است‌ که‌ بافت های‌ اطراف‌ گلو در ضمن‌ خواب‌ شل‌ شده‌ و روی هم‌ می‌افتند و باعث‌ انسداد می شوند.

 

در افرادی‌ که‌ این‌ مشکل‌ را دارند، این‌ انسداد در فشار متفاوتی نسبت‌ به‌ افراد سالم‌ اتفاق‌ می‌افتد، یعنی‌ سریع تر دچار انسداد می گردند.

 

آپنه‌ انسدادی بیشتر در افراد چاق‌ و میانسال‌ دیده‌ می شود، ولی در هر سنی‌ می توان‌ این‌ مشکل‌ را دید.

 

همچنین‌ در بچه‌ هایی که‌ لوزه‌ بزرگ‌ دارند نیز آپنه‌ انسدادی زیاد دیده‌ می شود.

 

آپنه‌ مرکزی بیشتر درافراد مسن‌ و در بیماران‌ قلبی و همچنین‌ بیماران‌ سکته‌ مغزی دیده‌ می شود.

 

علائم این اختلال شامل خرناس کشیدن غیرطبیعی یا پر سرو صدا، خواب آلودگی در طول روز، تحریک‌پذیری و افسردگی است.

فرآوری: نیره ولدخانی

بخش سلامت تبیان


منابع:

ایسنا

ویکی پدیا

 

مطالب مرتبط:

11 باور درست و غلط درباره آپنه خواب

وقتی تنفس در خواب قطع و وصل شود

چرا خروپف را باید جدی گرفت؟

پوکی استخوان خبر نمی کند

چگونه می توان از پوکی استخوان جلوگیری کرد؟

چرا استخوان های مان پوک می شوند؟

نگذارید استخوان های تان پوک شود

پوکی استخوان چگونه درمان می شود؟



دُرنیوز
سندروم ترنر بیماری است که فقط در زنان دیده می شود. در این بیماری سلول های فرد بیمار، کروموزوم x خود را از دست می دهد، یعنی به جای داشتن دو عدد کروموزوم x ، تنها یک عدد کروموزوم x دارند... ]]>

درباره سندروم ترنر چه می دانید؟


سندروم ترنر بیماری است که فقط در زنان دیده می شود. در این بیماری سلول های فرد بیمار، کروموزوم x خود را از دست می دهد، یعنی به جای داشتن دو عدد کروموزوم x ، تنها  یک عدد کروموزوم x دارند.

سندرم ترنر

معمولا سندروم ترنر در دوران نوزادی و یا اوایل کودکی تشخیص داده می شود. اما اگر علایم آن خفیف باشد، ممکن است تشخیص آن تا دوران نوجوانی نیز به طول بینجامد.

 

تذکر: تقریبا تمام دختران و زنان مبتلا به سندروم ترنر نیاز به مراقبت های پزشکی دارند و باید تحت مراقبت باشند تا در صورت لزوم، اقدامات درمانی مناسب برایشان انجام گیرد.

 

علایم سندروم ترنر چه می باشد ؟

علایم هنگام تولد و یا دوران نوزادی شامل موارد زیر می باشد :

- پهن بودن گردن

 

- کوچک بودن فک پایین

 

- به نظر می رسد فک پایین نوزاد به سمت عقب رفته باشد.

 

- گوش های آنها پایین تر از حد معمول قرار گرفته است.

 

- خط رویش مو در پشت سر آنها، پایین تر از حد معمول واقع شده است.

 

- افتادگی پلک ها

 

- قفسه سینه آنها پهن می باشد و فاصله نوک سینه آنها از هم زیاد می باشد.

 

- انگشتان دست و پاهای آنها کوتاه تر از حد معمول می باشد.

 

- ناخن دست آنها به سمت بالا رفته است.

 

- دست و پاهایشان ورم دارد و این علامت در زمان تولد بسیار مشهود می باشد.

 

- قد آنها در هنگام تولد، کمی کوچک تر از حد متوسط می باشد.

 

- رشد آنها معمولا با تاخیر همراه است.

 

- نسبت به سر و صدا بسیار حساس می باشند.

افراد مبتلا به سندروم ترنر بیشتر در معرض ابتلا به بیماری دیابت و فشار خون بالا قرار دارند که همین شانس آنها را برای ابتلا به بیماری های قلبی و عروقی افزایش می دهد

علایم در دختران و زنان شامل موارد زیر می باشد :

- شاخص های رشد در این افراد در کودکی، به خوبی افزایش پیدا نکرده است.

 

- معمولا قد و قامت این دسته از زنان و دختران حدود 20 سانتی متر کوتاه تر از میانگین خانوادگی شان می باشد.

 

- اگرچه معمولا هوش این دسته از افراد، طبیعی می باشد، اما معمولا از ناتوانی های یادگیری رنج می برند، به ویژه زمانی که با مفاهیم خاصی مانند ریاضیات سر و کار دارند.

 

- در درک موقعیت های اجتماعی دچار مشکل هستند، مثلا در درک احساسات دیگران با دشورای روبرو هستند.

 

- شروع تغییرات دوران بلوغ آنها با موفقیت انجام نمی گیرد و معمولا به دلیل نارسایی تخمدان در هنگام تولد و یا در اوایل دوران کودکی، تحولات بلوغ در انها با مشکلاتی روبرو می باشد.

 

- معمولا چرخه قاعدگی آنها زود پایان می پذیرد.

 

- معمولا بانوان مبتلا به سندروم ترنر، برای باردار شدن دچار مشکل هستند و بدون راهکارهای درمانی، نمی توانند باردار شوند.

 

عوامل خطر ابتلا به این سندوروم چه می باشد؟

از دست دادن کروموزوم x و یا بروز تغییرات در آن ، به شکل تصادفی انجام می شود (در اوایل رشد جنین به علت مشکل اسپرم و یا تخمک ایجاد می شود).

 

به نظر نمی رسد که وجود سابقه خانوادگی، خطری برای فرد ایجاد کند.

 

همچنین بعید به نظر می رسد که پدر و مادری که یک فرزند مبتلا به سندروم ترنر دارند، کودک دیگر مبتلایی به دنیا بیاورند.

 

مشکلات فرد مبتلا به سندروم ترنر

- مشکلات قلبی : بسیار از زنان و دختران مبتلا به سندروم ترنر، با ناهنجاری ها و نقص هایی در ساختار قلب به دنیا می آیند.

 

- بیماری قلبی عروقی: افراد مبتلا به سندروم ترنر بیشتر در معرض ابتلا به بیماری دیابت و فشار خون بالا قرار دارند که همین شانس آنها را برای ابتلا به بیماری های قلبی و عروقی افزایش می دهد.

 

- کم شنوایی : کم شنوایی یکی از شایع ترین مشکلات در میان افراد مبتلا به سندروم ترنر می باشد. علت کم شنوایی در این بیماری  را به از دست رفتن تدریجی عملکرد عصب نسبت می دهند. همچنین وجود ناهنجاری های جزئی در شکل جمجمه، احتمال ابتلای فرد به عفونت های مکرر گوش میانی را افزایش می دهد که قاعدتا کم شنوایی می تواند در اثر عفونت گوش باشد.

 

- مشکلات کلیوی : حدود یک سوم افراد مبتلا، به نوعی از بدشکلی های کلیه رنج می برند. این بدشکلی ها شانس فرد برای ابتلا به فشار خون بالا و عفونت دستگاه ادراری را افزایش می دهد.

 

- اختلالات ایمنی : اختلالات ایمنی در این افراد شانس آنها را برای ابتلا به کم کاری تیروئید افزایش می دهد. این اختلال منجر به تولید کم هورمون برای کنترل ضربان قلب، رشد و سوخت و ساز می شود. همچنین می تواند منجر به افزایش احتمال ابتلا به بیماری سلیاک (عدم تحمل گندم) و دیابت نوع یک شود.

 

- مشکلات دندانی : رشد ضعیف و یا ناهنجار بودن دندان ها در این بیماران، می تواند منجر به ضعف و از دست دادن دندان ها شود.

 

- مشکلات اسکلتی : مشکلات اسکلتی در این بیماران احتمال ابتلای آنها به انحنای غیرطبیعی ستون فقرات (اسکولیوز) را افزایش می دهد.

 

- مشکلات بارداری : بسیاری از زنان مبتلا به این سندروم، جزو گروه های پر خطر در زمان بارداری می باشند و معمولا با به کار گیری روش های درمانی برای باردار شدن، شانس حامله شدن پیدا می کنند. در زمان بارداری نیز احتمال ابتلای آنها به بیماری هایی نظیر پرفشاری خون، دیابت حاملگی و مشکلات قلبی عروقی وجود دارد و باید در دوران بارداری تحت مراقبت باشند.

 

- مشکلات روانی : مشکلاتی از جمله پایین بودن عزت نفس، اضطراب، افسردگی، بیش فعالی و ... در کمین آنها می باشد.

 

چند راه تشخیصی

به مادران باردار توصیه می شود که در دوران بارداری حتما برنامه های غربالگری جنینی را انجام دهند، زیرا این سندرم قابل تشخیص می باشد.

 

پزشک در دوره جنینی از طریق سونوگرافی به این سندورم مشکوک می شود و دستور بررسی های بیشتر را می دهد و در صورت لزوم، آمنیوسنتز انجام می دهد.

زهره لطیفی

بخش سلامت تبیان


مطالب مرتبط:

سندرم ترنر چیست؟

علل کوتاهی قد چیست؟

سندروم کلاین فلتر چیست؟  



دُرنیوز
گاه انسان پیامی را دریافت می‏دارد که منشأ آن را نمی‏داند؛ به ویژه در حالت اضطرار که گمان می‏برد راه به جایی ندارد، ناگهان درخششی در دل او پدید می‏آید، راه را بر او روشن می‏سازد و او را از آن تنگنا بیرون می‏آورد. این پیام‏های رهگشا، همان سروش غیبی است که ا ]]>

وحی در قرآن

وحی

گاه انسان پیامی را دریافت می‏دارد که منشأ آن را نمی‏داند؛ به ویژه در حالت اضطرار که گمان می‏برد راه به جایی ندارد، ناگهان درخششی در دل او پدید می‏آید، راه را بر او روشن می‏سازد و او را از آن تنگنا بیرون می‏آورد. این پیام‏های رهگشا، همان سروش غیبی است که از پشت پرده هستی به مدد انسان می‏آید. در قرآن، به همین الهامات غیبی «وحی» اطلاق شده است.


یکی از مسایل مهم در مبحث نبوت مساله وحی است؛ وحی، بیانگر طریق ارتباط پیامبران با جهان غیب و راه دریافت دین و شریعت آسمانی است. در این جا ، پس از واژه‎شناسی وحی و کاربردهای قرآنی آن، به بررسی ویژگی‎های وحیِ نبوت و دیدگاه‎هایی که در این‎باره مطرح شده است می‎پردازیم:

واژه وحی

از آن چه لغت‎شناسان عرب در تعریف واژه وحی گفته‎اند، به دست می‎آید که دو نکته در این واژه ملحوظ است:

1. خفاء و پنهانی.

2. سرعت و تندی.

بنابراین، نتیجه می‎گیریم که واژه وحی در لغت عبارت است از نوعی آموزش و القای معنا به دیگری، به صورت سریع و ناآشکار.

 

کاربردهای قرآنی وحی

شکی نیست که قرآن در بکار بردن واژه وحی، ریشه لغوی آن را رعایت می‎نماید، ولی ممکن است موارد و مصادیق تازه‎ای را نشان دهد که بشر به خاطر محدودیت‎های علمی از آن آگاهی نداشته باشد. کاربردهای قرآنی وحی عبارتند از:

1. قوانین تکوینی:

«وَ أَوْحی فِی کُلِّ سَماءٍ أَمْرَها».[1]

و در هر آسمانی کار آن (آسمان) را وحی (و مقرر) فرمود.

