2:08:02
شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۳
نرم افزار دُرنیوز
اخبار تبیان را در ایمیل خود داشته باشید.
دُرنیوز
طبع لطیف و روح سترگ شاعران در مواجهه با وقایعی چنین حماسی و معنوی به غلیان درآمده و با تمسک بر واژه ها و کلماتی که از عمق جان او بیرون آمده، بر صفحه سفید کاغذ می نشیند ]]>


دُرنیوز
اصلی ترین وظیفه پهلوان در شاهنامه حفاظت و پاسداری از ایران و تاج و تخت پادشاهی است. گاهی پیش آمده که در داستان های شاهنامه پهلوان با کار و روش شاه اصلا موافق نیست، اما هیچگاه سر به شورش بر نداشته و همواره دفاع از ایران و خاک آن از همه چیز مهم تر بوده است. ]]>


دُرنیوز
آیین های عزاداری ماه محرم در هر گوشه ای از کشور شکل و شمایل متفاوتی دارد. برخی از این آیین ها اما از بقیه کمتر شناخته شده اند. در اینجا سه نمونه از این آیین ها را به شما معرفی می کنیم که احتمالا چیز زیادی درباره آنها نمی دانید. ]]>

ناشناخته ترین آیین های محرمی
محرم

 


آیین های عزاداری ماه محرم در هر گوشه ای از کشور شکل و شمایل متفاوتی دارد. برخی از این آیین ها اما از بقیه کمتر شناخته شده اند. در اینجا سه نمونه از این آیین ها را به شما معرفی می کنیم که احتمالا چیز زیادی درباره آنها نمی دانید.

 

پولکه تولاماخ

پولکه تولاماخ یا نوعی مشعل‌گردانی در روستای شیشوان یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در بخش مرکزی شهرستان عجب‌شیر سابقه دیرین دارد. این مراسم را برای گرامیداشت یاد 72 یار وفادار امام حسین(ع) و خورشید فروزان دشت کربلا می‌دانند و در شب تاسوعا اجرا می‌شود. همزمان با فرا رسیدن تاسوعاى حسینى مراسم سنتى، مذهبى "پولکه"(نام نوعى توپ آتشین ساخته شده از پارچه است که آن را با سیمى مى‌بندند و بعد از نفت‌اندود کردن آتش مى‌زنند) در شبهاى نزدیک به تاسوعاى حسینى و شب عاشورا صدها «پولکه» آتشین در میان عزاداریهاى دیگر و در فضاى تاریک شب چرخانده مى‌شود.

عزاداری محرم

این مراسم بعد از نماز مغرب و عشا شروع شده و تا ساعت 22 به اتمام می‌رسد و بعد از آن همه میهمانان و اهالی روستا در مساجد به صرف شام نذری دعوت می‌شوند. پولکه یکی از نادرترین مراسم‌های عزاداری در کشور است. پولکه نام نوعی توپ آتشین ساخته شده از پارچه است که آن را با سیمی بسته و پس از نفت اندود کردن، آتش می‌زنند و در میدان روستا می‌گردانند. این مراسم طبق شواهد محلی مربوط به دوران صفویه اعلام می‌شود.

عزاداران یکی یکی به زیر این مشعل رفته و دو نفر دیگر نیز به دنبالش راه می‌افتند که یکی سطل آب را با خود برده و دیگری آب را از سطل بر می‌دارد و بر آتش گردان می‌ریزد تا آنها را خنک کند

هدف از این کار توسط عزاداران این روستا نشانه آتش‌گرفتن خیمه‌های امام حسین(ع) در شب عاشورا و همدردی آنها با امام حسین(ع) و یاران ایشان است. مشعل‌گردانی این منطقه، آیینی در چارچوب گرامیداشت یاد 72 یار وفادار امام حسین(ع) و خورشید فروزان دشت کربلاست. کودکان روستا در شب تاسوعا مراسمی به نام کیچیک پولکه(مشعل کوچک) و بزرگترها در شب عاشورا مراسم اصلی را با نام بویوک پولکه(مشعل بزرگ) برگزار می‌کنند.

این مراسم بدین گونه است که در آن یک مشعل اصلی بزرگ در مرکز میدان و در جلوی مسجد اعظم روستا روشن می‌شود و عزاداران به دور آن جمع می‌شوند مانند وقتی که به زیر علم می‌روند، یکی یکی به زیر این مشعل رفته و دو نفر دیگر نیز به دنبالش راه می‌افتند که یکی سطل آب را با خود برده و دیگری آب را از سطل بر می‌دارد و بر آتش گردان می‌ریزد تا آنها را خنک کند.

عزاداری محرم

بعد از نصب شدن مشعل بزرگ در میدان روستا مشعل‌های کوچک نیز که مربوط به یک محله است از جلوی مسجد آن محل روشن شده و همراه عزاداران به این مکان آورده می‌شود و بعد عزاداران این مشعل‌ها را با زنجیرهای بلندی در دست، با آتش مشعل اصلی روشن کرده و بر سر عزاداران می‌گردانند.

بعد از آن ده‌ها "پولکه" آتشین در میان عزاداری‌های دیگر و در فضای تاریک شب چرخانده می‌شود و این چنین بر ظلمت این شب‌های اندوهیگین غلبه می‌شود. این "پولکه‌ها" در تاریکی شب یادآور دلاور مردان صحرای کربلاست و اینجاست که اشک دلسوختگان اهل بیت را بر گونه‌ها جاری می‌گردد.

 

چلچلا در مجن

شهر پلکانی مُجن که در فاصله 33 کیلومتری شمالغرب شاهرود واقع است هر سال در ایام ماه محرم مراسم منحصر به فردی اجرا می کند. از شب سوم ماه محرم در صحن دو تکیه بزرگ مجن تکایای بالا و پایین مقارن با غروب آفتاب مراسم با شکوهی تحت عنوان «چِلچِلا» انجام شده و این آیین تا شب دهم با حضور خادمان و انبوه عزاداران ادامه می‌یابد.

در تکیه پایین پیش ازغروب آفتاب ابتدا فراشان تکیه را آب و جارو می‌کنند پس از آن فضای تکیه را با تعدادی جاجیم و چادر شب فرش کرده و چهل پایه چراغ شمعدان برای برگزاری مراسم در محل می‌چیینند. گویا از همین‌روست که این مراسم زیبای معنوی را چلچلا یا همان چهل چراغ نامیده‌اند. خدام تکیه مقابل چراغ‌ها و رو به جمعیت حاضر می‌ایستند و فردی که اغلب متولی و به‌اصطلاح محلی‌ها بابای تکیه است، دعا با لحنی دلنشین را می‌خواند. زنان و دختران بر پشت‌بام‌های پلکانی اطراف تکیه به‌تماشای مراسم می‌نشینند. ایشان بر این باورند که هنگام غروب دعا زودتر مستجاب شده و نباید این فرصت را از دست بدهند.

عزاداری محرم

تکیه‌ پایین از فضای معنوی خاصی برخوردار است. پوششی چادری که برروی صحن تکیه و برفراز ستون چوبی برافراشته شده نمادی از خیمه‌گاه اباعبدالله‌الحسین(ع) است. در این آیین پس از ذکر صلوات قسمت‌هایی از دعای زیارت عاشورا خوانده می‌شود آنگاه برای سلامت و فرج آقا امام زمان(عج) دعا می‌کنند و حضار همگی با الهی آمین پاسخ می‌گویند.

در همین حین مردم نذورات خود که بیشتر شامل نان محلی و قند است و برای مراسم اطعام روز بعد عزاداران استفاده می‌شود را به تکیه آورده و برروی سفره‌های کرباسی قرار می‌دهند ایشان در قبال آن بسته‌ای کوچک از نبات را به‌عنوان تبرک از خادمان دریافت می‌کنند. در پایان مراسم نیز برای آمرزش اموات، شفای بیماران و برطرف کردن و دفع بلیات و قبولی نذورات دعا و فاتحه می‌خوانند سپس چراغ‌ها را دست به دست می‌بوسند و می‌چرخانند و برای اقامه‌ی نماز مغرب آماده می‌شوند.

 

شمع گردانی در اردبیل

دستجات عزاداری اردبیل در روز تاسوعا اقدام به شمع گردانی می‌کنند که با برگزاری این مراسم سنتی، عشق و ارادت به خاندان عصمت و طهارت در این روز به نقطه اوج خود می‌رسد. در این آئین که از صبح تاسوعا در شهرها و نقاط مختلف استان اردبیل آغاز شده و تا غروب ادامه می‌یابد، عزاداران با دسته‌های شمع به مساجد مختلف محلات رفته و با روشن کردن شمع که در حقیقت نذری آنها محسوب می‌شود، عشق و ارادت خود را به حضرت ابوالفضل (ع) نشان می‌دهند.

این آئین سنتی بیش از هزار سال در اردبیل قدمت دارد و این مراسم در زبان ترکی و محلی به نام "شمع ‌پایلاما" معروف بوده و عزاداران حسینی بعد از هشت روز عزاداری در مساجد و خیابانها و محلات اردبیل در روزی که منتسب به علمدار رشید کربلا، حضرت ابوالفضل‌العباس (ع) است اقدام به روشن کردن شمع می‌کنند و در سوگ آن علمدار رشید بر سر و سینه می‌زنند. در تاسوعای حسینی همه دسته‌های عزاداری شامل محلات شش‌گانه، شعبات آن و مردم عزادار به بازار می‌آیند و ضمن عزاداری آیین شمع‌گردانی را نیز با شکوه خاص و هرچه تمام‌ تر برگزار می ‌کنند.

عزاداری محرم

این مراسم نه تنها در اردبیل بلکه در سایر شهرها و امامزاده‌ها با حضور دسته‌ها و گروه‌های عزاداری با حال و هوای خاص بویژه در شکل و محتوای باشکوه برگزار می‌‌شود و نظیر آن را می‌توان در امامزاده سلیمان فخرآباد مشگین ‌شهر، سید دانیال خلخال، مسجد غریب بیله ‌سوار و دیگر اماکن مذهبی و مورد احترام مردم استان عنوان کرد. زنان نیز در روز تاسوعا با حضور در مساجد و شرکت در مراسم شمع روشن کردن ارادت خود را به شهیدان کربلا ابراز می‌دارند و با حضور در سقّاخانه اردبیل اقدام به ادای نذر کرده و با روشن کردن شمع و گره بستن تکه پارچه‌‌ای خواستار برآورده شدن حاجات خود می‌شوند.

آیین شمع‌ گردانی در بین بانوان استان اردبیل حال و هوایی خاص دارد. آنها در حالی که چادر و لباس سیاه بر تن کرده‌اند در سقاخانه ابوالفضل ‌العباس (ع) اردبیل جمع شده و ضمن سر دادن ندای عزاداری به شکل خاص با روشن کردن شمع و گره زدن تکه‌پارچه‌هایی خواستار برآورده شدن حاجات خود و خانواده می‌شوند.

 

فراوری: الهام مرادی

بخش گردشگری تبیان


برگرفته از همشهری، ایسنا

 

مطالب مرتبط:

سقایی همدانی‌ها در روز عاشورا

عاشورا به سبک اعراب ایران

تابوت های ایستاده یزد



دُرنیوز
پرده خوانی و نقّالی یکی از شیوه های روایتگری وقایع شاهنامه و کربلاست که همواره به نقاشی هایی با ساختار خاص متکّی بوده است. در 10سال اخیر تلاش هایی در شرح و توصیف ساختار این نقاشی ها که به «نقاشی های قهوه خانه ای» موسوم هستند، صورت گرفته و تا کنون بیش از 1 ]]>


دُرنیوز
تبیان -   -  اجتماعی -  1 ساعت و 51 دقیقه پیش
در آستانه ماه محرم و ایام سوگواری سید و سالار شهیدان، شهرهای مختلف ایران، حال و هوای حسینی به خود گرفته و عاشقان اهل بیت(ع) با برپایی خیمه های عزاداری، سیاه پوش کردن تکایا، حسینیه ها و تهیه ملزومات محرم، خود را برای عزاداری آماده می کنند که به برخی از انه ]]>


دُرنیوز
عبادت این است که انسان در برابر موجودى خضوع کند که او را خالق جهان و رازق انسان و بخشنده و بخشاینده بداند، و لااقل تصور کند که برخى از کارهاى خدا به او سپرده شده است، چنان که مشرکان، چنین تصوّرى مى کردند. این نوع خضوع از آن خدا است و شایسته هیچ موجودى نی ]]>

توحید و توسل به ائمه علیهم السلام

توسل
عبادت این است که انسان در برابر موجودى خضوع کند که او را خالق جهان و رازق انسان و بخشنده و بخشاینده بداند، و لااقل تصور کند که برخى از کارهاى خدا به او سپرده شده است، چنان که مشرکان، چنین تصوّرى مى کردند. این نوع خضوع از آن خدا است و شایسته هیچ موجودى نیست و لذا مى گوییم: (إیّاک نعبد)، «فقط ترا مى پرستیم».