گاه انسان پیامی را دریافت می‏دارد که منشأ آن را نمی‏داند؛ به ویژه در حالت اضطرار که گمان می‏برد راه به جایی ندارد، ناگهان درخششی در دل او پدید می‏آید، راه را بر او روشن می‏سازد و او را از آن تنگنا بیرون می‏آورد. این پیام‏های رهگشا، همان سروش غیبی است که از پشت پرده هستی به مدد انسان می‏آید

2. ادراک غریزی:

«وَ أَوْحی رَبُّکَ إِلَی النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِی مِنَ الْجِبالِ بُیُوتاً وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمَّا یَعْرِشُونَ ثُمَّ کُلِی مِنْ کُلِّ الَّثمَراتِ فَاسْلُکِی سُبُلَ رَبِّکِ ذُلُلاً».[2]

و پروردگار تو به زنبور عسل «وحی» (الهام غریزی) نمود که: از کوهها و درختان و داربستهایی که (مردم) می‎سازند، خانه‎هایی برگزین. سپس از تمام ثمرات (و شیره گلها) بخور و راههایی را که پروردگارت برای تو تعیین کرده است، براحتی بپیما.

3. الهام به قلب:

«وَ أَوْحَیْنا إِلی أُمِّ مُوسی أَنْ أَرْضِعِیهِ فَإِذا خِفْتِ عَلَیْهِ فَأَلْقِیهِ فِی الْیَمِّ وَ لاتَخافِی وَ لاتَحْزَنِی إِنَّا رَادُّوهُ إِلَیْکِ وَ جاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِینَ».[3]

ما به مادر موسی الهام کردیم که او را شیرده، و آنگاه که بر او ترسیدی، وی را به دریا (ی نیل) بیفکن، و نترس و اندوهگین مباش، که ما او را به تو باز می‎گردانیم و از رسولان قرار می‎دهیم.

«وَ إِذْ أَوْحَیْتُ إِلَی الْحَوارِیِّینَ أَنْ آمِنُوا بِی وَ بِرَسُولِی».[4]

و آن گاه که به حواری‎ها (یاران نزدیک مسیح) وحی کردیم که به من و فرستاده من ایمان آورید.

«وَ أَوْحَیْنا إِلَیْهِ لَتُنَبِّئَنَّهُمْ بِأَمْرِهِمْ هذا وَ هُمْ لایَشْعُرُونَ».[5]

به یوسف وحی کردیم که برادران خود را در آینده از کار ناروایشان در حق تو آگاه خواهیم کرد، در حالی که آن‎ها نمی‎دانند.

4. القاءات شیطانی:

«وَ إِنَّ الشَّیاطِینَ لَیُوحُونَ إِلی أَوْلِیائِهِمْ لِیُجادِلُوکُمْ».[6]

شیاطین به پیروان خود مطالبی مخفیانه القاء می‎کنند تا با شما به مجادله برخیزند.

«وَ کَذلِکَ جَعَلْنا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا شَیاطِینَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ یُوحِی بَعْضُهُمْ إِلی بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً».[7]

در برابر هر پیامبری دشمنی از شیطان‎های جن و انس قرار دادیم، آن‎ها بطور سری (و در گوشی) سخنان فریبنده و بی‎اساس (برای اغفال مردم) به یکدیگر می‎گفتند.

این القاء شیطانی همان است که خداوند در جای دیگر با عنوان «وسوسه» از آن یاد کرده و فرموده است:

«الْخَنَّاسِ الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ».[8]

5. وحی نبوت:

«وَ أوحِی إِلَیَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَکُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ».[9]

این قرآن بر من وحی شده است تا به واسطه آن شما و تمام کسانی را که این قرآن به آنان می‎رسد را بیم دهم.

«أَ کانَ لِلنَّاسِ عَجَباً أَنْ أَوْحَیْنا إِلی رَجُلٍ مِنْهُمْ أَنْ أَنْذِرِ النَّاسَ وَ بَشِّرِ الَّذِینَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ».[10]

آیا برای مردم شگفت‎آور است که به مردی از آنان وحی نمودیم که مردم را بیم ده، و مۆمنان را به پاداشهای نیک نزد پروردگارشان بشارت ده؟

نزول

انواع وحی در قرآن

وحی در قرآن در چهار معنا استفاده شده است:

1. اشاره پنهانی

این همان معنای لغوی واژه وحی است؛ چنان‏که به اشاره حضرت زکریا (ع) به قومش در قرآن، «وحی» اطلاق شده است: "او از محراب عبادتش به سوی مردم بیرون آمد و با اشاره به آنان گفت: "به شکرانه این موهبت، صبح و شام خدا را تسبیح کنید". [11]

2. هدایت غریزی

این همان رهنمودهای طبیعی است که در نهاد تمام موجودات به ودیعت نهاده شده است. هر موجودی، اعم از جماد، نبات، حیوان و انسان، به طور غریزی راه بقا و تداوم حیات خود را می‏داند. از این هدایت طبیعی در قرآن با نام «وحی» یاد شده است: " و خدا به زنبور عسل وحی کرد که از کوه ها و درختان و سقف های رفیع منزل گیریدو سپس از میوه های شیرین تغذیه کنید...". [12]

3. الهام (سروش غیبی)

گاه انسان پیامی را دریافت می‏دارد که منشأ آن را نمی‏داند؛ به ویژه در حالت اضطرار که گمان می‏برد راه به جایی ندارد، ناگهان درخششی در دل او پدید می‏آید، راه را بر او روشن می‏سازد و او را از آن تنگنا بیرون می‏آورد. این پیام‏های رهگشا، همان سروش غیبی است که از پشت پرده هستی به مدد انسان می‏آید. در قرآن، به همین الهامات غیبی «وحی» اطلاق شده است: " و به مادر موسی وحی کردیم که طفلت را شیر ده و چون بر او ترسان شوی به دریا افکن ...". [13]

این سروش‏های غیبی گاه منشأ رحمانی و زمانی منشأ شیطانی دارند. از این‏رو، در قرآن به وسوسه‏های شیطان نیز «وحی» اطلاق شده است: " و هم چنین ما بر هر پیامبری دشمنی از شیطان های انس و جن قرار دادیم که برخی از آنان برخی دیگر را وسوسه می کنند...". [14]

 

انواع وحی رسالی

در قرآن کریم به اشکال سه گانه نزول وحى اشاره شده است:

1. تکلم مستقیم و بدون واسطه، یعنى بین خدا و پیامبر، واسطه ای نیست و پیامبر مستقیماً وحى را از منبع فیض دریافت مى‏کند. نویسنده کتاب التمهید فی علوم القرآن می گوید: "بنابر آنچه که اصحاب حالت پیامبر اکرم را هنگام فرود وحی توصیف کرده اند، نزول وحی بیشتر مستقیم بوده است".

رهنمودهای طبیعی است که در نهاد تمام موجودات به ودیعت نهاده شده است. هر موجودی، اعم از جماد، نبات، حیوان و انسان، به طور غریزی راه بقا و تداوم حیات خود را می‏داند. از این هدایت طبیعی در قرآن با نام «وحی» یاد شده است

2. تکلم خداوند از وراى حجاب: در این نوع پیامبر تنها صدا وحی را می شنود و هیچ چیز را نمی بیند. این گونه دریافت وحی مانند آن است که کسی از پس پرده سخن بگوید و انسان تنها صدای او را بشنود؛ از این رو قرآن از این قسم به «وراء حجاب» تعبیر می کند.

3. دریافت وحی از طریق فرشته الاهی:

در این طریق حضرت جبرئیل (ع) پیام الاهی را بر قلب پیامبر فرود می آورد. "روح الامین قرآن را بر قلب تو فرود آورد". (شعراء، 193 و 194)

"روشن است که در دو قسم اخیر، به خلاف قسم اول، حجاب و واسطه‏اى بین خدا و نبى در کار است؛ البته معناى حجاب و واسطه این نیست که این حجاب پیامبر را از ارتباط مستقیم با تکلم الاهى باز دارد؛ بلکه واضح است که گوینده، خدا است؛ اما به دلیل حکمت و مشیت الاهى، پیامبر بر حجاب یا واسطه التفات مى‏کند و پیام حضرت حق را از وراى حجاب یا از لسان واسطه مى‏شنود. پر واضح است که در این جا نیز رسول، مستقیماً پیام خدا و سخن فیّاض على الاطلاق را دریافت مى‏دارد؛ بنابراین اگر رسول به حجاب التفات کند، گفته مى‏شود که وحى از وراى حجاب است و اگر بدان التفات نورزد، وحى نسبت به او بلاواسطه و مستقیم است. آن جا هم که وحى به واسطه جبرئیل (ع) است، اگر گیرنده وحى به واسطه توجه نداشته باشد، وحى بلاواسطه از سوى خدا خواهد بود".

 

پی نوشتها:

[1] . فصلت/ 12.

[2] . نحل/ 69ـ68.

[3] . قصص/ 7.

[4] . مائده/ 111.

[5] . یوسف/ 15.

[6] . انعام/ 21.

[7] . انعام/ 121.

[8] . سوره ناس.

[9] . انعام/ 19.

[10] . یونس/ 2.

[11] . مریم، 11.

[12] . نحل، 67.

[13] . قصص، 7.

[14] . انعام، 112. "وَ کَذلِکَ جَعَلْنا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا شَیاطینَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ یُوحی‏ بَعْضُهُمْ إِلى‏ بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً وَ لَوْ شاءَ رَبُّکَ ما فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ ما یَفْتَرُون‏".

فرآوری: آمنه اسفندیاری

بخش اعتقادات تبیان   


منابع:

سایت اندیشه قم

علی ربانی گلپایگانی- عقاید استدلالی، ج2

سایت اسلام کوئیست

 

مطالب مرتبط:

وحی شیطانی

مصادیق وحی در قرآن

اندر چیستی وحی(2)



دُرنیوز
امام صادق (ع) فرمودند: ... یاران مهدی در ساعتی شرق تا غرب را درخواهند نوردید و آهن در آنها اثر نخواهد کرد و البته سلاح آنها از آهن است و نه از جنس این آهن، بطوری که اگر یکی از آنها با شمشیر خود به کوهی بزند، دو نیمه خواهد شد. ]]>

بحثی پیرامون سلاح امام عصر (علیه السلام)

ظهور

امام صادق (علیه السلام) فرموده است:  تا زمان انقلاب حضرت مهدى (علیه السلام) علم و دانش تا چهار کلمه ترقّى مى کند، امّا در عصر مهدى (علیه السلام) به اندازه ى هفتاد و چهار کلمه ترقّى خواهد کرد.


آیا امام مهدى(عج) با اجبار، اسلام را در جهان پیاده مى کنند؟

از روایات، چنین استفاده مى شود که امام مهدى (عج) ابتدا، مردم را به سوى حق دعوت مى کند و قبل از آغاز هر جنگى، به معرّفى دین حق براى دشمنان مى پردازد و فرصت انتخاب میان حق و باطل را به آنان مى دهد و تنها بعد از اتمام حجّت بر دشمنان، از قدرت شمشیر استفاده مى کند. پس چون آن حضرت، ابتدا، اتمام حجّت مى کند و آنان با این که به حق واقف مى شوند و از آن اطلاع پیدا مى کنند، از آن روى گردان مى شوند، نمى توان گفت، آن حضرت، اسلام را با اجبار پیاده مى کند، بلکه باید گفت، هر کس که اسلام را قبول مى کند، از روى رغبت و اختیار است و هر کس آن را قبول نمى کند، باز با آگاهى و اختیار است، لکن بعد از این سوء اختیار، از سوى لشکریان امام نابود مى شود تا در جهان فتنه اى نماند.

امام باقر (علیه السلام) مى فرماید: حضرت مهدى (عج) به سوى کوفه رهسپار مى شود. در آن جا، شانزده هزار نفر مجهّز به سلاح در برابر حضرت مى ایستند. آنان، قاریان قرآن و دانشمندان دینى هستند که پیشانى هایشان از عبادتِ زیاد، پینه بسته، چهره هایشان در اثر شب زنده دارى، زرد شده، امّا نفاق، سراپایشان را پوشانده است. آنان یک صدا فریاد بر مى آورند: «اى فرزند فاطمه! از همان راهى که آمده اى، باز گرد. زیرا، به تو نیازى نداریم.». حضرت مهدى، در پشت شهر نجف، پس از ظهر روز دوشنبه تا شام گاه، بر آنان شمشیر مى کشد و همه را از دم تیغ مى گذراند و در این نبرد، از یاران حضرت، حتّى یک نفر زخمى نمى شود. (بحارالأنوار، ج 52)

طبق این حدیث، افرادى که در مقابل حضرت مهدى (علیه السلام) مى ایستند، مى دانند که او مهدى و فرزند فاطمه (سلام الله علیها)  است، ولى از قبول دین حق سر بر مى تابند و بدین ترتیب، آگاهانه، با آن حضرت مخالفت مى کنند و حضرت به جنگ با آنان مى پردازد و آنان را قلع و قمع مى کند.

این جنگ، به این دلیل است که این اشخاص، با این که حق را مى شناسند، ولى از آن پیروى نمى کنند و مى خواهند مانع از اجراى حق و عدالت در جامعه ى انسانى باشند و از آن جا که وجود چنین کسانى، مانع از گسترش عدالت و موجب سلب اختیار و انتخاب دیگر افراد جامعه که مى خواهند حق را انتخاب کنند، مى شود، پس باید از میان بروند تا ریشه ى فساد و موانع شناخت حق از باطل از بین برود.

امام عصر (علیه السلام) براى اداره ى جهان، استانداران و وزیرانى مى گمارد که جز به مصالح اسلام و رضایت خدا به چیزى نمى اندیشند. طبیعى است کشورى که کارگزارانش از چنین خصوصیّت برجسته اى برخوردار باشند، بر تمام دشوارى ها، پیروز مى شود، به گونه اى که زندگان، آرزوى زندگى دوباره مردگان را مى نمایند

همان طورى که از احادیث استفاده مى شود، عملکرد ایشان، یعنى رفتار قاطعانه و قدرت شمشیر حضرت، مى تواند یکى از عواملى باشد که در پیاده کردن اسلام در جهان نقش خواهد داشت، ولى عوامل دیگرى مانند آمادگى جهانى، سلاح مدرن، سلاح علم، انتخاب کارگزاران لایق، ... نیز نقش عمده اى خواهد داشت. به اختصار به ذکر هر کدام پرداخته مى شود:

الف) برخورد جدى و قدرت مندانه با ستمگران

دیگر، این گونه نخواهد بود که پیامبران و امامان، مردمان را موعظه کنند و بسیارى از مردم گوش فرا ندهند و سرگرم جنایت و فساد باشند، به گونه اى که پیامبران را بکشند و سنت هاى آنان را محو کنند. امام باقر (علیه السلام) مى فرماید:  رسول خدا (صلى الله علیه وآله) با امّت خویش به نرمى و محبّت رفتار مى کرد، ولى مهدى (عج( با کشتن با آنان برخورد مى کند... و کسى را به توبه فرا نخواند...

ب) آمادگى جسمانى

به طورى که از روایات استفاده مى شود، پیروزى امام زمان (علیه السلام) به آمادگى جهان نیز بستگى دارد. وقتى جهان، حالت پذیرش براى حکومت جهانى پیدا کرد و انسانِ جنگ زده، صلح طلب شد، پیروزى انقلاب حضرت مهدى(علیه السلام) تحقّق مى پذیرد.

آخرالزمان

در بعضى از روایات آمده است که پیدایش این آمادگى جهانى، بر اثر یک جنگ وحشت ناک است که انسانِ جنگ زده، به دنبال آب حیات صلح و آرامش مى رود.

امام صادق (علیه السلام) فرموده است:  حکومت جهانى و رهبرى واحد، تحقّق پیدا نمى کند، مگر روزى که در یک جنگ ویران کننده، دو سوم بشر نابود شوند.

ج) سلاح برتر و مدرن

در بعضى از روایات آمده است که حضرت مهدى (علیه السلام) از سلاح برتر بهره مند است که جهان تسلیم خواهد شد. سلاح ایمان و آلات مدرن جنگى، نقش عظیمى دارد.

د) سلاح علم و دانش

در بسیارى از احادیث، به این واقعیّت اشاره مى شود که امام زمان (علیه السلام) با قدرت علمى، مغزها را متوجّه خود مى کند و جهان علم به او ایمان مى آوردند. امام صادق (علیه السلام) فرموده است:  تا زمان انقلاب حضرت مهدى (علیه السلام) علم و دانش تا چهار کلمه ترقّى مى کند، امّا در عصر مهدى (علیه السلام) به اندازه ى هفتاد و چهار کلمه ترقّى خواهد کرد. این، یکى از اسباب پیروزى است.

هـ) کارگزاران و وزیران لایق

اداره ى سرزمین ها، در سایه ى رهبرى الهى و کارگزاران لایق و دل سوز و حاکمیّت اسلام، امکان پذیر است. امام عصر (علیه السلام) براى اداره ى جهان، استانداران و وزیرانى مى گمارد که جز به مصالح اسلام و رضایت خدا به چیزى نمى اندیشند. طبیعى است کشورى که کارگزارانش از چنین خصوصیّت برجسته اى برخوردار باشند، بر تمام دشوارى ها، پیروز مى شود، به گونه اى که زندگان، آرزوى زندگى دوباره مردگان را مى نمایند.

امام باقر (علیه السلام) مى فرماید: حضرت مهدى (عج) به سوى کوفه رهسپار مى شود. در آن جا، شانزده هزار نفر مجهّز به سلاح در برابر حضرت مى ایستند. آنان، قاریان قرآن و دانشمندان دینى هستند که پیشانى هایشان از عبادتِ زیاد، پینه بسته، چهره هایشان در اثر شب زنده دارى، زرد شده، امّا نفاق، سراپایشان را پوشانده است. آنان یک صدا فریاد بر مى آورند: «اى فرزند فاطمه! از همان راهى که آمده اى، باز گرد. زیرا، به تو نیازى نداریم»

امام زمان با سلاح های پیشرفته امروزی چگونه مقابله می کند؟

اولا: صرف وجود این سلاح ها مشکلی ایجاد نخواهد کرد، بلکه به کار گرفتن آنها ایجاد مشکل می‌کند؛ با توجه به بهره مندی امام زمان از سلاح های برتر  بار روانی وجود سلاح دشمن از بین می رود و حتی اصل سلاح آنها هم کارایی خود را از دست می دهد؛ به عنوان مثال با آمدن تنفگ و اسلحه‌های نوین، سلاح های قدیمی مثل شمشیر و ... کارایی خود را از دست دادند.

ثانیا: ممکن است با توجه به رشد عقلانی بشر در آینده، این سلاح‌ها از میان برداشته شوند و یا اینکه لااقل، حاکمان مستبد، تحت تاثیر افکار عمومی از بکار بردن انها اجتناب کنند.

 

سلاح او سلاحی ویژه است 

امام صادق علیه السلام فرمودند: ... یاران مهدی در ساعتی شرق تا غرب را درخواهند نوردید و آهن در آنها اثر نخواهد کرد و البته سلاح آنها از آهن است و نه از جنس این آهن، بطوری که اگر یکی از آنها با شمشیر خود به کوهی بزند، دو نیمه خواهد شد ... (بحار الأنوار ، ج 27 ، ص 43)

همچنین امام باقر علیه السلام فرمودند: ... با او شمشیری است برنده و و یرانگرِ (ظلم) که روم و ... را به إذن خدا فتح خواهد نمود... (الغیبة، ص 235)

فرآوری: آمنه اسفندیاری

بخش مهدویت تبیان    


منابع:

سایت اندیشه قم

سایت پژوهشکده باقر العلوم

 

مطالب مرتبط:

مراد از «بداء» در علائم حتمى ظهور

پیروزی شمشیر بر قدرت های جهانی

خصوصیات حکومت امام مهدی (عج) در قرآن

 



دُرنیوز
کرمان در مسأله کسب و کار و شغل و روزی اشتباه است؛ یعنی ما نه کار را درست فهمیده ایم، نه روزی را. کار، یک سرافرازی است؛ سرافرازی راجع به ولایت، همچنین سرافرازی راجع به خلق. سرافرازی نسبت به خلق یعنی این که انسان در زندگی و معیشتش محتاج خلق نباشد. ]]>

فکرمان در مورد کسب روزی اشتباه است!!


ما نه کار را درست فهمیده ایم، نه روزی را. کار، یک سرافرازی است؛ سرافرازی راجع به ولایت، همچنین سرافرازی راجع به خلق. سرافرازی نسبت به خلق یعنی این که انسان در زندگی و معیشتش محتاج خلق نباشد، و برای دیگران خیر و برکتی هم داشته باشد.


روزی

این که بسیاری از ما در امر سخاوت مشکل داریم، به این دلیل است که فکرمان در مسأله کسب و کار و شغل و روزی اشتباه است؛ یعنی ما نه کار را درست فهمیده ایم، نه روزی را.

کار، یک سرافرازی است؛ سرافرازی راجع به ولایت، همچنین سرافرازی راجع به خلق. سرافرازی نسبت به خلق یعنی این که انسان در زندگی و معیشتش محتاج خلق نباشد، و برای دیگران خیر و برکتی هم داشته باشد.

پس دنبال کارتان باشید. شرایط کسب و کار را هم خوب رعایت کنید، تنبلی نکنید و منتظر امداد غیبی نباشید. هر روز به موقع بروید و بیایید، خوش اخلاق باشید، با انصاف باشید، حساب و کتابتان خیلی مرتب و دقیق باشد، خیلی از روی حساب قرض بدهید، اگر قرض می دهید مطمئن شوید که می توانید آن را پس بگیرید، خیلی هم از روی حساب قرض بگیرید، زمانی قرض بگیرید که مطمئن هستید می توانید آن را پس بدهید.

به طور کلی در زندگی و کسب خود عقل معاش داشته باشید. حواستان باشد در کاسبی گول مردم یا کاسب های دیگر را نخورید. خیلی ها گرگ هستند؛ هم گرگ مال، هم گرگ دین. روی حساب خرج کنید. روی حساب هزینه کنید. تا می توانید وام بانکی نگیرید، مگر وقتی که پای آبروی شما در میان است، وقتی ضرورتی وجود دارد ، در آن صورت هم باید طوری باشد که بتوانید آن را پس بدهید، هر روز هم صدقه بدهید که می فرماید صدقه هفتاد نوع بلا را دفع می کند.

کار و شغل مثال یک چشمه است که خود و دیگران از آن چشمه سیراب می شوید. اگر کم کاری کنید از تمام کسانی که از آن چشمه می نوشند کم گذاشته اید. به همین دلیل است که می فرماید: «الکاسب حبیب الله»؛ کاسبی که رحمتش شامل حال مردم شود، حبیب خداست. از طرفی روایت داریم که بعضی در کاسبی از سگ های یهود نیز بدترند. آنها کسانی هستند که در کاسبی شان مدام با خدا مخالفت می کنند. مدام دنبال این هستند که از مردم جدا کنند و به خودشان اضافه نمایند، کسانی که هیچ دست دهنده ندارند.

بدانید که روزی با دارایی فرق می کند، مومن حتی اگر در ظاهر دارایی اش زیاد نباشد، روزی اش خیلی زیاد است؛ چون مومن در مسیر محمد و آل محمد علیهم السلام است. همانند ایشان کرامت و سخاوت از او جاری است

تنبلی نکنید

مهم آن است که انسان کارش را جدّی بگیرد و در آن تنبلی نکند، مثل ناموسش از آن پاسداری کند، ولی از طرفی همه کار و رزق و روزی اش را به خواست و قدرت خدا واگذار کند. در این صورت روایت داریم که خدا هم می گوید او مثل فرزند من است و من «باید» تأمینش کنم.

همه ما مردم می خواهیم از زحمت خودمان کسب روزی کنیم؛ اما روزی رساندن فقط با خداست. خدا حواله می فرستد، مشتری روانه می کند و به درآمد ما برکت می دهد.