ولى خضوع در برابر موجودى که او را بنده شایسته خدا بداند، و هرگز تصور نکند که او خداى جهان است و یا کسى است که کارهاى جهان به او تفویض و واگذار شده، فقط تکریم و احترام است، مانند تکریم پدر و مادر و تکریم معلم و استاد و تکریم امیران و رهبران و... .


توحید و توسلات

در توسل و استشفاع به اولیاء خدا اول باید تحقیق کرد که به کسی و از کسی باشد که خداوند او را وسیله قرار داده است. قرآن کریم می فرماید: یا ایها الذین امنوا اتقوا الله و ابتغوا الیه الوسیله. (مائده/ 35)

به طور کلی توسل به وسائل و تسبب به اسباب با توجه به اینکه خداست که سبب را آفریده است و خداست که سبب را قرار داده است و خداست که از ما خواسته است از این وسائل و اسباب استفاده کنیم به هیچ وجه شرک نیست بلکه عین توحید است. در این جهت هیچ فرقی میان اسباب مادی و اسباب روحی میان اسباب ظاهری و اسباب معنوی میان اسباب دنیوی و اسباب اخروی نیست منتهای امر اسباب مادی را از روی تجربه و آزمایش علمی می توان شناخت و فهمید که چه چیز سبب است؟ و اسباب معنوی را از طریق دین یعنی از طریق وحی و از طریق کتاب و سنت باید کشف کرد.

ثانیا هنگامی که انسان متوسل می شود یا استشفاع می کند باید توجهش به خدا و از خدا به وسیله و شفیع باشد زیرا چنان که گفتیم شفاعت واقعی آن است که مشفوع عنده شفیع برانگیخته است برای شفاعت و چون خدا خواسته و رضایت داده است شفیع شفاعت می کند بر خلاف شفاعت باطل که توجه اصلی به شفیع است برای اینکه اثر بر روی مشفوع عنده بگذارد لهذا مجرم در این وقت همه توجهش به شفیع است که برود با قدرت و نفوذی که در مشفوع عنده دارد او را راضی گرداند پس اگر توجه اصیل به شفیع باشد و از ناحیه توجه به خدا پیدا نشده باشد شرک در عبادت خواهد بود.

عبادت این است که انسان در برابر موجودى خضوع کند که او را خالق جهان و رازق انسان و بخشنده و بخشاینده بداند، و لااقل تصور کند که برخى از کارهاى خدا به او سپرده شده است، چنان که مشرکان، چنین تصوّرى مى کردند. این نوع خضوع از آن خدا است و شایسته هیچ موجودى نیست و لذا مى گوییم: (إیّاک نعبد)، «فقط تو را مى پرستیم»

فعل خدا دارای نظام است اگر کسی بخواهد اعتناء به نظام آفرینش نداشته باشد گمراه است. به همین جهت است که خدای متعال گناهکاران را ارشاد فرموده است که در خانه رسول اکرم صلی الله علیه و آله بروند و علاوه بر این که خود طلب مغفرت می کنند از آن بزرگوار بخواهند برای ایشان طلب مغفرت کند.

قرآن کریم می فرماید: ولو انهم اذ ظلموا انفسهم جاءوک فاستغفروا الله لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما. (نساء/ 64)

«و اگر ایشان هنگامی که (با ارتکاب گناه) به خود ستم کردند نزد تو می آمدند و از خدا آمرزش می خواستند و پیامبر هم برایشان طلب مغفرت می کرد خدا را توبه پذیر مهربان می یافتند.»

آری، به عمل صالح و تقوای فقط، نمی توان تکیه کرد همان طوری که رسول اکرم صلی الله علیه و آله در آخرین روزهای زندگی پاکشان فرمودند: «نجات دهنده دیگری نیست جز عمل و دیگر رحمت خدا».

گفته اند: توسل به ارواح مقدسه، نوعى پرستش آنهاست، از این جهت با توحید عبادى که تنها پرستش خداست، منافات دارد! پرسشی است که حضرت آیت الله العظمی سبحانی به آن در پایگاه خود پاسخ داده اند. متن پاسخ ایشان به این شرح است:

نخست باید «عبادت و پرستش» را توضیح داد، آن گاه به مسأله «توسل» و این که با توحید در پرستش منافات دارد یا ندارد، پرداخت.

عبادت این است که انسان در برابر موجودى خضوع کند که او را خالق جهان و رازق انسان و بخشنده و بخشاینده بداند، و لااقل تصور کند که برخى از کارهاى خدا به او سپرده شده است، چنان که مشرکان، چنین تصوّرى مى کردند. این نوع خضوع از آن خدا است و شایسته هیچ موجودى نیست و لذا مى گوییم: (إیّاک نعبد)، «فقط تو را مى پرستیم».

ولى خضوع در برابر موجودى که او را بنده شایسته خدا بداند، و هرگز تصور نکند که او خداى جهان است و یا کسى است که کارهاى جهان به او تفویض و واگذار شده، فقط تکریم و احترام است، مانند تکریم پدر و مادر و تکریم معلم و استاد و تکریم امیران و رهبران و... .

با توجه به این تعریف، توسل، یعنى درخواست دعا از انسان والامقام، ارتباطى با پرستش او ندارد، به دلیل این که در همین جهان، از همین انسان هاى والا درخواست دعا مى شود، حتى خدا امر کرده که به سراغ آنها برویم و آنها در حق ما استغفار کنند. (سوره نساء، آیه 64)

نقطه حساس تفسیر عبادت است، باید دید نگرش متوسّل به پیامبران و امامان چگونه است؟ هرگاه آنان را بندگان صالح و والاى خدا بداند، هر نوع خضوع درباره آنان، تکریمى بیش نخواهد بود. و توسل به آنان جز این نیست که از آنان بخواهد که در حق او دعا کنند زیرا دعاى آنان مستجاب مى گردد.

فرآوری: آمنه اسفندیاری  

بخش اعتقادات شیعه تبیان


منابع:

سایت حوزه

سایت شفقنا

 

مطالب مرتبط:

چرا تأثیر توسل کم شده است؟

گونه های توسل در قاموس علما و اندیشمندان اسلامی 1

توسل به اموات! (1)

 



دُرنیوز
روز قیامت، هم روز جمع است که مردم یک جا براى حسابرسى جمع مى‏شوند و هم روز فصل است که بعد از محاکمه، هر یک جداگانه به جایگاه خود مى‏روند. ]]>

به علم و دانشت مغرور نشو

روز قیامت، هم روز جمع است که مردم یک جا براى حسابرسى جمع مى‏شوند و هم روز فصل است که بعد از محاکمه، هر یک جداگانه به جایگاه خود مى‏روند.


رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ (آل عمران ـ 8)

(راسخان در علم مى‏گویند:) پروردگارا! پس از آن که ما را هدایت کردى، دل هاى ما را به باطل مایل مگردان و از سوى خود، ما را رحمتى ببخش. به راستى که تو خود بسیار بخشنده‏اى.

رَبَّنا إِنَّکَ جامِعُ النَّاسِ لِیَوْمٍ لا رَیْبَ فِیهِ إِنَّ اللَّهَ لا یُخْلِفُ الْمِیعادَ (آل عمران ـ 9)

(راسخان علم در ادامه دعا گویند:) پروردگارا! همانا تو مردم را براى روزى که در آن شکى نیست گرد آورى. همانا خداوند وعده‏ى خود را تخلّف نمى‏کند.

در آیه قبل سخن از راسخان در علم بود و این دو آیه دعاهای آنها را در محضر پروردگار بررسی می کند. با اینکه لفظ راسخون در علم در آیه 7 آمده بود و مربوط به مقاله قبل بود ولی با توجه به مضامین این آیات که درخواست آنها از پروردگار است ترجیح دادیم در این مقاله به توضیح مختصری در این مورد بپردازیم:

 

"راسخون در علم" چه کسانى هستند؟

در قرآن مجید در دو مورد، این تعبیر به کار رفته است یکى در آیه 7 سوره آل عمران و دیگرى در سوره نساء آیه 162 آنجا که مى‏فرماید: "لکِنِ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَ الْمُوْمِنُونَ یُوْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ"، "دانشمندان و راسخان در علم از اهل کتاب، به آنچه بر تو نازل شده و آنچه پیش از تو نازل گردیده است ایمان مى‏آورند".

همان طور که از معنى لغوى این کلمه استفاده مى‏شود منظور از آن، کسانى هستند که در علم و دانش، ثابت قدم و صاحب‏ نظرند.

البته مفهوم این کلمه یک مفهوم وسیع است که همه دانشمندان و متفکران را در بر مى‏گیرد، ولى در میان آنها افراد ممتازى هستند که درخشندگى خاصى دارند و طبعاً در درجه اول، در میان مصادیق این کلمه قرار گرفته‏اند و هنگامى که این تعبیر ذکر مى‏شود قبل از همه نظرها متوجه آنان مى‏شود.

"پیامبر خدا بزرگ‏ترین راسخان در علم بود و تمام آنچه را خداوند بر او نازل کرده بود از تاویل و تنزیل قرآن مى‏دانست، خداوند هرگز چیزى بر او نازل نکرد که تاویل آن را به او تعلیم نکند و او و اوصیاى وى همه اینها را مى‏دانستند"

و اگر مشاهده مى‏کنیم در روایات متعددى "راسخون فى العلم" به پیامبر گرامى اسلام صلی الله علیه و آله و ائمه هدى علیهم السلام تفسیر شده، روى همین نظر است، زیرا بارها گفته‏ایم که آیات و کلمات قرآن مفاهیم وسیعى دارد که در میان مصادیق آن افراد نمونه و فوق العاده‏اى دیده مى‏شود که گاهى در تفسیر آنها تنها از آنان نام مى‏برند.

در اصول کافى از امام باقر یا امام صادق علیهما السلام نقل شده است که فرمودند:

"پیامبر خدا بزرگ ‏ترین راسخان در علم بود و تمام آنچه را خداوند بر او نازل کرده بود از تأویل و تنزیل قرآن مى‏دانست، خداوند هرگز چیزى بر او نازل نکرد که تأویل آن را به او تعلیم نکند و او و اوصیاى وى همه اینها را مى‏دانستند".

روایات فراوان دیگرى در کتاب اصول کافى (اصول کافى، جلد 1 صفحه 213) و سایر کتب حدیث در این زمینه آمده است که نویسندگان تفسیر "نور الثقلین" و تفسیر "برهان" در ذیل این آیه آنها را جمع ‏آورى نموده‏اند و همان طور که اشاره شد تفسیر "راسخون فى العلم" به پیامبر صلی الله علیه و اله و ائمه هدى علیهم السلام منافاتى با وسعت مفهوم این تعبیر ندارد، لذا از ابن عباس نقل شده که مى‏گفت: من هم از راسخان در علم هستم، منتها هر کس به اندازه وسعت دانشش از اسرار و تأویل آیات قرآن، آگاه مى‏گردد و آنان که علمشان از علم بى‏ پایان پروردگار سرچشمه مى‏گیرد طبعاً به همه اسرار و تأویل قرآن آشنا هستند در حالى که دیگران تنها قسمتى از این اسرار را مى‏ دانند.