ما از همان میزان روزی تعیین شده در پیش خدا - نه بیشتر و نه کم تر - می توانیم بهره مند شویم؛ چون روزی انسان کاملاً معلوم است. روزی ما همان است که مصرف می کنیم. آنچه انبار می کنیم روزی ما نیست، سهم زن و فرزند دیگران است و سرانجام نیز به همان صاحبان اصلی اش می رسد. فقط ما زحمتش را کشیده ایم و آن را انبار کرده ایم. اگر مفهوم این سخن را بفهمیم حرف تمام است: «روزی با دارایی فرق می کند.»

روزی

پس ما باید به وظیفه خودمان عمل کنیم، خوب هم عمل کنیم؛ یعنی کارمان را کامل و بی عیب و نقص انجام دهیم. اما روزی را از خدا ببینیم، نه از زحمت خودمان. آن وقت خیلی راحت می توانیم به آنچه خدا در مورد سخاوت و انفاق از ما خواسته عمل کنیم. شغل ما هر چه که باشد، وظیفه ما خوب کار کردن است، «نتیجه» اش هر چه می خواهد باشد. چون مهم در این عالم، عمل کردن به امر خدا و اهل بیت علیهم السلام است.

 

همت مقدمه روزی است

مسأله روزی نکته های زیادی دارد. یکی از نکاتش این است که همانطور که خواست و اراده ی ما مقدمه ی هدایت است، همّت ما نیز مقدمه روزی ماست؛ یعنی ممکن است چیزی جزء روزی ما باشد ولی خدا آن را به همت ما مربوط کرده باشد.

حال اگر ما همت نکنیم، آن روزی هم به ما نمی رسد. پس تلاش و همت عامل روزی است اما باز هم حرف همان است؛ روزی را خدا می دهد، و از آن روزی مقدر، ما نمی توانیم بیشتر یا کمتر مصرف کنیم.

نکته ی دیگر این است که در روزی رساندن، خدا به گرانی اجناس کاری ندارد. به کسی گفتم نگاه نکن چیزها خیلی گران است، خدا هم خیلی پولدار است! مگر ما با شخص بی پول و ناتوان طرف هستیم؟

به بهلول گفتند نان گران شده، خنده ای کرد و گفت «این که به من مربوط نیست، این به خدا مربوط است که از امروز کارش زیادتر شد؛ چون باید مثلاً به جای یک درهم، دو درهم به من برساند تا من نان بخورم». پس روزی به گرانی ارتباط ندارد. آنچه باید به تو برسد می رسد.

«روزی» هم آن نیست که «به دست می آوری»، آن است که «استفاده می کنی.»

شرایط کسب و کار را هم خوب رعایت کنید، تنبلی نکنید و منتظر امداد غیبی نباشید. هر روز به موقع بروید و بیایید، خوش اخلاق باشید، با انصاف باشید، حساب و کتابتان خیلی مرتب و دقیق باشد، خیلی از روی حساب قرض بدهید، اگر قرض می دهید مطمئن شوید که می توانید آن را پس بگیرید، خیلی هم از روی حساب قرض بگیرید، زمانی قرض بگیرید که مطمئن هستید می توانید آن را پس بدهید

نکته ی دیگر این است که «خدا روزی را به همه می دهد، ولی ما حق نداریم در سخاوتمان همه را شریک کنیم.» تمام کارهای خدا حکمت دارد. ما نباید زیاد چون و چرا کنیم؛ چون سر در نمی آوریم. ما محدودیم و او نامحدود؛ اما خودشان چیزهایی را به ما گفته اند.

گفته اند؛ خدا به بعضی ها زیاد می دهد، چون از آنها آن قدر بدش می آید که نمی خواهد احساس کمبود کنند و سرشان را بلند کنند و یک «خدایا» بگویند. (آل عمران،178: وَلاَ یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ أَنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ خَیْرٌ لِّأَنفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ لِیَزْدَادُواْ إِثْمًا وَلَهْمُ عَذَابٌ مُّهِینٌ(178)) به بعضی ها هم نمی دهد تا مدام  خدا خدا کنند. خدا از دعا و ناله آنها خوشش می آید. (انعام، 42: فَأَخَذْنَاهُمْ بِالْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء لَعَلَّهُمْ یَتَضَرَّعُونَ(42))

این دنیا محل گذران است، اصل آخرت است. در قیامت آن کس که ظالم است باید بسوزد، اما دیگری از نعمت های جاودان بهشتی بهره مند می شود. خدا به ما می گوید کسی که آب در قلمدان یک ظالم بریزد در ظلم او شریک است. برای بشر هر نوع ظالم پروری ناصحیح است. ما تا دوستان امیرالمۆمنین علیه السلام هستند نمی توانیم حق آنها را به دشمنان علی علیه السلام بدهیم.

نکته ی آخر این که گفته اند چند چیز روزی را زیاد می کند؛ مثل محبت به پدر و مادر، محبت به مۆمن و دادن صدقه. چیزهایی را که گفته اند، اگر دقت کنیم در همه ی آنها سخاوت جریان دارد؛ یعنی وقتی با دست و زبان و نگاه و همه اعضا و جوارح و مال و ثروت در راه خوشحال کردن دوستان اهل بیت باشی و نیّتت هم کسب لبخند حضرت زهرا علیهاالسلام باشد، آن وقت خدا روزی ات را زیاد می کند؛ چون تو رزّاق شده ای، چون تو بخشنده و کریم شده ای. روزی تو را زیاد نکند روزی چه کسی را زیاد کند؟ اما باز هم بدانید که روزی با دارایی فرق می کند، مومن حتی اگر در ظاهر دارایی اش زیاد نباشد، روزی اش خیلی زیاد است؛ چون مومن در مسیر محمد و آل محمد علیهم السلام است. همانند ایشان کرامت و سخاوت از او جاری است.

فرآوری: زهرا اجلال

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان   


منبع: کتاب سخاوت/حاج حسین خوش لهجه

 

مطالب مرتبط:

روزی انسان چگونه است؟

روزی مقدر چیست؟

آیا روزى تقسیم شده؟!



دُرنیوز
مال و و دارایی از جمله نعمت هایی هستند که خداوند متعال آن را در اختیار انسان قرار داده است تا به وسلیه آن نعمت ها سعادت دنیا و آخرت خود را مهیّا دارد از این رو اگر این نعمت ها باعث غفلت و فراموشی خداوند متعال و جهان ابدیت شود دیگر دارای ارزش نخواهند بود. ]]>

بدترین مصیبتی که می‌توان به آن دچار شد

هلاکت


در فرهنگ قرآن فراموشی (نسیان) به دو قسم مذموم و ممدوح تقسیم شده است. از جمله فراموشی‌های مذمومی که در آیات نورانی کلام الله مجید مورد نکوهش قرار گرفته، فراموش کردن خداوند متعال است!

بدترین مصیبتی که در اثر غرق شدن در آمال و آرزوی های دنیایی بر زندگی و جان انسان عارض می‌شود. خداوند متعال در این خصوص می فرماید:

یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُلْهِکمْ أَمْوالُکمْ وَ لا أَوْلادُکمْ عَنْ ذِکرِ اللَّهِ وَ مَنْ یفْعَلْ ذلِک فَأُولئِک هُمُ الْخاسِرُونَ؛ ای کسانی که ایمان آورده‏اید! اموال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نکند! و کسانی که چنین کنند، زیانکارانند!»[1]


مال و دارایی از جمله نعمت هایی هستند که خداوند متعال آن را در اختیار انسان قرار داده است تا به وسلیه آن نعمت ها سعادت دنیا و آخرت خود را مهیّا دارد از این رو اگر این نعمت ها باعث غفلت و فراموشی خداوند متعال و جهان ابدیت شود ، دیگر دارای ارزش نخواهند بود.

 

عواقب فراموشی خدا در زندگی

1- بحران هویت (خود فراموشی)

بدترین عواقب خطرناک خدا فراموشی در زندگی بحران هویت است به این معنا که خداوند متعال برای انسان جایگاه والایی مشخص نموده‌ است به طوری که در میان تمام مخلوقات او را شرافت و منزلت بخشیده است، بهشت برین و مقام قرب خود را برای انسان تعیین کرده است ولی این انسان به خاطر فراموش کردن هویت الهی خود، همه این نعمت های ارزشمند را به فراموشی می سپارد، از این رو در این دنیای خاکی با اسیر شدن در آمال و آرزوی های مادی نعمت های ارزشمند اُخروی و هدف نهایی خود را فراموش می کند.

«وَ لا تَکونُوا کالَّذینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولئِک هُمُ الْفاسِقُونَ؛ و همچون کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند و خدا نیز آنها را به «خود فراموشی» گرفتار کرد، آنها فاسقانند.» [2]

مال و و دارایی از جمله نعمت هایی هستند که خداوند متعال آن را در اختیار انسان قرار داده است تا به وسلیه آن نعمت ها سعادت دنیا و آخرت خود را مهیّا دارد از این رو اگر این نعمت ها باعث غفلت و فراموشی خداوند متعال و جهان ابدیت شود دیگر دارای ارزش نخواهند بود

2- زندگی سخت

از جمله بدترین عواقب هولناک فراموشی خدا در زندگی، گرفتار شدن در عذاب سخت دنیا و آخرت است. خداوند متعال در این خصوص می فرماید:

«وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکری فَإِنَّ لَهُ مَعیشَه ضَنْکاً وَ نَحْشُرُهُ یوْمَ الْقِیامَه أَعْمی‏؛ و هر کس از یاد من روی گردان شود، زندگی (سخت و) تنگی خواهد داشت و روز قیامت، او را نابینا محشور می‏کنیم!» [3]

سۆالی که در این خصوص به ذهن خطور می کند این است: چرا بعضی از افرادی که هیچ گونه ارتباطی با خداوند متعال ندارند از زندگی خوب و مرفّهی برخوردارند و لذا دارای مَعیشَتا ضَنْکاً نیستند؟

علامه طباطبایی در این خصوص بیان زیبایی دارند که تبیین «مَعیشَتا ضَنْکاً» است:

«کسی که از ذکر من اعراض کند "مَعیشَتا ضَنْکاً" یعنی تنگ دارد، برای این است که کسی که خدا را فراموش کند، و با او قطع رابطه نماید، دیگر چیزی غیر دنیا نمی‏ماند که وی به آن دل ببندد، و آن را مطلوب یگانه خود قرار دهد، در نتیجه همه کوشش‌های خود را منحصر در آن کند، و فقط به اصلاح زندگی دنیایش بپردازد، و روز به روز آن را توسعه بیشتری داده، به تمتّع از آن سرگرم شود، و این معیشت، او را آرام نمی‏‌کند، چه کم باشد و چه زیاد، برای اینکه هر چه از آن به دست آورد به آن حد قانع نگشته و به آن راضی نمی‏‌شود، و دائماً چشم به اضافه‏‌تر از آن می‏‌دوزد، بدون اینکه این حرص و تشنگیش به جایی منتهی شود، پس چنین کسی دائماً در فقر و تنگی بسر می‏برد، و همیشه دلش علاقه‏‌مند به چیزی است که ندارد، صرف‌نظر از غم و اندوه و اضطراب و ترسی که از نزول آفات و روی آوردن ناملایمات و فرا رسیدن مرگ و بیماری دارد، و صرف‌نظر از اضطرابی که از شر حسودان و کید دشمنان دارد، پس او همیشه در میان آرزوهای بر آورده نشده، و ترس از فراق آنچه بر آورده شده به سر می‏‌برد.»[4]

 

پی نوشت ها:

[1] سوره منافقون آیه 9

[2] سوره حشر آیه 19

[3] سوره طه آیه 124

[4] ترجمه المیزان ج‏14 ص 315

 

بخش قرآن تبیان

منبع : سایت رهروان ولایت


مطالب مرتبط: 

راهکار غلبه بر شیاطین درون و برون

شاهراه عبور از گرفتاری بزرگ بنی آدم

بزرگترین خطری که انسان را تهدید می کند



دُرنیوز
زمانی که غده‌ی تیروئید به اندازه‌ی کافی فعال نباشد مشکل کم کاری تیروئید به وجود می‌آید که منجر به افزایش وزن و چاقی می‌شود. ]]>

کم کاری تیروئید: چگونه می‌شود لاغر شد؟


زمانی که غده‌ی تیروئید به اندازه‌ی کافی فعال نباشد مشکل کم کاری تیروئید به وجود می‌آید که منجر به افزایش وزن و چاقی می‌شود.