بعد از توضیحات مختصری که درباره راسخون در علم از آیه قبل باقی مانده بود و بهتر دیدیم که در ذیل این آیات تقدیم شما کنیم به تفسیر دو آیه 8 و 9 می پردازیم:

علم

رهایى از لغزش‏ها

از آنجا که آیات متشابه  و اسرار نهانى آن ممکن است لغزشگاهى براى افراد گردد، و از کوره این امتحان، سیه ‏روى در آیند، راسخون در علم و اندیشمندان با ایمان، علاوه بر به کار گرفتن سرمایه‏هاى علمى خود در فهم معنى این آیات به پروردگار خویش پناه مى‏برند، و این دو آیه که از زبان راسخون در علم، مى‏باشد روشنگر این حقیقت است.

بسیارند دانشمندانى که غرور علمى، آنان را از پاى در مى‏آورد و یا وسوسه‏هاى شیاطین  و هواى نفس آنها را به بیراهه‏ها مى‏کشاند، اینجا است که باید خود را به خدا سپرد و از او هدایت خواست.

حتى در بعضى از روایات آمده است که شخص پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نیز خود را به خدا مى‏سپارد، و بسیار این دعا را تکرار مى‏کرد: یا مقلب القلوب ثبت قلبى على دینک‏ : "اى کسى که دل ها را مى‏گردانى قلب من را بر دین خودت ثابت بدار". (تفسیر مراغى، جلد 3 صفحه 102)

و از آنجا که عقیده به معاد و توجه به روز رستاخیز از هر چیز براى کنترل امیال و هوس‏ها  موثرتر است، راسخون در علم به یاد آن روز مى‏افتند، و مى‏گویند: "پروردگارا! تو مردم را در آن روزى که تردیدى در آن نیست جمع خواهى کرد زیرا خداوند از وعده خود تخلف نمى‏کند".

و به این ترتیب از هوى و هوس ها و احساسات افراطى که موجب لغزش مى‏گردد خود را بر کنار مى‏دارند.

آرى این گونه افراد هستند که مى‏توانند آیات خدا را آنچنان که هست بفهمند و از انحراف در امان بمانند (در حقیقت آیه اول اشاره به ایمان کامل آنها به مبدأ است، و آیه دوم اشاره به ایمان راسخ آنها به معاد).

اگر مشاهده مى‏کنیم در روایات متعددى "راسخون فى العلم" به پیامبر گرامى اسلام صلی الله علیه و آله و ائمه هدى علیهم السلام تفسیر شده

پیام‏های آیه 8:

1ـ به علم و دانش خود مغرور نشویم، از خداوند هدایت بخواهیم. «رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا ...»

2ـ نشانه‏ى علم واقعى و رسوخ در علم، توجّه به خدا و استمداد از اوست. «إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ»، «رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا»

محور هدایت و گمراهى، قلب و افکار انسانى است. «لا تُزِغْ قُلُوبَنا»

4ـ در خط قرار گرفتن خیلى مهم نیست، از خط خارج نشدن بسیار اهمیّت دارد. «بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنا ...»

5ـ هدیه و هبه‏ى دائمى و بى‏ منّت، مخصوص اوست. «إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ»

 

پیام‏های آیه 9:

1ـ راسخان در علم، به آینده و قیامت چشم دوخته‏اند. «إِنَّکَ جامِعُ النَّاسِ لِیَوْمٍ ...»

توجّه به حالات روحى در دنیا «لا تُزِغْ قُلُوبَنا» و پاسخ گویى به اعمال در آخرت، نشانه‏ى دانشمندان واقعى است. «لِیَوْمٍ لا رَیْبَ فِیهِ»

3ـ روز قیامت، هم روز جمع است که مردم یک جا براى حسابرسى جمع مى‏شوند «جامِعُ النَّاسِ» و هم روز فصل است که بعد از محاکمه، هریک جداگانه به جایگاه خود مى‏روند. «إِنَّ یَوْمَ الْفَصْلِ کانَ مِیقاتاً» (نبأ، 17)

4ـ راسخان در علم به قیامت یقین دارند، «لا رَیْبَ فِیهِ» چون به وفاى خداوند یقین دارند. «لا یُخْلِفُ الْمِیعادَ»

آمنه اسفندیاری

بخش قرآن تبیان


منابع:

تفسیر نور، ج 2

تفسیر نمونه، ج 2

تفسیر مراغى، جلد 3

اصول کافى، جلد 1

 

مطالب مرتبط:

درباره از دماغ فیل افتاده هایی که همه را ریز می بینند الا خودشان را

به خدا هم مغرور نباشیم

ما چرا مغروریم؟!

هر چقدر بخواهد شفاعت می‌کند!

سه اشتباه مهلک شیطان

راسخون در علم چه کسانی هستند؟

UserName



دُرنیوز
وقتی می گوید: به دلم نمی چسبد، یعنی پیغمبر و خدا شما دروغ می گویید، پاک نشد. ]]>

گروهی که گرفتار وسوسه های شیطانی اند!

اسراف

وقتی می‌گوید: به دلم نمی‌چسبد، یعنی پیغمبر و خدا شما دروغ می‌گویید، پاک نشد.. قرآن راجع به وسواسی حرف‌های زیادی زده است.


بحث صرفه‌ جویی بر اساس یک عقایدی است که قرآن می‌فرماید: «بَعْضُکُمْ مِنْ بَعْضٍ» (آل‌عمران/195) یعنی من از شما هستم و شما از من هستید. اگر به این آیه عمل کنیم حاضر نیستیم، هرچه دلمان می‌خواهد از چاه آب بکشیم و بگوییم: زمین خودم است.

 

جلوگیری از اسراف، وظیفه همگانی

ما باید همگی یک شهردار باشیم، اگر یک پوست خیار دیدیم، کنار بزنیم که یک نفر زمین نخورد. نگوییم وظیفه من نیست، به من ابلاغ نشده! ابلاغ نشده معنی ندارد. مومن ابلاغ نمی‌خواهد. مومن یک چیزی را که دید، خودش احساس وظیفه می‌کند. «بَعْضُکُمْ مِنْ بَعْضٍ»

اگر دیدیم کسی کار خطایی می کند، بیت المالی را از بین می برد باید تذکر دهیم، و او هم حق ندارد بگوید به شما ربطی ندارد چرا که به فرمایش قرآن هر کدام از ما بر یکدیگر ولایت داریم: «وَ الْمُوْمِنُونَ وَ الْمُوْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْض‏» (توبه/71) من بر شما ولایت دارم، شما هم بر من ولایت دارید.

فضولی نکن، این فضولی هاش به شما نیامده در دین نداریم: «یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوف‏» فضولی نکن معنی ندارد. آب برای همه است. هوای تاکسی برای همه است. مگر کسی می‌تواند در تاکسی سیگار بکشد؟ اینجا بحث اکثریت هم نیست، مثل انتخابات نیست. اگر در یک اتاقی نه نفر سیگار بکشند، یک نفر سیگار نکشد، نه نفر باید بیرون بروند. نباید بگویند: تو یک نفر هستی و ما نه نفر. من یک نفر هستم ولی حق با من است. من حق دارم هوای سالم بخورم. شما نه نفر حق ندارید هوای مرا دودی کنید.

قرآن می‌گوید: «بَعْضُکُمْ مِنْ بَعْضٍ» همه از همدیگر هستیم. وقتی آب کم می‌شود باید کشاورز هم فکر کند من چه بکارم مصرف آب کم شود.

بیش از نود درصد آب‌ها برای کشاورزی است. در کشاورزی چه کشتی بکارم که آب کمتری مصرف کنم؟ اگر کشاورز یک چنین دغدغه ای داشته باشد، خدا به کشاورزی‌اش برکت  می‌دهد.

اگر دیدیم کسی کار خطایی می کند، بیت المالی را از بین می برد باید تذکر دهیم، و او هم حق ندارد بگوید به شما ربطی ندارد چرا که به فرمایش قرآن هر کدام از ما بر یکدیگر ولایت داریم: «وَ الْمُوْمِنُونَ وَ الْمُوْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْض‏» من بر شما ولایت دارم، شما هم بر من ولایت دارید

مقدم داشتن مصلحت جامعه بر منافع فردی

خدا به موسی گفت: می‌دانی چرا تو را پیغمبر کردم؟ در تو سوزی بود که در دیگران نبود. ممکن است یک کشاورزی سود بیشتری داشته باشد. بگوید: من اگر این کار را کنم، سود من بیشتر است. اما چون مصرف آب زیادتر است و امسال هم ممکن است آب کم باشد، من کشاورزی‌ام را عوض می کنم. اگر خدا این نیت پاک را از این کشاورز ببیند، ببینید امدادهای خدا  چه می کند.  

در هر صنف و کاری این قانون برقرار است، این ها را دست کم نگیریم. جدی روی این ها فکر کنیم.

 

باور قلبی به دستورات الهی

ما در قرآن دو دخول داریم. یک دخول داریم که مردم داخل دین می‌شوند. «یَدْخُلُونَ فی‏ دینِ اللَّهِ أَفْواجاً» (نصر/2) فوج فوج می‌آیند.

یک آیه داریم می‌گوید: شما هنوز باورتان نشده است. «وَ لَمَّا یَدْخُلِ الْإیمانُ فی‏ قُلُوبِکُم‏» (حجرات/14) نزد پیغمبر آمدند گفتند: ما مومن هستیم. فرمود: نگویید: مومن هستیم، بگویید: مسلمان هستیم. هنوز اسلام در دل شما نرفته که مومن شوید. شما داغ شدید، اما پخته نشدید. هر داغی سرد می‌شود، ولی هیچ پخته‌ای خام نمی‌شود.

باورمان شود که این برق برای همه است. باورمان شود ایران برای همه است. آب و برق و آسفالت و وسایل نقلیه عمومی، شهر، هوا و ... برای همه است.

وسواس

وسواسی، گرفتار وسوسه‌های شیطانی

بیشترین آبی که مصرف می‌شود توسط وسواسی‌ها هم هست.

اول می‌گوییم: خداوند، بعد می‌گوییم: پیامبران، بعد می‌گوییم امامان، بعد می‌گوییم: مراجع تقلید. بعد می‌گوییم: همه دروغ می‌گویند، دروغ دروغ دروغ! چرا؟ برای اینکه خدا می‌گوید: پاک شد، وسواسی می‌گوید: پاک نشد. یعنی خدایا دروغ می‌گویی. پیغمبر می‌گوید: پاک شد، وسواسی می‌گوید: پاک نشد. یعنی دروغ می‌گویی. امام و مراجع می‌گویند: پاک شد، وسواسی می‌گوید: دروغ می‌گویی. لازم نیست به زبان بگوید: دروغ می‌گویی. وقتی می‌گوید: به دلم نمی‌چسبد، یعنی پیغمبر و خدا و شما دروغ می‌گویید، پاک نشد.

 

اسراف، مصرف نابجای امکانات

حدیث داریم «مَنْ أَعْطَى فِی غَیْرِ حَقٍّ فَقَدْ أَسْرَفَ» (بحارالانوار/ج16/ص261) هر پولی که در غیر حق مصرف کنید، اسراف است.

حضرت امیر می‌فرماید: نوک قلمت را تیز کن، کلمات را کنار هم بچسبان که زیاد کاغذ مصرف نکنی.

اگر کسی با لباس مهمانی در خانه زندگی کند، این اسراف است. حدیث داریم «إِنَّمَا السَّرَفُ أَنْ تَجْعَلَ ثَوْبَ صَوْنِکَ ثَوْبَ بِذْلَتِکَ» (کافی/ج6/ص441)

راحت ترین اسراف‌ها این است که آب را دور بریزیم.

اسراف این است که هرچه دوست داری بخوری. اگر چیزی برای بدن مفید است، اسراف نیست. «لَیْسَ فِیمَا أَصْلَحَ الْبَدَنَ إِسْرَاف‏» (کافی/ج4/ص53) یک نفر گردو می‌خورد، گران است. مغز پسته می‌خورد، گران است ولی اگر چیزی صرف بدنت شد، که برای بدن مصلحت است، این اسراف نیست.

 

اسراف در مراسم عروسی و عزا

گاهی مرده‌ها اسراف می کنند. تا زنده بود اسراف کرده است، حالا هم که می‌میرد می‌گوید: مرا کجا خاک کنید. تو عمل صالح انجام بده، هرجا هستی با اهل‌بیت محشور می‌شوی.

امام زین العابدین می‌گوید: خدایا «وَ حَصِّنْ رِزْقِی مِنَ التَّلَف‏» خدایا رزق مرا از اینکه هدر برود، مراقبت کن، یعنی خدایا یادم بده کجا پول خرج کنم

عمل صالح هم این است که چهار خانه برای آدم بی‌خانه بگیری. وام بدهی، برای استخوان پوسیده برای چه وصیت می‌کنیم؟ خرید مقبره، برای کسی که دور تا دورش فقیر هستند. در فامیلش ده ها جوان بی‌مسکن است. این برای استخوان‌های پوسیده خودش مقبره گران می‌خرد. دسته گل هایی که برای مرده‌ها می‌بریم!

عروسی ها را که دیگر چه بگوییم؟ در عزاداری که چه بگوییم؟ در مصرف عمر چه بگوییم؟

امام زین العابدین می‌گوید: خدایا «وَ حَصِّنْ رِزْقِی مِنَ التَّلَف‏» (صحیفه/ص98) خدایا رزق مرا از اینکه هدر برود، مراقبت کن، یعنی خدایا یادم بده کجا پول خرج کنم.

«وَ اَصِب بِی» به من اصابت کن «سَبِیلَ الْهِدَایَةِ لِلْبِرِّ فِیمَا أُنْفِقُ مِنْهُ» یادم بده کجا پول خرج کنم.

 

ضامن بودن اسرافکار در برابر محرومان

قرآن به فرعون مسرف گفته است. «مِنَ الْمُسْرِفین‏» (دخان/31) کسی که اسراف کند رگ فرعون در بدنش است. «إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفینَ» (اعراف/31)      

مسرف محبوب خدا نیست. «وَ أَهْلَکْنَا الْمُسْرِفینَ» (انبیاء/9)، «وَ أَنَّ الْمُسْرِفینَ هُمْ أَصْحابُ النَّارِ» (غافر/43)

فرآوری: زهرا اجلال

بخش قرآن تبیان  


منبع: بیانات حجت الاسلام قرائتی

 

مطالب مرتبط:

آیا داشتن لباس‌های متعدد اسراف است؟

مهمترین عامل نابودی خیر و برکت

انفاق بیش از حد، اسراف است

آیا برادر شیطان را می شناسید ؟

کلینیک اینترنتی رایگان (14)

چگونه از امکاناتمان بهتر استفاده کنیم؟

قرآن، پرچمدار اصلاح الگوی مصرف

غسل و وضوهای بی ثمر

معناى "اسراف" و" اقتار"

الگوی مصرف و تساویل ابلیس

مهمترین اقدام در شرایط سخت اقتصادی

انواع اسراف از دیدگاه قرآن

شیطان توی جلد وسواسی

افراد وسواسی عبد شیطان‌اند!

آیا من هم وسواسی هستم؟!

دلم می گوید این کار را بکنم یا نکنم!

به خاطر عبادت جهنمی نشوی !

دو عامل نابود کننده جامعه

پیامدهای اسراف در زندگی

 

صوت مرتبط:

میانه روی

اسراف کاری

وسواس

دو گناه نابودگر

علاج وسوسه(1)

وسواس، بیماری قابل درمان

وسواس

 

فیلم مرتبط:

شکایت از پریشانی و وسواس

 



دُرنیوز
«سفیر» فیلمی است که می توان گفت آغازگر حرکتی جسورانه در حوزه فیلم سازی درباره قیام کربلا بود. اگرچه امکانات آن سال ها و محدویت های که در این باره وجود داشت دست کارگردان این اثر را بسته بود؛ اما بی انصافی است اگر یادمان برود که این فیلم در چه شرایط و با چه ]]>

سفیر چگونه ساخته شد؟


«سفیر» فیلمی است که می‌توان گفت آغازگر حرکتی جسورانه در حوزه فیلم‌سازی درباره قیام کربلا بود. اگرچه امکانات آن سال‌ها و محدویت‌های که در این باره وجود داشت دست کارگردان این اثر را بسته بود؛ اما بی‌انصافی است اگر یادمان برود که این فیلم در چه شرایط و با چه امکاناتی ساخته و پخش شد.

سفیر چگونه ساخته شد؟

اسماعیل فریبرز صالح یا همان «فریبرز صالح» دو سال پیش گفت و گویی انجام داد و خاطرات سال های دور را مرور کرد:

حکایت ساخته شدن «سفیر» از کجا آغاز شد؟

سفیر یک فیلم‌نامه نیم‌ساعته تلویزیونی بود که قرار بود عده‌ای آن را به صورت 16 میلیمتری بسازند. بعد فیلم‌نامه را به من دادند که بسازم. من خیلی با مدیون تلویزیون آشنایی نداشتم، اما وقتی فیلم‌نامه را مطالعه کردم دیدم جای زیادی برای کار کردن دارد به همین دلیل پیش آقای حداد عادل که آن زمان در تلویزیون بودند رفتم و این موضوع را با ایشان در میان گذاشتم. ایشان هم موافقت کردند و گفتند تا جایی که می‌شود، مفصل به این ماجرا بپردازید.

سفیر زمانی ساخته شد که هم روی سینما حساسیت وجود داشت و هم روی به تصویرکشیده شدن واقعه‌ای مثل کربلا و حواشی آن. با این شرایط کارتان برای آغاز فیلم‌برداری مشکل نبود؟

زمان ساخته شدن این فیلم خیلی‌ها آیه یاس می‌خواندند که در این کشور و با امکاناتی که دارد نمی‌شود فیلم ساخت با این که حساسیت‌ها روی این فیلم زیاد خواهد بود و از این حرف‌ها. اما من از ساختن سفیر هدف داشتم و گوشم به این حرف‌ها بدهکار نبود. من می‌خواستم در شرایطی که زمان قطب‌زاده بود و خیلی‌ها از فیلم‌ها را از برده سینما پایین می‌کشیدند. و به جای آن‌ها فیلم‌ بسازم برای حکومت و برآمده از حکومت؛ فیلمی که درخور انقلاب باشد. با تمام این‌‌ها این فیلم کار اول من بود و من می‌خواستم طوری این فیلم را بسازم که بتوانم فیلم‌های دیگری هم در سینمای بعد از انقلاب کارگردانی کنم.

برای خود من این شبهه وجود داشت که آیا به دلیل محدودیت‌هایی که برای روایت داشته‌اید، به جای شخصیت مسلم بن‌عقیل، سراغ دیگر سفیر امام حسین (ع) رفته‌اید یا دلیل دیگری برای انتخاب وجود داشته است؟

خیر. فیلم‌نامه‌ای که به دست رسید. از ابتدا مربوط به همین شخصیت (قیس) بود. مضاف براین که من جسته و گریخته از پدرم راجع به شخصیت قیس شنیده بودم. اما وقتی به متون تاریخی مراجعه کردم. دیدم که راجع به این شخصیت چیز زیادی نوشته نشده است و آن‌قدر این شخصیت مهجور مانده که آدم احساس وظیفه می‌کند او را بیشتر بشناساند. اساساً می‌خواستم به این شخصیت بپردازم نه کل وقایعی که در آن برهه از زمان رخ داده است؛ به همین دلیل بود که تصمیم گرفتم فیلمی وسیع‌تر از یک فیلم نیم‌ساعته تلویزیونی درباره این شخصیت بسازم.

زمان ساخته شدن این فیلم خیلی‌ها آیه یاس می‌خواندند که در این کشور و با امکاناتی که دارد نمی‌شود فیلم ساخت با این که حساسیت‌ها روی این فیلم زیاد خواهد بود و از این حرف‌ها. اما من از ساختن سفیر هدف داشتم و گوشم به این حرف‌ها بدهکار نبود.

چیزی از روزهای اکران فیلم و واکنش‌ها به خاطر دارید؟

همه چیز را. درست به‌خاطر دارم که اولین شب اکران فیلم «سفیر» در سینما آزادی، شیشه‌های سینما آزادی به‌خاطر ازدیاد جمعیت شکسته شد و مردم برای دیدن «سفیر» از در و دیوار سینما آزادی بالا می‌رفتند و در نهایت فروش بسیار خوبی هم داشت.

برای شما به عنوان یک کارگردان فیلم اولی احتمالاً این خیلی خوشحال‌کننده بوده.

می‌دانید خوشحالی من بیشتر از چه بابت بود؟ اینکه آن‌قدر فیلم سروصدا کرده بوده که شخص امام خمینی (رحمت‌الله علیه) این فیلم را دوباره دیدند. بعد از آن هم آیت‌الله خامنه‌ای که در آن زمان رئیس‌جمهور بودند، به همراه هیأت همراه این فیلم را دیدند و جالب است بدانید که ایشان تنها کسی بودند که آشنایی کامل با شخصیت قیس‌بن مسهر داشتند.

بازخورد منفی داشتید؟

خود فیلم باز خورد منفی نداشت، اما دردسرهای زیادی برای من ایجاد کرد.

سفیر چگونه ساخته شد؟

چرا دردسر؟

خوب فیلم در زمانی ساخته شد که بضاعت سینمای ایران خیلی کم بود و فیلم «سفیر» در نوع خودش حرکت بسیار بزرگی انجام داده بود. سروصدایی که فیلم برایم درست کرد، دوست و دشمن را هم به من شناساند و این کمی دردسرساز بود. یادم هست یک روز مرحوم ملاقلی‌پور به من گفت: وقتی این فیلم را دیدم خیلی دلم می‌خواست که جای تو بودم، این فیلم خیلی ارزنده است. خب این نهایت لطف ایشان بود که به این صورت بروز داده شد، اما در کنار این کسانی هم حسادت می‌کردند و چیزهایی را علم کردند که فقط حاشیه‌ساز بود.

در سال‌های پس از «سفیر» این‌قدر کم‌کار بوده‌اید؟

کم‌کاری من بیشتر به دلیل این است که نمی‌خواهم آبروی حرفه‌ای خودم را زیر سوال ببرم. تا الان فیلم‌ها و سریال‌ها مختلفی به من پیشنهاد شده که وقتی شرایط و بودجه را اعلام کرده‌ام. همکاری را ادامه نداده‌اند و من هم آدمی نیستم که بخواهم سرهم بندی کنم و سرسری یک‌چیزی بسازم که ساخته باشم. سینما جدی است و باید به آن جدی نگاه شود. ولی الان نگاه به فیلم‌سازی این‌طوراست که حال بودجه‌ای بگیریم و برویم شهرستان و کیف وحالی بکنیم، اگر قرار باشد با هر بوجه‌ای یک فیلم بسازیم، می‌شود ان چیزی که الان در سینما رخ داده و فیلم مثل قارچ تولید می‌شود. علاوه‌بر اینکه من آبروی حرفه‌ای خودم را از سر راه نیاورده‌ام که با بودجه‌های خنده‌دار بخواهم فیلم بسازم. فیلم را هم به نام کارگردان می‌شناسند و من خودم را به خاطر دیگران ضایع نمی‌کنم.

بخش سینما و تلویزیون تبیان


منبع: پنجره



دُرنیوز
تبیان -   -  اقتصادی -  2 ساعت و 3 دقیقه پیش
هر اتفاقی که در آن پول رد و بدل شود به اقتصاد ربط دارد، حتی در ایام سوگواری محرم. نذری های فراوان، پول مداح ها و سخنرانان، برپا کردن چادر هیات عزاداری و وسایل عزاداری از جمله مواردی است که برای پول پرداخت می شود. ]]>

عزاداری با سنج چینی و طبل ژاپنی!


هر اتفاقی که در آن پول رد و بدل شود به اقتصاد ربط دارد، حتی در ایام سوگواری محرم. نذری های فراوان، پول مداح ها و سخنرانان، برپا کردن چادر هیات عزاداری و وسایل عزاداری از جمله مواردی است که برای پول پرداخت می شود.
محرم، طبل و پارچه سیاه

موضوع عزاداری محرم یکی از رسومی است که مخصوص ما ایرانی ها است و طبیعی است تولید و بازار محرم نیز برای ایران باشد و حتی به کشورهایی که شیعیان در آن به عزاداری می پردازند مانند پاکستان، افغانستان وعراق صادرات وسائل و لوازم عزاداری داشته باشیم اما حقیقت چیز دیگری است؛ ما حتی برای مراسم عزاداری امام حسین (ع) باید واردات داشته باشیم چون تولیدکنندگان آن را به صرفه نمی دانند!