کم کاری تیروئید

اکثر افرادی که دچار کم کاری تیروئید هستند از چاقی بی‌دلیل خود شکایت دارند و به دنبال راهی برای لاغری می‌گردند. درست است که در این وضعیت لاغر شدن کار چندان ساده‌ای نیست اما به هر حال کار نشد ندارد. اگر شما هم بدون دلیل چاق می‌شوید امکان دارد با مشکل کم کالری تیروئید مواجه شده باشید که خودتان از آن بی‌خبرید. بهتر است آزمایش خون بدهید و وضعیت تیروئیدتان را بررسی کنید.

در این مطلب به بررسی این مشکل و اشتباهات غذایی افراد مبتلا می‌پردازیم. لطفاً با ما همراه باشید.

 

علائم کم کاری تیروئید

افرادی که دچار کم کالری تیروئید هستند معمولاً با علائم زیر مواجه می‌شوند:

* چاقی (با وجود اشتهای طبیعی و یا کم اشتهایی)

* خستگی دائم

* موهای شکننده یا ریزش مو

* بی‌حالی و بدخلقی

* اختلالات حافظه و فراموشی

* افسردگی

* گرفتگی عضلات (به خصوص در دست‌ها) 

* مشکلات پوستی (خشکی پوست، لکه‌های پوستی و غیره)

* نفخ

* ناخن‌های شکننده

* ناباروری

* لرز

* روشن شدن رنگ ابروها

* گزگز پوست

* بی‌خوابی

هر کدام از این علائم باعث دردسر و آزار افراد مبتلا می‌شود. البته خوشبختانه با مصرف داروهای مربوط به تیروئید بیشتر این علائم از بین می‌روند و به تدریج احساس سلامتی خواهید کرد. با این حال برای اکثر افراد به ویژه خانم‌ها مصرف داروهای تیروکسین باعث بازگشت به وزن اولیه و لاغری نمی‌شود. در این صورت گزینه‌های بعدی برای لاغری و رسیدن به وزن متناسب چیست؟

برای رسیدن به تناسب اندام باید به مصرف داروها اعتماد کنید هر چند شاید رسیدن به وزن اولیه یا کاهش وزن کمی سخت و دشوار باشد. معمولاً تعداد کمی از افراد با مصرف داروها موفق به کاهش وزن می‌شوند. البته این افراد کسانی هستند که با کم کاری تیروئید فقط یک تا دو کیلو چاق شده‌اند. برای اکثر بیماران دیگر روند کاهش وزن به کندی صورت می‌گیرد و در برخی موارد با وجود اینکه افراد میزان کالری دریافتی‌شان را کاهش می‌دهند و ورزش می‌کنند اما با این حال وزنشان همچنان بالا می‌رود.

کم کاری تیروئید باعث کاهش متابولیسم یا همان سوخت و ساز بدن می‌شود.

حتی بعد از اینکه تیروئید دوباره شروع به عملکرد درست می‌کند باز در بیشتر موارد متابولیسم نمی‌تواند به وضعیت قبلی خود برگردد. برای همین لازم است که نه تنها

به فکر تنظیم برنامه‌ی غذایی باشید بلکه باید انجام حرکات ورزشی منظم را نیز در برنامه‌ی روزانه‌تان بگنجانید

نقش تیروئید در بدن

برای اینکه بدانید چگونه می‌شود با وجود کم کاری تیروئید لاغر شد ابتدا باید با نقش این غده در بدن آشنا باشید تا متوجه شوید چرا و چگونه تیروئید روی وزن تأثیر می‌گذارد.

تیروئید یک غده‌ی درون‌ریز است که در قسمت عرضی حنجره جلوی گلو قرار دارد. این غده دو هورمون مختلف به نام‌های T4 (تیروکسین) و T3(تری یودوتیرونین) ترشح می‌کند که مسئولیت تنظیم متابولیسم بدن را بر عهده داشته و سرعت واکنش‌های بدن را کنترل می‌کنند.

بدن ما با این دو هورمون پیام‌هایی برای سوزاندن انرژی و همچنین تنظیم متابولیسم دریافت می‌کند. به این ترتیب تیروئید با آن قد و قواره‌ی کوچک خود مسئول توانمندی بدن در سوزاندن چربی‌ها، تنظیم وزن و مدت زمان خواب است.

زمانی که تیروئید از کار می‌افتد و در واقع کم کار می‌شود متابولیسم بدن کند شده و کلید چاقی زده می‌شود و علائم دیگر کم کاری تیروئید نیز بروز می‌کند. البته در بعضی موارد خیلی از افراد متوجه این تغییرات نمی‌شوند. خوشبختانه کم کاری تیروئید با یک آزمایش خون ساده قابل‌تشخیص است و داروهایی هم برای کمک به تنظیم عملکرد این غده وجود دارد.

زمانی که تیروئید کم کار می‌شود چاقی نیز حاصل خواهد شد و حتی کاهش میزان کالری‌های دریافتی نیز تأثیر چندانی در کنترل وزن نخواهد داشت. احتمالاً در اینترنت و یا آگهی‌های تبلیغاتی شاهد تبلیغات دهان پر کنی مانند «لاغری معجزه‌آسا» و غیره هستید؛ اما واقعیت این است که هیچ‌کدام از این شیوه‌های معجزه‌آسا و البته پرهزینه‌ی تبلیغاتی در مقوله‌ی کم کالری تیروئید موثر نیستند. با این حال نباید ناامید شوید. مقابله با اضافه‌وزن و تلاش برای لاغری از طرف خودتان کارسازتر است. کافی است خیلی از اشتباهات غذایی و همچنین خطاهای ورزشی را کنار بگذارید و منطقی باشید.

 

اشتباهات رایج غذایی

ید برای تولید هورمون‌های تیروئید لازم و ضروری است. برای همین در حین مصرف دارو برای تنظیم عملکرد تیروئید لازم است با مصرف بیشتر یُد و یا کاهش مواد غذایی هدر دهنده‌ی آن به افزایش کارایی داروها کمک کنید.

توصیه می‌کنیم مصرف مواد غذایی کاهش‌دهنده‌ی ید مانند انواع کلم‌ها (بروکلی، گل کلم، کلم بروکسل) و اسفناج را کاهش دهید. همچنین از مصرف بادام‌زمینی، دانه‌ی کاج و میوه‌های خشک بپرهیزید. تا جایی که می‌توانید مصرف نوشیدنی‌های کافئینه مانند قهوه و نوشابه‌ها را کاهش دهید. توجه داشته باشید که این قبیل نوشیدنی‌ها می‌توانند علائم کم کاری تیروئید را شدیدتر کنند. توجه داشته باشید قرار نیست به یک باره خودتان را از مصرف این مواد غذایی محروم کنید؛ اما لازم است که مصرف آن‌ها را تا حد امکان محدود کنید.

اگر سیگاری هستید حتماً سیگار را ترک کنید. مصرف الکل هم که ممنوع است.

 

مواد غذایی مفید برای تنظیم عملکرد تیروئید و کنترل وزن

مواد غذایی سرشار از ید را دریابید که به کنترل عملکرد تیروئید کمک زیادی می‌کنند. توصیه می‌کنیم ماهی‌های چرب، آجیل‌ها، مغزهای روغنی، جلبک‌های خوراکی را دریابید. سوشی که بیشتر در رستوران‌های چینی سرو می‌شود نیز تامین کننده‌ی ید و کمک کننده است.

می‌توانید با تنظیم رژیم غذایی خود کمک زیادی به عملکرد تیروئیدتان بکنید. زمانی که به ساده‌ترین و طبیعی‌ترین شیوه یعنی کنترل رژیم غذایی بتوانید به تنظیم عملکرد این غده کمک کنید اولین و اصلی‌ترین گام را در جهت کنترل وزن خود نیز برداشته‌اید.

فعالیت بدنی

ورزش ورزش ورزش

همان طور که گفتیم مشکل کم کاری تیروئید باعث کاهش متابولیسم یا همان سوخت و ساز بدن می‌شود. حتی بعد از اینکه تیروئید دوباره شروع به عملکرد درست می‌کند باز در بیشتر موارد متابولیسم نمی‌تواند به وضعیت قبلی خود برگردد. برای همین لازم است که نه تنها به فکر تنظیم برنامه‌ی غذایی باشید بلکه باید انجام حرکات ورزشی منظم را نیز در برنامه‌ی روزانه‌تان بگنجانید و بیشتر از هر زمان دیگر به فکر افزایش متابولیسم بدنتان باشید. شاید پیش از این مشکل، 3 جلسه ورزش در هفته کافی بود تا وزنتان کاهش پیدا کرده و عضلاتتان تقویت شود؛ اما بعد از ابتلا به کم کاری تیروئید این جلسات کافی نخواهد بود. در واقع شما به 4 یا 5 جلسه ورزش هفتگی نیاز دارید تا به نتایج دلخواهتان برسید. حواستان باشد که بیشتر ورزش‌های مربوط به تقویت قلب و عروق انجام دهید.

در نهایت اینکه ورزش و داشتن تغذیه‌ی کم چرب و کم کالری به کنترل وزن (حتی با وجود کم کاری تیروئید) کمک زیادی می‌کند؛ اما باید واقع‌بین باشید و صبور. به خاطر اینکه به مدت زمان بیشتری نیاز دارید تا بتوانید روی وزن خود کنترل داشته باشد چون غده‌ی تیروئیدتان درست کار نکرده است. پس صبور باشید، ناامید نشوید و مراقب سلامتی‌تان نیز باشید.

 

فاطمه مهدی پور

بخش تغذیه و آشپزی تبیان


مطالب مرتبط:

مطالبی کامل و جامع درباره‌ی چاقی و رژیم‌های کاهش وزن

توصیه‌هایی مفید تغذیه‌ای برای کم‌کاری تیروئید

رژیم غذایی ویژه پرکاری تیروئید

رژیم غذایی مناسب برای کم‌کاری تیروئید

ملاحظات درمانی و تغذیه ای در کم کاری تیروئید



دُرنیوز
رژیم غذایی کوهنوردان باید شامل 60-70 درصد کربوهیدرات،10-15 درصد پروتئین و 20-30 درصد چربی باشد. ]]>

اصول تغذیه در کوهنوردان (بخش اول)


رژیم غذایی کوهنوردان باید شامل 60-70 درصد کربوهیدرات،10-15 درصد پروتئین و 20-30 درصد چربی باشد. این درصدها نشان می‌دهد که رژیم افراد کوهنورد به نسبت رژیم عادی باید از کربوهیدرات بیشتری تشکیل شود و چربی کمتری داشته باشد...

کوهنوردی

 کوهنوردی از جمله ورزش‌هایی است که سلامتی برای ارگان‌های مختلف بدن را به همراه دارد. افزایش جریان خون موجود در مویرگ‌ها و عضلات از اثرات مفید این ورزش می‌باشد که به علت افزایش ارتفاع و کمبود اکسیژن و در نتیجه تلاش بدن برای افزایش خون‌رسانی رخ می‌دهد. با کاهش غلظت اکسیژن در جو، هورمون اریتروپویتین از کلیه‌ها ترشح می‌شود و تولید گلبول‌های قرمز را افزایش می‌دهد. در نتیجه در ارتفاعات غلظت خون افزایش می‌یابد. افزایش جریان خون و ضربان قلب، پلاک‌های چربی را از عروق خونی می‌زداید و در نتیجه احتمال ابتلا به بیماری‌های قلبی عروقی، سکته، کلسترول خون، چربی خون و نیز دیابت کاهش می‌یابد.