این برای اقتصاد ما فاجعه است که در ایام عزاداری باید طبل های ژاپنی و سنج های ایتالیایی و پرچم های چینی نقش اساسی ایفا کنند. مدتی پیش رییس اتحادیه فروشندگان لوازم صوتی و تصویری گفت: "برخی از محصولات فرهنگی ایام محرم داخلی است اما بخش اعظم آن از چین وارد می‌شود چون تولید آنها در داخل صرفه اقتصادی ندارد. البته امیدوارم روزی تمام این محصولات در کشور تولید شود و با مبانی قانونی کشورمان نیز مطابقت داشته باشد.به دلیل این‌که بیشتر محصولات ایام محرم مثل طبل و سنج از مبادی غیرقانونی وارد می‌شود، قیمت مشخصی ندارد و نمی‌توان تعرفه ای را برای آن تعیین کرد. نمی‌توان گفت چند درصد از محصولات فرهنگی محرم وارداتی و چه میزان صادراتی است، گفت: بورس فروش محصولات ایام محرم در میدان بهارستان و میدان امام خمینی است و مردم می‌توانند برای تهیه این لوازم به این مراکز مراجعه کنند."

البته موضوع فقط وسایل و ادوات محرم نیست چراکه آمارهای گمرک نشان می دهد که واردات از چین رشد قابل توجهی داشته است.

طی 6 ماه نخست امسال واردات از کشور چین به 9 /5 میلیارد دلار رسید که نسبت به مدت مشابه سال گذشته 61 درصد رشد نشان می‌دهد. در نیمه اول سال گذشته 6 /3 میلیارد دلار کالا از چین وارد کشور شده بود که آمار گمرک از افزایش 3/2 میلیارد دلاری واردات از این کشور در سال جاری حکایت دارد.  از لحاظ وزنی نیز واردات از کشور چین در نیمه نخست امسال 53 درصد افزایش یافته است. طبق آمار گمرک، چینی‌ها بیش از یک‌پنجم کل واردات ایران در نیمه نخست امسال را از لحاظ ارزش دلاری به خود اختصاص داده‌اند.

طبل‌ها در سه جنس چوبی، استیل و آهنی هستند که ایرانی و چینی آن بیشتر مورد استفاده قرار می‌گیرند. قیمت طبل‌ها از 60 هزار تومان شروع می‌شود و نوع ژاپنی آن که اصل بوده و خیلی کم است حدود سه تا چهار میلیون تومان قیمت دارد

قیمت ها چه می گوید؟

در میان وسایل عزاداری پرچم، ایرانی ترین کالاست. جالب اینکه در سال های گذشته حتی پرچم ایران در چین تولید می شد اما با سرمایه گذاری صورت گرفته تولیدات پرچم عزاداری آن قدر زیاد شده که واردکنندگان از ثبت سفارش پرچم خودداری کردند. پرچم می تواند سرآغاز افزایش تولیدات و کاهش واردات محرم باشد.

بورس فروش وسایل عزاداری در تهران در میادین بهارستان و امام خمینی(ره) است و حتی از این میادین برای سایر نقاط کشور سنج، طبل، پرچم، سایدارم و دیگر لوازمی که به عزاداری محرم مربوط می شود، پرداخته‌اند و مغازه‌ها حال و هوای دیگری دارند.

قیمت طبل ژاپنی 66 برابر ایرانی!

سایدرام (طبل کوچک) سه نوع چوبی، استیل و آهنی دارد که جنس چوبی و چینی آن حدود 170 هزار تومان و نوع ایرانی آن 100 هزار تومان قیمت دارد. سایدرام ایرانی با جنس آهنی 70 هزار تومان و نوع چینی آن 120 هزار تومان است و به‌طور کلی سایدرام ایرانی ارزان‌ترین و ژاپنی گران‌ترین آن است و حدود دو تا سه میلیون تومان فروخته می‌شود.

طبل‌ها در سه جنس چوبی، استیل و آهنی هستند که ایرانی و چینی آن بیشتر مورد استفاده قرار می‌گیرند. قیمت طبل‌ها از 60 هزار تومان شروع می‌شود و نوع ژاپنی آن که اصل بوده و خیلی کم است حدود سه تا چهار میلیون تومان قیمت دارد.

طبل‌ و سایدارم بنا به سایز، جنس و این‌که ساخت کدام کشور است، قیمت‌های متفاوتی دارند. سایز آنها براساس قطر دهنه طبل است که استیل، گران‌تر از جنس آهنی است.

محرم، طبل و پارچه سیاه

اغلب سنج‌ها خارجی و بیشتر ساخت کشور‌های آلمان، چین و ترکیه هستند.البته سنج ایرانی هم داریم که ضخامتش زیاد است و از 70 هزار تومان به بالا قیمت دارد. سنج ذینجان که ایتالیایی است گران‌تر از همه بوده و سایز بزرگ آن که 120 اینچ است و 700 هزار تومان قیمت دارد.

طبل دو متری (قطردهنه) معمولی 630 هزار تومان، طبل 140 استیل 310 هزار تومان، طبل 160 استیل 350 هزار تومان، طبل 28 معمولی 120 هزار تومان، طبل 24 استیل 85 هزار تومان، طبل 24 آهنی 65 هزار تومان، پوست طبل نقره‌ای 28 نیز 45 هزار تومان، پوست طبل 28 معمولی 25 هزار تومان، پوست طبل 600 نقره‌ای 70 هزار تومان، کمربند طبل 15 هزار تومان، دسته سنج 10 هزار تومان و شیپور بزرگ 140 هزار تومان فروخته می شود.

زنجیر نیز از 15 هزار تومان به بالا قیمت دارد.به گفته این فروشنده پرچم نیز در سه جنس نایلونی، مخمل و جیر عرضه می‌شود که قیمت‌های مختلفی دارد. پرچم‌های نایلونی معمولی متری 1500 تومان است، پرچم نیز مدل‌های مختلفی دارد که پرچم کتیبه دیواری متری 3000 تومان، پرچم با دسته چوبی 5000 تومان و پرچم که روی ماشین‌ها نصب می‌شود 2000 تومان است.

بازار داغ پیراهن مشکی با قیمت راکد

مدتی پیش رئیس اتحادیه خیاطان تهران از دو برابر شدن تقاضا برای دوخت پرچم سیاه ویژه ماه محرم خبر داد و گفت: قیمت انواع پرچم و پارچه‌های سیاه ویژه عزاداری ماه محرم نه تنها نسبت به سال پیش افزایش نیافته، بلکه در مواردی نیز کاهش یافته‌است.

حبیب طهماسبی نیک با بیان اینکه اعضای صنف اتحادیه خیاطان نسبت به امام حسین (ع) و مریدان حضرت ارادت ویژه‌ دارند، افزود: از این رو دوخت پارچه و پرچم‌های سیاه ایام محرم را بدون کوچکترین افزایش قیمتی انجام می‌دهند.

طی 6 ماه نخست امسال واردات از کشور چین به 9 /5 میلیارد دلار رسید که نسبت به مدت مشابه سال گذشته 61 درصد رشد نشان می‌دهد. در نیمه اول سال گذشته 6 /3 میلیارد دلار کالا از چین وارد کشور شده بود

همچنین رئیس اتحادیه پیراهن دوزان تهران با بیان اینکه بیشترین قیمت پیراهن مشکی برای ماه محرم 40 هزار تومان است، گفت: این قیمت نرخی است که مغازه‌داران و فروشندگان بر مبنای آن به پیراهن دوزان سفارش دوخت می‌دهند و نسبت به سال گذشته تقریبا ثابت مانده‌ است.

قیمت وسایل دیگر

در بناصر خسرو می توانید انواع زنجیر را بین 10 تا 27 هزار تومان تهیه کنید. پر علامت، 17 هزار تومان و 29 هزار تومان است. علامت از همه اجناس گران تر است. حداقل نرخ علامت یک میلیون تومان است و بسته به جنس، نوع و بزرگی آن تنوع بالایی دارد. گران ترین نوع علامت 500 میلیون تومان قیمت دارد. گفته می شود این علامت از فولاد و فنر ساخته شده است و در آن نقره هم به کار رفته است. علاوه بر این پارچه آن از ترمه است.

محسن جندقی

بخش اقتصاد تبیان


مطالب مرتبط:

اندر احوالات بازار ارز

چه کسی بازار را تنظیم می کند؟

کنترل بازار طلا با چه قیمتی؟!



دُرنیوز
چرا اینقدر برای عزاداری ها ثواب هست و چرا اینقدر سفارش شده و چرا اینقدر اصرار از ائمه طاهرین هست و مخصوصاً کسی که مکتب تشیع را فرهنگ دار کرد، یعنی امام باقر و امام صادق! درحالی که خودشان جلسه روضه می گرفتند و زن ها این طرف پرده و مردها آن طرف پرده و مداح ]]>


دُرنیوز
محرم امسال نیز فرارسید. طنین یا حسین و یا عباس و یا زینب در گوشه و کنار شهرها شنیده میآ شود. شهر در ماتم سید و سالار شهیدان فرو رفته است. دیگر صدای موسیقی و ترانه از ماشینها شنیده نمیآ شود. هر کس با هر اعتقاد و آیینی حرمت این ماه بزرگ را پاس میآ دارد. ]]>


دُرنیوز
مراسم عزاداری امام حسین علیه السلام از مهم ترین شعائر اسلامى است که هر سال باید با شکوه تر و با عظمت تر از سال گذشته برگزار شود. حتى در بعضى از شرایط براى حفظ آن از شرّ اجانب ممکن است جنبه وجوب کفایى به خود بگیرد و انجام آن رمز بقاى اسلام و مذهب اهل بیت(ع ]]>


دُرنیوز
همرزم شهید ابراهیم ذوالقدر از از عاشورای همسنگرش می گوید. ]]>


دُرنیوز
بیستمین نمایشگاه مطبوعات، خبرگزاری ها و پایگاه های خبری از 17 تا 23 آبان ماه با شعار «رسانه، آزادی مسئولانه» در محل مصلای امام خمینی (ره) برگزار می شود. ]]>


دُرنیوز
می دانید علامت های خدا فراموشی چیست؟ آنها را برایتان بشمارم و کمی کاربردی تر بحث کنیم. می دانید علامت آدم هایی که ارتباطشان با خدا ضعیف است چیست؟ ]]>

جرقه ای که محرم در‌ دل ما می زند!


می دانید علامت های خدا فراموشی چیست؟ می دانید ما به چندتا از آنها میتلاییم؟ کی می خواهیم به خودمان بیاییم؟ چگونه باید از این خواب غفلت بیدار شویم؟

کربلا

قرآن می فرماید آدم هایی که ارتباطشان با خدا ضعیف است، «وَ لاَیَزِیدُ الظَّالِمِینَ إَلاَّ خَسَاراً»[1]؛ وقتی قرآن می خوانند بدشان می آید. علاوه بر این که ارتباط خودشان با قرآن ضعیف است اگر کسی هم قرآن می خواند در وجود آنها اثر نمی گذارد. جوان های عزیز! ارتباطتان را با قرآن قوی کنید، سعی کنید حداقل روزی 5 آیه بخوانید و حفظ کنید، از حافظه هایتان بهره بگیرید. جزء سی ام را که آیات کوتاهی دارد به خاطر بسپارید. قرآن نورانیت عجیبی در زندگی انسان دارد. قرآن خودش نور است، قرآن منشأ نور است، قرآن کتاب انسان سازی است، گاهی یک آیه انسان را زیر و رو کرده است.

 

داستان ها و شواهدی پیرامون تأثیر قرآن در دل ها

مورد اول: جُبِیر مشرک است، پسرش در مدینه به دست مسلمان ها اسیر شده بود. پیغمبر خدا اعلام کرد هر کسی که پول (فدیه) بیاورد اسیرش را آزاد می کند. مقداری پول برداشت، آمد که فرزندش را ببرد. وقتی به مسجد رسید موقع نماز بود، صبر کرد تا پیغمبر نمازش تمام شود. اتفاقاً پیغمبر داشت سورة طور را می‌خواند، وقتی به این آیه رسید: «إِنَّ عَذَابَ رَبِّکَ لَوَاقِع. مَا لَهُ مِن دَافِع»[2]؛ عذاب واقع شدنی است، هیچ برو برگردی ندارد و کسی نمی تواند جلوی آن را بگیرد، جرقه ای در دلش زد – خوش به حال آنهایی که از این جرقه ها در دلشان می زند، و خوش به حال آنهایی که نمی گذارند این جرقه ها خاموش شود. گاهی دیده اید که انسان می خواهد به گونه ای آتش روشن کند، کاغذ یا چیز دیگری می آورد که ابتدا یک آتش کوچکی ایجاد شود، مواظب است که این آتش کوچک خاموش نشود؟ من این را به شما بگویم که محرم همان جرقه است. ماه رمضان همان جرقه است، به قول آن شخصیت غربی که گفته بود دو چیز در شیعه جلوی فعالیت ما را گرفته، یکی مرجعیّت شیعه و دیگری امام حسین و عاشورا است.

علت این که ما نتوانستیم بر شیعه غلبه کنیم یکی از دلایلش همین عاشورا و همین مجالس نصیحت و موعظه است. – جبیر همین که این آیه را شنید جرقه ای در دلش زد. خدمت پیامبر آمد و گفت: یا رسول الله، این چه بود خواندید؟ پیغمبر اکرم فرمودند: این آیة قرآن بود. گفت: می شود یک بار دیگر بخوانید؟ پیغمبر یک بار دیگر این آیه را خواند. گفت: یا رسول الله! من مسلمان شدم، همین یک آیه مرا بس است. مسلمان شد، مشرک آمد، مسلمان برگشت. مشرک آمد موحد برگشت، به چه؟ با یک آیه از قرآن.

شخصیت غربی که گفته بود دو چیز در شیعه جلوی فعالیت ما را گرفته، یکی مرجعیّت شیعه و دیگری امام حسین و عاشورا است

مورد دوم: سید قطب، صاحب تفسیر «فی زلال القرآن» می گوید: من به همراه پنج نفر با کشتی از مصر به آمریکا به (نیویورک) می رفتیم، در مسیر راه گاهی روی عرشة کشتی نماز می خواندیم، روز جمعه به این فکر افتادم که نماز جمعه را بخوانم، نماز را که خواندیم یک خانم ایتالیایی گریه کنان آمد پیش من و گفت: آقا این چیزهایی که شما می خواندی چه بود؟ - خیلی هم عربی متوجه نمی شد- گفتم کدام را می گویی؟ وقتی اشاره کرد، متوجه شدم دیدم سورة جمعه را می گوید: «یُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ....» گفت: این سخنان در دلم نشست و اثر گذاشت. این خانم مسلمان شد و با شنیدن چند آیة قرآن فامیل هایش را هم مسلمان کرد.[3]

 

جرقه های محرد در دل ما

شاید در کل تاریخ بشر هیچ اتفاق و حادثه ای مثل حادثه عاشورا دل ها را بیدار نکرده باشد، یک انسانی می آید بهترین انسان روی زمین در زمان خودش عزیزترین هایش را هم می آورد در یک بزم برای نمایش عشق می گوید هیچ چیز مهم نیست وقتی دل برای کسی بتپد همه را در یک لحظه فدای خداوند متعال می کند، تا جرقه ای باشد بر ظلمات قلب.  من و شما که حاضر نیستیم بی ارزش ترین چیزهایمان را هم ببخشیم چه رسد به عزیزترین هایمان، می فرماید این قرآن برای بیدار کردن دل خوب است بیاییم و این غریبگی با قرآن را کنار بگذاریم و دلمان را با آیات نورانیش روشنایی بخشیم.

 

پی نوشت ها:

1. اسراء، 82

2. طور، 7-8

3. تفسیر فی ضلال القرآن، ج 4، ص 422 ذیل آیه 38 سوره مبارکه یونس به نقل از تفسیر نمونه، ج 8، ص 2920

فرآوری: محمدی                

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


منبع:

نشریه مبلغان 

سایت یا مجیر 

سایت جامع تبلیغ

 

مطالب مرتبط:

فلسفه عزاداری برای اهل‎بیت پیامبر اکرم  

ارائه طرح‎هایی برای عزاداری اهل‎بیت علیهم السلام

اثرات و برکات دنیوی گریه و عزادارى سیدالشهدا (علیه السلام)

 

صوت مرتبط:

آموزش قرآن در برزخ

انگیـــــــزه

قرآن هدایتگر انسان

 



دُرنیوز
یکی از صفات کمال خداوند، صفت رحمت است، و مفاد آن این است که خداوند نیاز موجودات را برآورده و هر یک را به سوی کمالی که شایستگی آن را دارد هدایت کرده و نایل می‎سازد. ]]>

برهان رحمت چیست؟

رحمت

یکی از صفات کمال خداوند، صفت رحمت است، و مفاد آن این است که خداوند نیاز موجودات را برآورده و هر یک را به سوی کمالی که شایستگی آن را دارد هدایت کرده و نایل می‎سازد.


در سلسله مقالات قبلی با عنوان براهین اثبات معاد برهان های مختلفی را بررسی کردیم. در این نوشتار نیز یکی دیگر از براهین اثبات معاد را مورد بررسی قرار می‎دهیم:

یکی از صفات مشهور و معروف خداوند «رحمت» است، مسلما رحمت به معنی اعطاء فیض و نعمت به موجودی است که قابلیت و استعداد آن را داشته باشد. و از آنجا که انسان با آن ساختمان مخصوص، و روحی که از برکت نفخه ی الهی در او دمیده شده، استعداد حیات جاویدان و رسیدن به کمالات فراوان دارد، خداوند رحمان رحیم چنین فیض و سعادتی را از او قطع نمی کند، و فیض و رحمت او با مرگ قطع نخواهد شد. این همان چیزی است که از آن به عنوان «برهان رحمت» یاد می کنیم.

آفرینش انسان با ویژگی‎هایی که دارد، به روشنی بر این‎که او شایستگی حیات ابدی را داراست دلالت دارد؛ زیرا: اولا: اندیشه حیات جاودانی را داراست. ثانیا: خواهان حیات ابدی بوده، و آن را آرزو می‎کند. ثالثا: انسان بر پایه نظام ایمان و عمل صالح در سطحی فراتر از حیات طبیعی و حیوانی قرار گرفته، و استعداد حیاتی برتر و سعادتی جاودانه را کسب می‎کند، چنان‎که بر پایه نظام کفر و فسق نیز استحقاق حیاتی فروتر از حیات حیوانی را به دست می‎آورد که آن نیز در قالب حیات دنیوی نمی‎گنجد.

رحمت، یعنی برهانی که حد وسط آن رحمت خداست عبارت است از رساندن هر صاحب استعدادی به کمال لایق خود، و رسیدن هر موجودی به هر آنچه آمادگی ذاتی آن را داشته باشد: "ربنا وسعت کل شیء رحمة و علما" سوره ی غافر، آیه ی 7؛ پروردگارا رحمت و دانش بی پایانت همه چیز را زیر پوشش خود قرار داده است. بنابراین، رحمت خداوند وصفی عاطفی و انفعالی نیست، بلکه این صفت را بر خود لازم دانسته و تثبیت کرده است و از آن جا که انسان استعداد زندگی سعادتمندانه و جاودانه دارد لازمه ی رحمت خداوند است که آن را به انسان عطا فرماید؛ زیرا خداوند از طرفی قادر و مالک مطلق است و اراده او در انجام این رحمت خلل ناپذیر است و چیزی مانع اصل اراده یا مانع نفوذ اراده ی رحمت او نخواهد بود و از سوی دیگر برای انسان زندگی ابدی و همیشگی در پیش است که در محدوده زندگی زودگذر و چهارچوب تنگ دنیا خلاصه نمی شود و خواهی نخواهی باید به سرای ابد بشتابد.

انسان بر پایه نظام ایمان و عمل صالح در سطحی فراتر از حیات طبیعی و حیوانی قرار گرفته، و استعداد حیاتی برتر و سعادتی جاودانه را کسب می‎کند، چنان‎که بر پایه نظام کفر و فسق نیز استحقاق حیاتی فروتر از حیات حیوانی را به دست می‎آورد که آن نیز در قالب حیات دنیوی نمی‎گنجد، چنان ‎که امام علی ـ علیه السلام ـ فرموده: «إن الله لم یرضها ثواباً لأولیائه و لا عقاباً لأعدائه»

برهان رحمت از دیدگاه علامه طباطبایی

گفتیم که یکی از صفات کمال خداوند، صفت رحمت است، و مفاد آن این است که خداوند نیاز موجودات را برآورده و هر یک را به سوی کمالی که شایستگی آن را دارد هدایت کرده و نایل می‎سازد.

علامه طباطبایی(ره) در تفسیر المیزان چنین فرموده است:

«الرَحمَهُ رَفْعُ حَاجَه کُلَّ مُحْتاجٍ وَ إیصَالُ کُلَّ شَیْءٍ إِلَی مَا یَسْتَحِقُّهُ وَ إفاضَتُهُ عَلَیْهِ». (المیزان، ج 7، ص 25)

ـرحمت، عبارت است از برآوردن نیاز هر نیازمند، و رساندن هر چیز به آن‎چه استحقاق آن را دارد و افاضه آن به او.

آفرینش انسان با ویژگی‎هایی که دارد، به روشنی بر این‎که او شایستگی حیات ابدی را داراست دلالت دارد؛ زیرا:

اولاً: اندیشه حیات جاودانی را داراست.

ثانیاً: خواهان حیات ابدی بوده، و آن را آرزو می‎کند.

ثالثاً: انسان بر پایه نظام ایمان و عمل صالح در سطحی فراتر از حیات طبیعی و حیوانی قرار گرفته، و استعداد حیاتی برتر و سعادتی جاودانه را کسب می‎کند، چنان‎که بر پایه نظام کفر و فسق نیز استحقاق حیاتی فروتر از حیات حیوانی را به دست می‎آورد که آن نیز در قالب حیات دنیوی نمی‎گنجد، چنان ‎که امام علی ـ علیه السلام ـ فرموده: «إن الله لم یرضها ثواباً لأولیائه و لا عقاباً لأعدائه». (نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 415)

بنابراین، اگر پس از این حیات موقت و ناپایدار، حیاتی پایدار و ابدی نباشد، شایستگی و استحقاق یاد شده در انسان هیچ‎گاه به فعلیت نخواهد رسید، و این با عنایت و رحمت الهی سازگار نیست.

فلسفه قیامت آن است که شایستگی‎ها و استحقاق‎ها مهمل نمانده، و بشر بتواند از رحمت کامل الهی بهره‎مند گردد؛ اما نوع شایستگی و استحقاق منوط به نظام اندیشه و عمل او است، که یا بر پایه ایمان و عمل صالح است و یا بر پایه کفر و فسق، و این هر دو به انتخاب و اختیار او واگذار شده است

در واقع، منتهی نشدن حیات دنیوی به حیات اخروی، مانند این است که هیچ جنینی با وجود این‎که به یک سلسله تجهیزات متناسب با حیات بیرون از رحم آفریده شده، و استعداد آن را دارد، به آن دست نیابد و حیات او پس از پایان یافتن زندگی موقت در رحم، به کلی پایان پذیرد، و این برخلاف حکمت، و رحمت الهی است. (المیزان، ج 7، ص 26)

قرآن کریم در این‎باره فرموده است:

«قُلْ لِمَنْ ما فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ قُلْ لِلَّهِ کَتَبَ عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَهَ لَیَجْمَعَنَّکُمْ إِلى یَوْمِ الْقِیامَهِ لا رَیْبَ فِیهِ». (انعام/ 12)

ـ بگو (بپرس) آسمان ها و زمین از آن کیست؟ بگو (همان‎گونه که شما نیز اذعان دارید) از آن خداست او رحمت را بر خود واجب کرده است، هر آینه شما را در روز قیامت که تردیدی در آن نیست جمع می‎آورد.