 

رژیم غذایی کوهنوردان

رژیم غذایی کوهنوردان باید شامل 60-70 درصد کربوهیدرات،10-15 درصد پروتئین و 20-30 درصد چربی باشد. بالاخص تا زمانی که فرد در ارتفاعات حضور دارد؛ مصرف کربوهیدرات اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. در حقیقت این درصدها نشان می‌دهد که رژیم افراد کوهنورد به نسبت افراد عادی باید از کربوهیدرات بیشتری تشکیل شود؛ یعنی انرژی بیشتری از طریق کربوهیدرات پیچیده (گروه نان و غلات مانند نان، برنج، ماکارونی، سیب‌زمینی، بیسکویت، کیک و...) و نیز کمی هم از کربوهیدرات ساده (گروه قندهای ساده مانند قند، شکر، آب نبات، شکلات، ژله، انواع شربت، آب میوه‌های صنعتی و ...) را تامین نمایند. بهتر است وعده‌های غذایی کم چرب باشد؛ زیرا چربی به سختی هضم می‌شود و مصرف چربی زیاد درد معده را به همراه دارد. در رابطه با مقدار پروتئین مصرفی (به طور عمده از طریق گوشت‌ها، تخم‌مرغ، شیر و حبوبات در رژیم غذایی تامین می‌شوند)؛ بهتر است مقدار آن به نسبت معمول کمی افزایش یابد.

 

محاسبه مقدار انرژی لازم برای یک صعود موفق

مۆلفه‌های موثر بر میزان کالری مورد نیاز در یک کوهنورد مرتبط با وزن کوهنورد، ارتفاع صعود و مسافت طی شده و نیز سرعت کوهنوردی (اگر سرعت بیشتر باشد چون ماهیچه‌های بیشتری در این فعالیت دخیل می‌شوند، مقدار نیاز به انرژی نیز افزایش می‌یابد) می‌باشد. به ازای هر یک ساعت کوهنوردی با سرعت متوسط در ارتفاعات پایین‌تر به 500 کالری اضافه‌تر نیاز است؛ و با افزایش ارتفاع به علت افزایش نیاز به انرژی برای گرم نگه‌داشتن بدن و نیز افزایش سوخت و ساز، به نیاز انرژی افزوده می‌شود.

کوهنوردی ورزشی سخت است و به علت ارتفاع، دما و مسافت دو الی سه برابر حالت معمول انرژی سوزانده می‌شود. اگر به اندازه‌ای که انرژی می‌سوزد، کالری مصرف نشود، بدن پروتئین‌های ماهیچه‌ای را می‌شکند تا انرژی مورد نیاز تامین شود. به این منظور لازم است یک جریان مداوم انرژی‌رسانی به بدن در طی کوهنوردی وجود داشته باشد.

 

قبل از کوهنوردی

از 1-2 روز قبل از کوهنوردی میزان دریافت خود را افزایش دهید. در روز کوهنوردی بعد از بیدار شدن از خواب آب بنوشید. حتی‌الامکان از دو ساعت پیش از شروع کوهنوردی به مقدار 2 لیوان مایعات بدون کافئین بنوشید. 2 ساعت قبل از شروع کوهنوردی صبحانه میل نمایید؛ و قبل از شروع کوهنوردی میان‌وعده سبکی مصرف نمایید؛ مثلاً به میزان دو بیسکویت سبوس‌دار یا یک کف دست نان به همراه یک قاشق غذاخوری مربا و کره یا یک قوطی کبریت پنیر و کمی گردو مصرف نمایید. در صورتی که بعد از بیدار شدن و قبل از خوردن صبحانه کوهنوردی خود را آغاز کنید، منجر به کاهش ذخایر گلیکوژن کبد می‌گردد؛ و نهایتاً افت شدید قند خون منجر به احساس گرسنگی و خستگی می‌شود؛ و ادامه فعالیت غیرممکن می‌گردد.

 

در طی کوهنوردی

در طی مسیر چه تشنه شده باشید چه نشده باشید، هر 15-20 دقیقه مایعات بنوشید. به حس تشنگی نمی‌شود اعتماد کرد؛ زیرا مکانیسم‌های ایجاد حس تشنگی بعد از ازدست‌دهی 5/1 – 2 لیتر آب فعال می‌شوند. در ضمن بهتر است حداقل نیمی از مایعاتی که می‌نوشید، کربوهیدرات داشته باشد زیرا که به جهت افزایش جذب آب و الکترولیت‌ها لازم است این نوشیدنی شامل حدود 6 درصد کربوهیدرات باشد. به این منظور لازم است در یک لیوان آب (200-250 سی‌سی) به میزان یک قاشق غذاخوری شکر یا عسل ریخته شود؛ و به منظور تامین الکترولیت‌ها کمی لیموترش تازه یا عرقیات گیاهی به آن افزود. چرا که کمبود الکترولیت‌ها در طی کوهنوردی منجر به گرفتگی عضلانی، احساس خستگی و گیجی می‌شود.

کوهنوردی ورزشی سخت است و به علت ارتفاع، دما و مسافت دو الی سه برابر حالت معمول انرژی سوزانده می‌شود. اگر به اندازه‌ای که انرژی می‌سوزد، کالری مصرف نشود، بدن پروتئین‌های ماهیچه‌ای را می‌شکند تا انرژی مورد نیاز تامین

شود. به این منظور لازم است یک جریان مداوم انرژی‌رسانی به بدن در طی کوهنوردی وجود داشته باشد

از میوه‌های خشک و مغزهای بوداده که سرشار از سدیم می‌باشند نیز می‌شود استفاده کرد. تا الکترولیت‌های مورد نیاز بدن تامین شود.

در طی کوهنوردی از غذاهای سنگین و پرچرب استفاده نشود؛ زیرا باعث اختلال در هضم و جذب، ایجاد نفخ و افزایش بار قلب می‌شود و سردرد، خستگی، افزایش تعریق، افزایش تنفس و پشیمانی از کوهنوردی را به دنبال دارد.

 

بعد از کوهنوردی

6 ساعت اول پس از ورزش گلیکوژن ساخته می‌شود. در این زمان لازم است ذخایر گلیکوژن ماهیچه به سرعت جایگزین شود تا بدن برای فعالیت بعدی آمادگی کافی را داشته باشد. در این زمان در صورتی که کربوهیدرات ساده مصرف شود بهتر از پیچیده است. پس، بهترین زمان برای مصرف آب میوه‌های طبیعی، شربت‌ها و نوشیدنی‌های ورزشی انواع شکلات‌ها و شیرینی‌ها می‌باشد.

مانند وعده غذایی شب قبل از کوهنوردی، وعده غذایی بعد از کوهنوردی باید سرشار از کربوهیدرات باشد تا گلیکوژن ماهیچه که از دست رفته بازسازی شود و احساس خستگی را کاهش دهد. دقیقاً بعد از ورزش،شیر که یکی از بهترین گزینه‌ها برای ریکاوری است، توصیه می‌شود؛ زیرا صدمات ماهیچه‌ای ناشی از ورزش را تخفیف می‌دهد. از موارد دیگری که دقیقاً بعد از ورزش می‌توان به منظور ریکاوری استفاده نمود، عبارت‌اند از: شیرکاکائو، نوشابه ورزشی و ساندویچ‌های مختلف که از 30 گرم نان به همراه یک قوطی کبریت پنیر یا مرغ یا تخم‌مرغ تشکیل شده باشد.

 

ادامه دارد ....

 

بینه خوشنودی

بخش تغذیه و آشپزی تبیان


مطالب مرتبط:

سئوالاتی درباره تغذیه در ارتفاعات

مشکلات تغذیه ای در ارتفاعات

نیازهای تغذیه ای کوه پیمایان

تغذیه درورزش صخره نوردی

رژیم غذایی مناسب برای گردش در طبیعت



دُرنیوز
«ملکه‌اسلام» تحقیقی دقیق درباره دو خطبه ‌حضرت‌زهرا علیهاالسلام و شرح فقرات آن و بررسی زندگی سراسر نور آن حضرت و وقایع پس از رحلت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله تا شهادت ایشان است که اثری ارزشمند، ماندگار و قابل‌استفاده برای محققان و عموم‌افراد‌جامعه است. ]]>

ملکه اسلام!

ملکه اسلام

آیت الله میرزا خلیل کمره ای (م 1405 قمری) عالمی سرشناس و جامع الاطراف است که طی دهه های بیست تا پنجاه، با داشتن چهره ای علمی در جامعه ایران، نقش قابل ملاحظه ای در شکل دهی به افکار مذهبی در سطح عمومی داشت. وی به خصوص به دلیل آشنایی اش با تاریخ اسلام، تبحّرش در نگارش عمومی دینی ـ اجتماعی و مشارکتش در کارهای مطبوعاتی و همچنین داشتن دیدگاه های رایج در دهه بیست و سی در باره وحدت اسلامی و تلاش برای تحقّق آنها، شهرتی خاص دارد.

بیشتر آثار وی تاریخی است اما به طور کلی، باید آثار او را در زمره آثار دینی ـ تاریخیِ این دوره به شمار آورد. علاوه بر کتابهایش، از وی فراوانی در مطبوعات مذهبی آن دوره، از جمله نشریه «آیین اسلام» و بسیاری از نشریات دیگر به چاپ رسیده است.

در سال 1348 خورشیدی، فرزندش ناصرالدین کمره ای به همراه دکتر عباس قانع، فهرست تألیفات ایشان را ضمن کتابچه ای منتشر کردند. این آثار که مشتمل بر 50 عنوان می شود، بیشتر کتاب و شماری هم مقالاتی است که از وی در جای های مختلف به چاپ رسیده است.

میرزا خلیل به طور عمده، علاقمند به مباحث تاریخ اسلام بود و در این زمینه آثار متنوّعی نوشت; نمونه ای از آنها کتاب «صحیفه سخن زهرا علیهاالسلام در اساس دولت کبری و شکل خلافت عظمی یا سرچشمه آب حیات» است که ضمن آن، شمار زیادی از وی در زمینه های مختلف تاریخی و شبه تاریخی درج شده است.

جلد دوم همان کتاب با عنوان «ملکه اسلام، فاطمه زهرا علیهاالسلام اولین محکمه قضایی بعد از پیغمبر» است که هم شرحی است بر خطبه آن حضرت و هم تحلیلی است از وقایع دوران نخست اسلام.

ملکه اسلام

این اثر یکی از بهترین شرح ‌های نوشته شده بر خطبه حضرت زهرا علیهاالسلام است که به قلم آیت ‌الله کمره ای تألیف و توسط حجت ‌الاسلام و المسلمین صابریان و محققان موسسه دارالعرفان ویرایش و تحقیق شده است.

این اثر تحقیقی دقیق درباره دو خطبه ‌حضرت زهرا علیهاالسلام و شرح فقرات آن و بررسی زندگی سراسر نور آن حضرت و وقایع پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله تا شهادت حضرت صدیقه کبری علیهاالسلام است که در نوع خود اثری ارزشمند و ماندگار و قابل استفاده برای محققان و نیز عموم افراد جامعه است.

در این اثر علاوه بر بررسی ‌های تحلیلی این خطبه، به بررسی حیات سراسر نور آن بانو پرداخته شده و نیز اشاراتی به شیوه حکومتی حضرت امیرالمومنین علیه السلام و شرح زندگی برخی از اصحاب و همچنین واقعه شهادت جانسوز آن حضرت به طور مفصل تحقیق شده است.

این اثر پیش از این در دو جلد به چاپ رسیده بود که محققان این مرکز با عنوان‌ گذاری، تحقیق درباره زندگی ‌نامه بسیاری از شخصیت ‌های اسلام، مستند‌سازی و بررسی تحلیلی برخی از نکات اعتقادی و تطبیق متن خطبه ‌ها با پنج نسخه‌ معتبر و مقدمه ‌ای مفصل درباره حیات آن حضرت از ولادت تا رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله بر غنای آن افزوده ‌اند.

شایان ذکر است میرزا خلیل کمره ای علاوه بر کارهای علمی، با ایجاد ارتباط با علمای سعودی و حتی مسۆولان و در رأس آنها ملک فیصل، تلاش کرده است تا ایده های خود را به آنان انتقال دهد و به خصوص ذهنیت آنان را نسبت به مذهب تشیع اصلاح کند. وی در این زمینه، فعالیتی مشابه آنچه که زمانی در دارالتقریب توسط شیخ محمدتقی قمی، شیخ شلتوت و آیت الله بروجردی دنبال می شد و در ایران هم برخی از نشریات مذهبی مانند نشریه مسلمین حاج سراج انصاری و آیین اسلام دنبال آن بودند، از خود نشان می داد.