پاسخ به یک پرسش

چگونه می‎توان قیامت را مظهر رحمت خداوند دانست، با آن‎ که بسیاری گرفتار عذاب دوزخ می‎گردند؟

پاسخ این است که فلسفه قیامت آن است که شایستگی‎ها و استحقاق‎ها مهمل نمانده، و بشر بتواند از رحمت کامل الهی بهره‎مند گردد؛ اما نوع شایستگی و استحقاق منوط به نظام اندیشه و عمل او است، که یا بر پایه ایمان و عمل صالح است و یا بر پایه کفر و فسق، و این هر دو به انتخاب و اختیار او واگذار شده است.

شاید جمله ـ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فَهُمْ لا یُۆْمِنُونَ ـ که در پایان آیه گذشته آمده است، ‌ناظر به همین مطلب باشد.

فرآوری: آمنه اسفندیاری 

بخش اعتقادات شیعه تبیان


منابع:

علی ربانی گلپایگانی - عقاید استدلالی

سایت اندیشه قم

کتابخانه طهور

 

مطالب مرتبط:

طرق درمان بیماری گناه

روز نزدیک شدن به رحمت خداوند

عاملی برای جذب رحمت خداوند!

 



دُرنیوز
جدّ بزرگوارم به من خبر دادند که فرزندم حسین در زمین کربلا در حالی که بی کس و تنها و تشنه باشد شهید خواهد شد، هر کس او را یاری کند مرا یاری کرده است و فرزند او قائم را یاری کرده است. ]]>

اشک مقدس عاشورایی، لبیکی به "حسینِ" زمانه

اشک

یکی از روش های یاری حضرت امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) اقامه عزای امام حسین(علیه السلام) و شهدای کربلا است. سوگواری برای مصیبت سالار شهیدان به این معناست که شیعیان در انتظار منتقم خون حسین(علیه السلام) هستند و از دیدگاه شیعه واقعه کربلا هنوز به تمامی سپری نشده است.

در این عصر صاحب این مصیبت عظیم کسی جز وجود مبارک حضرت صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیست و حضور در مجلس عزای ایشان و همراهی با او در گریه و حزن نوعی یاری نمودن ایشان است.

در این باره روایت شده است که حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) در کربلا به اصحاب خود فرمودند:

«جدّ بزرگوارم(صلوات الله علیه و آله) به من خبر دادند که فرزندم حسین در زمین کربلا در حالی که بی کس و تنها و تشنه باشد شهید خواهد شد، هر کس او را یاری کند مرا یاری کرده است و فرزند او حضرت قائم(علیه السلام) را یاری کرده است.» [1]

 

ادای حق آل الله با گریه بر مظلوم کربلا

برپایی مجالس گریه برای امام حسین(علیه السلام) در عصر ما تنها روش برای بزرگداشت شهدای مظلوم کربلاست چرا که نصرت و یاری مظلوم به سه طریق است:

اول: مقاتله و جنگ با دشمن او تا آن که دشمن مخذول شده و رفع شر ظلم از او شود.

دوم: تقاص حق او و خونخواهی از دشمن او بعد از کشته شدنش.

سوم: عزاداری و گریه بر او، که این برپا داشتن مراسم عزاداری، برای هر کسی بعد از مردن یا کشته شدنش، تعظیم اوست و بزرگداشت و عزاداری برای او نصرت و یاری محسوب می شود.

اکنون که برای دوستان حضرت ابا عبدالله(علیه السلام) نصرت و یاری آن حضرت به دو روش اول ممکن نیست، باید با اقامه مجالس عزا برای آن مظلوم که باعث تعظیم مقام رفیع ایشان است، آن حضرت را یاری کنیم و بدین وسیله به یاری امام عصر(علیه السلام) نیز نائل شویم.

مطابق این دیدگاه در کامل الزیارت از حضرت صادق(علیه السلام) روایت شده که فرمودند:

هیچ گریه کننده ای نیست که بر امام حسین(علیه السلام) گریه نماید، مگر آن که به حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) تقرب جسته است و ایشان را با گریه اش یاری کرده است و نیز به حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) تقرب پیدا کرده و حق همه ما را ادا کرده است.[2]

بر این اساس محبت نسبت به امام حسین(علیه السلام) به منزله محبت به همه اهل بیت(علیهم السلام) است و گریه بر ایشان، گریه بر همه معصومین(علیهم السلام) و ادای حق ایشان، ادای حق همه و نصرت و یاری ایشان نصرت همه اهل بیت پیامبر(علیهم السلام) است.

سوگواری برای مصیبت سالار شهیدان به این معناست که شیعیان در انتظار منتقم خون حسین(علیه السلام) هستند و از دیدگاه شیعه واقعه کربلا هنوز به تمامی سپری نشده است

ولیّ عصر، بانی روضه های سالار شهیدان 

در برخی از تشرفاتی که توسط صاحب دلان و بزرگان به محضر مبارک حضرت مهدی(علیه السلام) صورت گرفته است، ایشان در حال سوگواری و گریه برای مصیبت حضرت حسین(علیه السلام) مشاهده شده اند، این تشرفات به نوبه خود شاهدی بر این نظر است که گریه بر امام حسین(علیه السلام) و برپایی مراسم عزاداری محرم به نوعی یاری امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه) است. در ادامه به برخی از تشرفاتی که با مضمون گریه بر سیدالشهدا نقل شده است، اشاره می کنیم:

 

1- پابرهنه، سربرهنه، سینه زنان: 

علامه بحرالعلوم به همراه جمعی از طلاب به استقبال عزادارن و سینه زنان حسینی می رود، پس از مشاهده مراسم، علامه(ره) با آن موقعیت اجتماعی لباس از تن بر می کند و سینه می گشاید و با شور و حرارت شروع به سینه زنی می کند، پس از پایان مراسم درباره علت این شور و شیدایی از علامه بحرالعلوم سوال می شود. ایشان می گوید: با رسیدن به دسته سوگواران به ناگاه چشمم به محبوب دل ها امام عصر(عجل الله تعالی فرجه) افتاد که با سر و پای برهنه در میان انبوه سینه زنان و با چشمانی اشک بار بر سر و سینه می زدند، دیدن آن منظره مرا به حالی انداخت که قرارم از دست رفت و به خیل سینه زنان پیوستم.

تسبیح در کیف زائران

2- پاداشی کمتر از حق آن:

سید بحرالعلوم به قصد تشرف به سامرا تنها به راه افتاد. در بین راه راجع به این مسأله، که چرا گریه بر امام حسین(علیه السلام) گناهان را می آمرزد، فکر می کرد. همان وقت متوجه شد که شخص عربی سوار بر اسب به او رسید و سلام کرد. بعد پرسید: جناب سید درباره چه چیز به فکر فرو رفته ای؟ اگر مسأله ای علمی است بفرمایید شاید من هم اهل باشم؟

سید بحرالعلوم عرض کرد: در این باره فکر می کنم که چطور می شود خدای تعالی این همه ثواب به زائرین و گریه کنندگان بر حضرت سید الشهداء علیه السلام می دهد؛ مثلاً در هر قدمی که در راه زیارت بر می دارند، ثواب یک حج و یک عمره در نامه عملشان نوشته می شود و برای یک قطره اشک تمام گناهان صغیره و کبیره شان آمرزیده می شود؟

آن سوار عرب فرمود: تعجب نکن! من برای شما مثالی می آورم تا مشکل حل شود. سلطانی به همراه درباریان خود به شکار می رفت. در شکارگاه از لشگریانش دور شد و به سختی فوق العاده ای افتاد و بسیار گرسنه شد. خیمه ای را دید و وارد آن خیمه شد. در آن سیاه چادر، پیرزنی را با پسرش دید. آنان در گوشه خیمه عُنیره ای داشتند (بز شیرده) و از راه مصرف شیر این بز، زندگی خود را می گرداندند. وقتی سلطان وارد شد، او را نشناختند؛ ولی به خاطر پذیرایی از مهمان، آن بز را سر بریده و کباب کردند؛ زیرا چیز دیگری برای پذیرایی نداشتند. سلطان شب را همان جا خوابید و روز بعد، از ایشان جدا شد و به هر طوری که بود خود را به درباریان رسانید و جریان را برای اطرافیان نقل کرد. در نهایت از ایشان سۆال کرد: اگر من بخواهم پاداش میهمان نوازی پیرزن و فرزندش را داده باشم، چه عملی باید انجام بدهم؟ یکی از حضار گفت: به او صد گوسفند بدهید. دیگری که از وزرا بود، گفت: صد گوسفند و صد اشرفی بدهید. یکی دیگر گفت: فلان مزرعه را به ایشان بدهید. سلطان گفت: هر چه بدهم کم است؛ زیرا اگر سلطنت و تاج و تختم را هم بدهم آن وقت، مقابله به مثل کرده ام. چون آنها هر چه را که داشتند به من دادند. من هم باید هر چه را که دارم به ایشان بدهم تا سر به سر شود.

محبت نسبت به امام حسین(علیه السلام) به منزله محبت به همه اهل بیت(علیهم السلام) است و گریه بر ایشان، گریه بر همه معصومین(علیهم السلام) و ادای حق ایشان، ادای حق همه و نصرت و یاری ایشان نصرت همه اهل بیت پیامبر(علیهم السلام) است

بعد سوار عرب به سید فرمود: حالا جناب بحرالعلوم، حضرت سیدالشهداء(علیه السلام) هر چه از مال و منال و اهل و عیال و پسر و دختر و خواهر و سر و پیکر داشت همه را در راه خدا داد پس اگر خداوند به زائرین و گریه کنندگان آن حضرت این همه اجر و ثواب بدهد، نباید تعجب نمود؛ چون خدا که خداییش را نمی تواند به سید الشهداء(علیه السلام) بدهد؛ پس هر کاری که می تواند، آن را انجام می دهد؛ یعنی با صرف نظر از مقامات عالی خود امام حسین(علیه السلام)، به زوار و گریه کنندگان آن حضرت، درجاتی عنایت می کند. در عین حال اینها را جزای کامل برای فداکاری آن حضرت نمی داند. چون شخص عرب این مطالب را فرمود، از نظر سید بحرالعلوم غایب شد.[3]

 

3- خون گریه می کنم: 

شیخ جلیل حاج ملا سلطان علی روضه خوان تبریزی نقل می کند که در عالم رویا به محضر مبارک حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه) مشرف شدم. از ایشان درباره صحت فرازی از زیارت ناحیه مقدسه پرسیدم که می گوید: "هر آینه من صبح و شام بر تو گریه می کنم و به جای قطرات اشک، خون می گریم."

ایشان فرمودند که صحیح است و در ادامه نقل آمده است که آن مصیبتی که برایش خون گریه می کنند، مصیبت اسارت حضرت زینب(علیهاالسلام) است.[4]

تشرفاتی که در آن ها درباره عزاداری و گریه بر حسین(علیه السلام) مطلبی ذکر شده باشد، به این موارد خلاصه نمی شود.

بنابراین برپایی و اقامه مجالس پر شور برای مصیبت کربلا، امام عصرمان را یاری نموده و زمینه ظهور ایشان را بیش از پیش فراهم می کند.

 

پی نوشت:

[1] فوائد المشاهد، معالی السبطین ج1، ریاض القدس ج1، به نقل از محمد باقر فقیه ایمانی، محمد رضا فوادیان.

[2] . کامل الزیارات، ص 81، ح 6.

[3] . العبقری الحسان، ج1، ص 119.

[4] . همان، ج1، ص 98.

زهره رجب زاده   

بخش مهدویت تبیان


منابع:

شیوه های یاری قائم آل محمد(عج)، محمد باقر فقیه ایمانی، عطر عترت.

حسین و مهدی علیهمالسلام، محمد رضا فوادیان، انتظار موعود، سال اول، شماره دوم.