فرآوری: صالح                 

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


منابع:

رسول جعفریان، فصلنامه میقات حج، شماره 42، ص 108.

پایگاه اطلاع رسانی خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا).

 

مطالب مرتبط:

کتاب «شرح خطبه‌ی حضرت زهرا علیهاالسلام»

برای عبرت تاریخ، کتاب «زندگانی فاطمه زهرا علیهاالسلام»

کتاب «نوروز در محاق فاطمیه» 



دُرنیوز
«شوهردارى» یک فن و هنر است، هنرى که بیش از هر فن و هنر دیگرى محتاج ظرافت، دقت، درایت و کیاست است. اما بانوان براى موفقیت در این عرصه خطیر، بیش از هر چیزى به یافتن اسوه اى جامع نیاز دارند. ]]>

زیباترین الگوی «شوهرداری» برای یک «بانو»

حضرت فاطمه

طبق مشیت الهى، زندگى مرد و زن به طور طبیعى و تکوینى، به هم وابسته شده است و خانواده، واحد مشترکى است که مى تواند این اقتضاى طبیعى را به بهترین وجه تأمین کند و زن و مرد را به اوج سعادت و کمال خویش در دنیا و آخرت برساند. چرا که اگر نا به سامانى و نا هماهنگى بر روابط همسران سایه افکند، هم سیر مادى و هم سیر معنوى زندگانى مختل خواهد شد و آن چنان آشفتگى روحى و پریشانى روانى بر وجود مرد و زن سیطره خواهد یافت که هر دو را از بهره هاى مادى و معنوى زندگانى محروم مى کند.

در واقع، زن، هنگامى مى تواند به موفقیت نائل آید که از پشتوانه هاى روحى، عاطفى، اقتصادى و... از جانب همسرش برخوردار باشد و مرد نیز، هنگامى مى تواند با خاطرى آرام و آسوده به فعالیت هاى اجتماعى، همت گمارد که به وجود یارى شایسته و از خود گذشته در محیط خانواده دلگرم باشد.

بنابراین، صفا و نشاط در روابط خانوادگى بهترین پشتوانه براى موفقیت مرد و زن به شمار مى رود که در برقرارى این صفا و صمیمیت، نقش زنان بسى مۆثرتر و چشم گیرتر است و در واقع کلید آرامش و صمیمیت خانواده در دست زنان است. از این رو، بانوان به هر میزان که در فراهم آورى محیطى آرام، باصفا، پرنشاط و صمیمى در کانون خانواده تلاش کنند، به همان میزان در فضیلت و ثواب عبادت ها و فعالیت هاى شوهرانشان شریک خواهند بود. بر این اساس بانوان نه تنها از فضایل مردان محروم نیستند، بلکه مى توانند از رهگذر تلاشى مخلصانه در کانون خانواده در همه فضایل آنان شریک شوند و حتى بر ایشان سبقت گیرند.

بنابراین، «شوهردارى» یک فن و هنر است; هنرى که بیش از هر فن و هنر دیگرى محتاج ظرافت، دقت، درایت و کیاست است. اما بانوان براى موفقیت در این عرصه خطیر، بیش از هر چیزى به یافتن اسوه اى جامع نیاز دارند تا با اقتداى همه جانبه به سیره عملى او به بهترین شکل عمل کنند. در عرصه این هنر، اسوه اى یگانه تر و جامع تر از فاطمه زهرا علیهاالسلام پیدا نمى شود.

 

بهترین همسنگر

حضرت فاطمه علیهاالسلام از آن هنگام که قدم به خانه شوهر نهاد - خانه ی محقری که نصف آن حصیر است و نصفى دیگر از شن نرم - ، روحیات و موقعیت ویژه همسرش را با کمال کیاست دریافت و به زودى توانست خود را با شرایط خاص مادى و معنوى شوهرش سازگار کند. رفتار این برترین بانوى جهان در عرصه شوهردارى چنان در اوج صفا، مهربانى، همراهى، همدردى و دلسوزى است که تنها یک نگاه مهرانگیز او کافى بود تا تمام خستگى ها و گرفتگى ها از روح و جسم همسرش به در آید.

رفتار این برترین بانوى جهان در عرصه شوهردارى چنان در اوج صفا، مهربانى، همراهى، همدردى و دلسوزى است که تنها یک نگاه مهرانگیز او کافى بود تا تمام خستگى ها و گرفتگى ها از روح و جسم همسرش به در آید

سبک زندگی بانوی بانوان در یک نگاه

در این مقام، به تحلیلى زیبا از شوهردارى حضرت زهرا علیهاالسلام در آینه کلام فرزند پاک نهادش، دیده و دل مى سپاریم:

« شما ببینید شوهردارى فاطمه زهرا - علیهاالسلام - چگونه بود. در طول ده سالى که پیامبر - صلی الله علیه و آله -در مدینه بودند، حدود نُه سالش حضرت زهرا و حضرت على – علیهماالسلام - با همدیگر زن و شوهر بودند. در این نُه سال، جنگ هاى کوچک و بزرگى ذکر کرده اند (حدود شصت جنگ اتفاق افتاده)، در اغلب آنها امیرالمۆمنین – علیه السلام - هم بوده است. حالا شما ببینید، او خانمى است که در خانه نشسته و شوهرش مرتب در جبهه است و اگر در جبهه نباشد، جبهه لنگ مى ماند ـ این قدر جبهه وابسته به او است ـ از لحاظ زندگى هم وضع رو به راهى ندارند; همان چیزهایى که شنیده ایم :«وَ یُطعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْکِینًا وَ یَتِیًما وَ اَسِیرًا إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّه»؛ یعنى حقیقتاً زندگى فقیرانه محض داشتند. در حالى که دختر رهبر است، دختر پیامبر است، یک نوع احساس مسۆولیت هم مى کند.

ببینید انسان چه روحیه قوى یى باید داشته باشد تا بتواند این شوهر را تجهیز کند، دل او را از وسوسه اهل و عیال و گرفتارى هاى زندگى خالى کند، به او گرمى بدهد، بچه ها را به آن خوبى تربیت کند. حالا شما بگویید امام حسن و امام حسین – علیهماالسلام -، امام بودند و طینت امامت داشتند; زینب – علیهاالسلام -  که امام نبود. فاطمه زهرا – علیهماالسلام - این گونه خانه دارى، شوهردارى و کدبانویى کردند و این طور محور زندگى فامیل ماندگار در تاریخ قرار گرفتند. آیا اینها نمى تواند براى یک دختر جوان، یک خانم خانه دار یا مشِرف به خانه دارى الگو باشد؟ اینها خیلى مهم است».(1)

ولادت حضرت فاطمه (س)

بهترین یاور در بندگی خدا

جلوه هایى بسیار زیبا از زندگانى دُردانه بانوان، وجود دارد که پرداختن به آنها مجالى بسیار وسیع و جداگانه مى طلبد، جلوه هایى چون: اوج ادب و همراهى با شوهر، توجه کامل به روحیات معنوى و مسۆولیت هاى ویژه همسر، کمال ایثار و از خودگذشتگى در مقابل همسر، اوج خوش رفتارى و خوش گفتارى با شوهر، تجهیز روحى ـ روانى همسر براى جهاد، آسوده سازى خاطر همسر در عرصه تهذیب و پرورش فرزندان، تحمل و صبر در مقابل کمبودهاى مادى، کمک به خودکفایى و استقلال اقتصادى خانواده و...  ؛ و در یک کلام بهترین یاور همسرش بود در راه نیل به آرمان های الهی اش. لذا امام علی علیه السلام در شأن وی فرمود: «نعم العون علی طاعة اللّه؛ او نیکو یاوری است برای من در اطاعت و بندگی خدا».(2)

 

کلید هنر شوهرداری

در سیره این بانوى یگانه است که هنر ظریفى چون «جلب رضایت و خشنودى همسر» جامع ترین مصداق خود را مى یابد; تا جایى که همسرش در شأن او مى فرماید: «به خدا سوگند! در سراسر زندگی مشترک با فاطمه علیهاالسلام تا هنگام وفات آن بزرگ بانو، هرگز او را خشمگین نساختم و بر هیچ کاری او را اکراه و مجبور ننموده و او نیز مرا هرگز خشمگین نساخت و نافرمانی من نکرد. هر وقت به او نگاه می کردم، رنج ها و اندوه هایم بر طرف می شد».(3)

روزى امیرالمومنین على علیه السلام از حضرت فاطمه علیهاالسلام پرسید: آیا غذایی در خانه هست؟ آن حضرت جواب داد:

در نزد من چیزى نیست، جز آنکه دو روز پیش آن را به تو خوراندم و من آن را براى خود و حسن و حسین نگه داشته بودم. على علیه السلام فرمودند: چرا در طول دو روز مرا مطلع نکرده اى، تا برایتان چیزى تهیه مى کردم؟ فاطمه علیهاالسلام گفت: «من از خدایم شرم کردم تو را به کارى بگمارم که قدرت تهیه و خرید آن را ندارى».(4)

 و در آخرین ساعت های زندگی فاطمه علیهاالسلام در حالی که جز آن دو، فرد دیگری در خانه نبود، امام علی علیه السلام فرمود: هر سفارش و خواسته ای که داری، بگو تا انجام دهم.

حضرت زهرا علیهاالسلام گفت: «یابن عم ما عهدتنی کاذبة، و لا خائنة، و لا خالفتک منذ عاشرتنی؛ پسر عمو! در طول زندگی هرگز به تو دروغ نگفتم، و خیانت نکردم، و هیچ گاه با تو مخالفت ننمودم.»

صفا و نشاط در روابط خانوادگى بهترین پشتوانه براى موفقیت مرد و زن به شمار مى رود که در برقرارى این صفا و صمیمیت، نقش زنان بسى مۆثرتر و چشم گیرتر است و در واقع کلید آرامش و صمیمیت خانواده در دست زنان است

امام در پاسخ فرمود:

«معاذ اللّه، انت أعلم باللّه و اُبرّ و أتقی و أکرم و أشدّ خوفا...؛ آری، ای دختر پیامبر! پناه به خدا که تو خلافی را مرتکب شده باشی. مرتبه خداشناسی، نیکوکاری، تقوا، بزرگواری و خداترسی تو بالاتر از آن است که با من مخالفت کرده باشی. فراق تو بر من بسیار سخت و ناگوار است.»(5)

همه این فرازها نشان مى دهد که فاطمه زهرا علیهاالسلام با داشتن مقام عصمت، نسبت به حقوق شوهر چقدر ارزش قائل بوده و چه سان نگران بوده است که نسبت به مقام ارجدار شوهرش على بن ابیطالب علیه السلام مسۆول باشد و لذا امام على علیه السلام رضایت خویش را در مورد ایشان اعلان نمود هنگامی که پیکر پاک فاطمه علیهاالسلام را بر خاک سپرد، دست دعا به سوى آسمان برداشت و در حق حضرت زهرا علیهاالسلام چنین دعا کرد:

«اللّهم انّى راضٍ عَنْ اَبنَة نبیّک ... ؛ خداوندا من از دختر پیامبر تو راضیم».(6)

به همین جهت حضرت امام باقر علیه السلام مى فرمایند: «براى زن هیچ شفاعتى به اندازه رضایت شوهر مفید و ثمربخش نیست...».(7)

آری، فاطمه علیهاالسلام به راستی زیباترین مصداق کلام پروردگار خویش بود که: «وَ مِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَ جَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّةً وَ رَحْمَةً» (8). او، دریای موّاج عشق و مهرورزی به شوهر و خانواده خویش بود و خانه گِلین او، خود معجزه ای در تاریخ اسلام است؛ خانه ای که بامش، عرش الهی بود.

 

پی نوشت:

1) بیانات مقام معظم رهبرى در دیدار با جوانان به مناسبت هفته جوان، 7/2/1377.

2) بحار الانوار، ج 43، ص 133.

3) همان، ص 134؛ کشف الغمة ج 1، ص 492؛ بیت الاحزان ص 37 : «فواللَّه مااغضبتها، و لااکرهتها على امر حتى قبضها اللَّه عزوجل، و لااغضبتنى، و لاعصت لى امرا، و لقد کنت انظر الیها فتنکشف عنى الهموم و الاحزان».

4) بحار الانوار، ج 41، ص 30 و ج 43، ص 31- 59 ؛ عوالم العلوم ج 11، ص 158؛ جلاالعیون، ج 1، ص 137 : «ماکانت الا ما اطعمتک منذ یومین، اثرت به على نفسى و على الحسن و الحسین، فقال: الا اعلمتنى فاتیتکم بشى؟ فقالت: یا ابالحسن انى لاستحیى من الهى ان اکلفک ما لاتقدر علیه».

5) بحار الانوار ج 43، ص 91.

6) خصال، ج 2، ص 373؛ بحارالانوار، ج 103، ص 256- 257؛ عوالم العلوم ج 11، ص 521.

7) سفینة البحار، ج 1 ص 561: «لاشفیع للمراة انجح عند ربها من رضا زوجها»

8) ال عمران: 21.

ابوالفضل صالح صدر             

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


منابع:

جامی از زلال کوثر، محمدتقی مصباح یزدی.

در مکتب فاطمه علیهاالسلام، على قائمى.

تحلیل سیره فاطمه زهراء علیهاالسلام، على اکبر بابازاده.

پرتوی از مکتب زهرا علیهاالسلام، غلامعلی عباسی فردویی.

بانوى نمونه اسلام فاطمه زهرا علیهاالسلام، ابراهیم امینی.

سیما و سیره ریحانه پیامبر صلى الله علیه و آله، على کرمى فریدنى.

 

مطالب مرتبط:

ویژه‌نامه‌های ولادت حضرت زهرا علیهاالسلام

نماهنگ‌های ولادت حضرت زهرا علیهاالسلام

نواهنگ‌های ولادت حضرت زهرا علیهاالسلام 



دُرنیوز
سیرترشی، جزو خوراکی‌های پرطرفداری است که از زمان‌های گذشته در ایران به صورت سنتی تهیه می‌شده و در طول سال‌های اخیر هم بازار تولید صنعتی این محصول، رونق خوبی داشته است. ]]>

دانستنی‌های سیرترشی


سیرترشی، جزو خوراکی‌های پرطرفداری است که از زمان‌های گذشته در ایران به صورت سنتی تهیه می‌شده و در طول سال‌های اخیر هم بازار تولید صنعتی این محصول، رونق خوبی داشته است.

سیرترشی

سیرترشی، محصولی است که از ترکیب سیر، سرکه، نمک و کمی آب به دست می‌آید. افرادی که به مصرف سیرترشی‌های سفت‌تر علاقه دارند، می‌توانند سیرترشی‌های دست‌ساز خود را بعد از حدود 6 ماه مصرف کنند. هرچه مدت زمان نگهداری سیرترشی بیشتر شود، تغییر رنگ، نرم شدن بافت و شیرین شدن طعم سیر بیشتر اتفاق می‌افتد.

هنگام تهیه سیرترشی‌های خانگی،‌ باید حواستان باشد سیرهای بوته‌ای را خوب بشویید تا گل‌ولای یا آلودگی‌های احتمالی میان‌بافتی در آن‌ها به داخل بافتشان که در اثر تماس با سرکه، نرم و نفوذپذیر می‌شوند، نفوذ نکند. افزودن سرکه جوشیده و داغ به سیر خام، باعث رسیدن و نرم شدن زودتر بافت آن می‌شود اما آن‌هایی که طرفدار سیرترشی‌های کهنه و اصیل هستند، ترجیح می‌دهند سیر خشک را با آب و سرکه سرد مخلوط کنند و اجازه بدهند تا گذر زمان، این سیرهای سفت و سفید را به سیرهایی نرم و قهوه‌ای تبدیل کند. در این مطلب پرسش و پاسخ‌های مربوط به سیرهای خانگی و صنعتی را ملاحظه می‌نمایید.

 

روند تولید سیرترشی در صنعت چگونه است؟

برای تهیه سیرترشی در کارخانه‌ها، سیرها را با سرکه حرارت می‌دهند تا آماده عرضه به بازار شوند.

 

دلیل این حرارت‌دهی چیست؟

در روند تولید سیرترشی‌های سنتی، مقداری سیر، سرکه و کمی نمک را با هم مخلوط می‌کنند و این مخلوط را به مدت طولانی نگه می‌دارند تا کم‌کم رنگ آن قهوه‌ای و بافت سیر در اثر تماس طولانی‌مدت با سرکه، کمی نرم‌تر شود. از آنجا که معمولاً در صنعت، فرصت چندانی برای نگه داشتن سیر برای تبدیل آن به سیرترشی‌های مورد قبول مردم وجود ندارد، سیرها را حرارت می‌دهند تا هم بافت نرم‌تری پیدا کنند و هم رنگشان متمایل به قهوه‌ای شود.

مصرف سیر تازه یا سیرترشی‌های بودار برای بدن مفید است و می‌تواند به خنثی کردن سم‌های کبدی و تسهیل در فرآیند هضم غذا کمک کند

یعنی تمام سیرترشی‌های صنعتی حرارت می‌بینند؟

نه، الزامی به این کار وجود ندارد. یعنی می‌توان سیرترشی‌های صنعتی را اصلاً حرارت نداد یا آن‌ها را فقط در حد پاستوریزه شدن در معرض حرارت کمی قرار داد. اگر دقت کرده باشید، برخی از سیرترشی‌های صنعتی، کمی سفت‌تر و خام‌تر از سیرترشی‌های دیگر هستند. این‌ها، همان محصولاتی هستند که یا حرارت نمی‌بینند یا کمتر حرارت دیده‌اند تا فقط میکروارگانیسم‌های احتمالی داخلشان از بین بروند. معمولاً این نوع سیرترشی‌ها، طعمی شبیه به شور دارند و کمتر مزه ترشی می‌دهند.

 

آیا می‌توان سیرترشی‌های خانگی را هم با کمک همین روش، زودتر از حد معمول، آماده مصرف کرد؟

بله، شما می‌توانید سیرهای پوست‌کنده را با مقداری سرکه قرمز (مانند سرکه سیب یا خرما) و نمک مخلوط کنید و آن را روی حرارت ملایم بگذارید تا کمی رنگ و بافت سیر تغییر کند. سپس سیرترشی را درون ظرف‌های مناسب شیشه‌ای بریزید و بعد از مدت کوتاهی مصرف کنید.

سیرترشی

آیا نگهداری از سیرترشی‌ها شرایط خاصی دارد؟

سیرترشی، جزو محصولاتی است که به دلیل وجود سرکه فراوان، امکان رشد میکروارگانیسم‌ها در آن وجود ندارد. به همین دلیل می‌توان آن را در فضای خارج از یخچال و البته در مکانی دور از تابش مستقیم نور خورشید قرار داد. برای پیشگیری از فساد احتمالی این محصول نباید از قاشق‌های آلوده برای خارج کردن سیرترشی از ظرف استفاده کرد و در ظرف را هم بعد از هر بار استفاده، ببندید تا هوای محیط با ترکیب‌های داخل ظرف کمتر تماس داشته باشد.

از آنجا که امکان رشد میکروارگانیسم‌ها داخل سیرترشی تقریباً در حد صفر است، مدت زمان ماندگاری این محصول هم بسیار بالا خواهد بود.

 

چرا برخی از سیرترشی‌های صنعتی، سفید و برخی دیگر قهوه‌ای هستند؟

تفاوت رنگ سیرترشی‌ها به تفاوت در روند تولید و نوع سرکه مصرفی‌شان برمی‌گردد. بسیاری از تولیدکنندگان سیرترشی‌های صنعتی برای جلب رضایت و تامین ذائقه مشتری‌های خود، از دو نوع سرکه سفید یا سرکه رنگی مانند سرکه قرمز استفاده می‌کنند. زمانی که سیرها با سرکه‌های رنگی حرارت می‌بینند، بافتشان نرم‌تر می‌شود و با نفوذ سرکه به این بافت نرم، رنگ تیره‌تری پیدا می‌کنند. این تیرگی رنگ سیرترشی‌های صنعتی، ربط چندانی به طولانی بودن یا طولانی شدن روند تولید آن‌ها ندارد.

افزودن سرکه جوشیده و داغ به سیر خام، باعث رسیدن و نرم شدن زودتر بافت آن می‌شود اما آن‌هایی که طرفدار سیرترشی‌های کهنه و اصیل هستند، ترجیح می‌دهند سیر خشک را با آب و سرکه سرد مخلوط کنند و اجازه بدهند تا گذر زمان،

این سیرهای سفت و سفید را به سیرهایی نرم و قهوه‌ای تبدیل کند

کدام سیرترشی‌ها خاصیت بیشتری دارند؟

مهم‌ترین ماده موثر موجود در سیر که فواید زیادی دارد، ترکیب‌های آروماتیک سیر است. معمولاً ترکیب‌های گوگردی و معطر بیشتر سیرترشی‌ها با گذر زمان چندان دچار تغییر نمی‌شوند؛ بنابراین خاصیت سیرترشی‌های بودار، تا حد زیادی نزدیک به خاصیت سیر تازه است. پس اگر هدف شما از مصرف ترشی، فقط لذت بردن از طعم مطلوب آن نیست و می‌خواهید از خواص آن هم بهره‌مند شوید، باید انواعی از این محصول را که بوی بیشتری دارد، انتخاب کنید. نکته مهم دیگر این است که هنوز تحقیق جامع و کاملی درباره خاصیت سیرترشی‌هایی که یک سال، 7 سال یا 20 سال می‌مانند، انجام نشده است و نمی‌توانیم بگوییم خاصیت سیرترشی یک ساله بیشتر از نوع 5 ساله آن است یا نه. بد نیست بدانید که اگر سیر تازه را هم بپزید یا سرخ کنید و مقدار زیادی از بوی آن در طول فرآیند پخت از دست برود، به طور حتم مقدار زیادی (حدود 40 تا 70 درصد) از خاصیت آن هم از بین می‌رود.

به ‌طور کلی، حداقل بیش از 30 خاصیت دارویی برای سیر، شناسایی شده است؛ آثار ضدمیکروبی، ضدویروسی، ضدسرطانی و هضم‌کنندگی غذا، جزو مهم‌ترین آثار شناخته‌شده این گیاه هستند. در حال حاضر، صدها کارخانه داروسازی در سراسر دنیا با استفاده از سیر تازه، قرص یا داروهای سیر را برای کاهش تری‌گلیسرید، کلسترول، فشار و قندخون یا پیشگیری از چسبندگی پلاکت‌ها (غلیظ شدن خون) تولید می‌کنند. می‌توان گفت مصرف سیر تازه یا سیرترشی‌های بودار برای بدن مفید است و می‌تواند به خنثی کردن سم‌های کبدی و تسهیل در فرآیند هضم غذا کمک کند.

 

فرآوری: مریم مرادیان نیری

بخش تغذیه و آشپزی تبیان


منابع:

هفته نامه سلامت - دکتر محمدحسین عزیزی متخصص صنایع غذایی

سلامتیران - دکتر محمدحسین صالحی سورمقی، متخصص فارماکوگنوزی

 

مطالب مرتبط:

ترشی‌خورها بخوانند

مصرف ترشیجات و کاهش چربی خون!

سرطان معده با مصرف زیاد ترشی و شور

ترشی؛ پای ثابت سفره ایرانیان



 1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   11   12   13   14   15   16   17   18   19   20 

Please Wait...

نام و نام خانوادگی
نام:   
نام خانوادگی:   

رمز عبور
رمز عبور قبلی:
رمز عبور جدید:
تکرار رمز عبور جدید:  


تازه ترین خبرها
مهم ترین ترین خبرها
اخبار کلمه های کلیدی