 

مطالب مرتبط:

کربلای انتظار

عاشورای مهدوی

یاران امام زمان کربلایی اند

آقا جان چگونه با تو مأنوس باشم؟

منتقم خون امام حسین علیه السلام

امام زمان علیه السلام و زیارت عاشورا

نگاه اصلاح گرایانه حسینی و مهدوی علیهماالسلام

یاران امام حسین الگوی یاران امام مهدی

بصیرت، درس مهم عاشورا برای منتظران

نگاه اصلاح گرایانه حسینی و مهدوی

عاشورا و انتظار در یک نگاه

نگاهی به عاشورا و انتظار

 



دُرنیوز
آیا تهیه وسایل برای جهیزیه که چند سال بعد به مصرف میرسد یا کنار گذاشتن پول برای آن، از مخارج سال به شمار میآید؟ جواب: اگر تهیه ی تدریجی وسایل مرقوم ممکن نباشد؛ چه اینکه تهیه دفعی آن مقدور نیست، وجوه جمع شده جزو هزینه سالانه محسوب میشود. (آیة الله جوادی آم ]]>

از خمس بیشتر بدانید

خمس کے متعلق سنّی حضرات کی دلیلوں کا جواب

سوال: آیا تهیه وسایل برای جهیزیه که چند سال بعد به مصرف می رسد یا کنار گذاشتن پول برای آن، از مخارج سال به شمار می آید؟ جواب: اگر تهیه ی تدریجی وسایل مرقوم ممکن نباشد؛ چه اینکه تهیه دفعی آن مقدور نیست، وجوه جمع شده جزو هزینه سالانه محسوب می شود. (آیة الله جوادی آملی دام ظله)


سوال: اگر پس انداز فردی در بانک، شامل پول واجب الخمس و غیر واجب الخمس باشد، آیا می‌تواند هنگام استفاده از پس انداز، نیت کند که از پول واجب الخمس کم شود؟

در فرض سوال، برخی از مراجع عظام، (آیات عظام خامنه‌ای و سیستانی) می‌گویند مکلف می‌تواند با چنین نیتی؛ هزینه‌هایش را از مالی که به آن خمس تعلق می‌گیرد محاسبه کند، ولی برخی دیگر، (آیات عظام مکارم شیرازی و نوری همدانی) نیت را در این مورد کافی نمی‌دانند.

پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به این سوال، چنین است:

حضرت آیة الله العظمی خامنه‌ای(مد ظله العالی):

در فرض سوال اشکال ندارد.

 

حضرت آیة الله العظمی مکارم شیرازی(مد ظله العالی):

چنانچه مقداری پول مخمس با غیر مخمس مخلوط باشد، می‌توان بدون نیت از این مخلوط در موونه خرج کرد و در پایان سال با کسر مقدار مخمس اولیه، خمس مابقی را پرداخت.

 

حضرت آیة الله العظمی سیستانی(مد ظله العالی):

می‌تواند(چنین نیتی داشته باشد).

 

حضرت آیة الله العظمی نوری همدانی(مد ظله العالی):

چنانچه دو پول تفکیک شده باشند و تنها از عوائد کسب در موونه استفاده کند مانعی ندارد و الا صرف نیت کافی نیست.

 

چند استفتاء از آیة الله صافی گلپایگانی دام ظله:

سوال: آیا کتابی که مورد مطالعه قرار نگرفته، خمس دارد؟

جواب: اگر کتاب، مورد نیاز انسان و در شأن او باشد، خمس به آن تعلق نمی‎گیرد هر چند آن‎ها را در طول سال نخواند.

سوال: خانمی که مقداری طلا به او هدیه شده و الان هم از آن استفاده می‎کند، باید خمس و زکاتش را بپردازد؟

جواب: زینت‎های مذکور زکات ندارد، و اگر در حد معمول و متعارف باشد، خمس ندارد. ولی چنانچه بیش‎تر از حد معمول و شأن فرد باشد، پرداخت خمس آن واجب است.

سوال: آیا به سود پولی که در بانک سپرده گذاری شده در صورتی که خمس اصل پول پرداخت شده باشد خمس تعلق می‎گیرد؟

جواب: اگر سود به نحو مشروع باشد، هر مقدار از آن که مصرف نگردد و تا سر سال خمسی باقی بماند پرداخت خمس آن واجب است.

سوال: پولی بابت وام دانشجویی به ما داده می‎شود، آیا اگر آن را پس انداز کنیم خمس دارد؟

جواب: وام، مشمول خمس نمی‎گردد، مگر به مقداری که اقساط آن پرداخت شده و پس انداز شده باشد.

 

چند استفتاء از آیة الله مجتبی تهرانی ره:

سوال: ‌شخصی مستمری‏بگیر است. اگر از مخارج سال چیزی اضافه داشت، آیا خمس بر او تعلق می‏گیرد؟

‌باید خمس دهد.

سوال: ‌آیا مبلغ درآمد فرزندی که تحت تکفّل خانواده زندگی می‏کند و مسکن و خرج عروسی او توسط پدر و مادرش داده شده خمس دارد؟ در حالی که می‏توانند پدر و مادر خانه را کرایه دهند و مبلغش را به فرزند هبه کنند.

باید خمس ‌مبلغی که مازاد بر مخارج شخصی خودش می‏ماند را بدهد.

سوال: کارمند دولت هستم. هر ماه از حقوق من مبلغی را کسر می‏کنند که پس از بازنشستگی به من بازپرداخت نمایند. آیا به آن خمس تعلق می‏گیرد؟

بنا بر فرض سوال، پس از دریافت مبالغ مذکور چنان چه سال بر آن بگذرد باید خمس آن را بپردازد.

سوال: مبلغ دو میلیون و نیم برای سفر حج خود و دخترم کنار گذاشته‏ام. می‏خواهم خمس آن را بپردازم و پدرم نیز درمانده است. آیا می‌توانم بخشی از آن را بابت وجوهات به پدرم بدهم؟

با اذن مجتهد مانعی ندارد.

سوال: آیا به پول پیشی که برای اجاره یا رهن خانه پرداخت می‏گردد خمس تعلّق می‏گیرد؟

اگر قبلاً خمس آن را نداده باشند خمس تعلّق می‏گیرد.

سوال: شخصی می‏خواهد برای خود سال خمسی تعیین کند. آیا اموالی که دارد را باید به قیمت روز حساب کند یا به قیمت روزِ خرید؟

به قیمت روز؛ مگر آنکه قیمت آن پایین آمده باشد که می‏بایست به قیمت زمان خرید حساب کند.

 

چند سوال از آیة الله جوادی آملی دام ظله:

سوال: آیا تهیه وسایل برای جهیزیه که چند سال بعد به مصرف میرسد یا کنار گذاشتن پول برای آن، از مخارج سال به شمار می آید؟

جواب: اگر تهیه ی تدریجی وسایل مرقوم ممکن نباشد؛ چه اینکه تهیه دفعی آن مقدور نیست، وجوه جمع شده جزو هزینه سالانه محسوب می شود.

سوال: آیا اگر از پول بین سال منزلی تهیه شود که به آن نیاز است، به آن خمس تعلّق می گیرد؟

پاسخ: اگر پولِ مفروض از درآمد همان سال باشد، نه از قبل، خمس ندارد.

سوال: آیا هزینه تعمیر منزل که از پول بین سال تأمین می شود، مشمول خمس می شود؟

پاسخ: پولی که در اثنای سال، صرف تعمیرات لازم میشود، خمس ندارد.

سوال: بنده برای اجاره‌ی منزل، مبلغی را به صورت رهن، به مدت یک سال در اختیار صاحب‌خانه ‏قرار دادم. پیش از رهن، سال بر پول نگذشته بود. پس از پایان مدت رهن نیز آن پول را صرف ‏خرید مسکن کردم. آیا پول مذکور مشمول خمس می‌شود؟

پاسخ: فرض مزبور به نظر اینجانب خمس ندارد.

فرآوری: آمنه اسفندیاری 

بخش احکام اسلامی تبیان


منابع:

سایت اسلام کوئیست

پایگاه اطلاع رسانی آیة الله صافی گلپایگانی دام ظله

پایگاه اطلاع رسانی آیة الله مجتبی تهرانی ره

پایگاه اطلاع رسانی آیة الله جوادی آملی دام ظله

 

مطالب مرتبط:

مصرف خمس به تشخیص کیست؟

آیا جهیزیه خمس دارد؟

نحوه محاسبه خمس سرمایه

 



دُرنیوز
نام کسانى که به عدالت دعوت مى‏کنند و آمرین به معروف و ناهیان از منکر، در ردیف انبیا برده شده است. لذا کیفر قاتلان آنان نیز همچون قاتلان پیامبران است. ]]>

انحرافی که تمام اعمال را تباه مى‏کند

شهید علی خلیلی

نام کسانى که به عدالت دعوت مى‏کنند و آمرین به معروف و ناهیان از منکر، در ردیف انبیاء برده شده است. لذا کیفر قاتلان آنان نیز همچون قاتلان پیامبران است.


إِنَّ الَّذِینَ یَکْفُرُونَ بِآیاتِ اللَّهِ وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ حَقٍّ وَ یَقْتُلُونَ الَّذِینَ یَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِیمٍ (آل عمران ـ 21)

به راستى کسانى که به آیات خداوند کفر مى‏ورزند و پیامبران را به ناحق مى‏کشند و کسانى از مردم را که فرمان به عدالت مى‏دهند مى‏کشند، پس آنان را به عذابى دردناک بشارت ده.

 

نشانه‏هاى سرکشى آنان

در تعقیب آیه گذشته که به طور ضمنى نشان مى‏داد یهود و نصارى و مشرکانى که با پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله به گفتگو و ستیز برخاسته بودند تسلیم حق نبودند، در این آیه به بعضى از نشانه‏هاى این مساله اشاره مى‏کند.

نخست به سه گناه بزرگ آنها اشاره شده (کفر ورزیدن به آیات پروردگار، کشتن پیامبران بهناحق و کشتن کسانى که از برنامه‏هاى پیامبران دفاع مى‏کردند و مردم را به عدالت دعوت مى‏نمودند) و هر یک از این گناهان به تنهایى کافى بود که ثابت کند آنها تسلیم فرمان حق نیستند، بلکه صداى حق‏گویان را در گلو خفه مى‏کنند.

تعبیر به "یکفرون" و "یقتلون" به صورت "فعل مضارع" اشاره به این است که کفر ورزیدن و کشتن انبیاء و آمران به عدالت، گویى جزئى از برنامه زندگى آنها شده بود و مستمرّاً آن را انجام داده و مى‏دهند (توجه داشته باشید که فعل مضارع دلیل بر استمرار است).

البته این اعمال، بیشتر روش یهود بود که امروز نیز در اشکال دیگرى ادامه دارد، ولى این مانع از آن نخواهد بود که مفهوم آیه عمومیت داشته باشد.

سوال:

از شرایط وجوب امر به معروف و نهى از منکر آن است که خطرى در کار نباشد، ولى در این آیه از کسانى که براى نهى از منکر تا پاى جان ایستاده‏اند، ستایش شده است، علّت چیست؟

منظور از "بِغَیْرِ حَقٍّ" این نیست که مى‏توان پیامبران را به حق کشت بلکه منظور این است که قتل پیامبران همیشه به غیر حق و ظالمانه بوده است و به اصطلاح "بغیر حق" قید توضیحى است که براى تاکید آمده

پاسخ:

اوّلًا: شرایط افراد و نوع معروف و منکر تفاوت مى‏کند گاهى منکر، حکومت یزید است که امام حسین علیه السلام براى نهى از آن به کربلا مى‏رود و شهید مى‏شود، مى‏فرماید: هدف من از این حرکت و قیام، امر به معروف و نهى از منکر است، امّا گاهى منکر در این حدّ نیست، بلکه گناهى است که باید میان خطر و مفسده‏ى گناه و از دست ‏دادن مال و جان و آبرو مقایسه و با توجّه به اهمیّت و اولویّت عمل کرد.

ثانیاً: شاید مراد از کسانى که در این آیه مورد ستایش قرار گرفته‏اند آنهایى باشند که خود پیش‏بینى شهادت نمى‏کردند، ولى ستمکاران آنان را به شهادت رساندند.

 

پیام‏های آیه:

1ـ از اعتقادات انحرافى و کفرآمیز، اعمال خطرناکى همانند قتل و کشتار انبیاء سر مى‏زند. «یَکْفُرُونَ بِآیاتِ اللَّهِ وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ ...»

2ـ در شرایطى، اظهار حقّ لازم است اگر چه به قیمت شهادت انبیاء و اولیاء باشد.

3ـ دشمنان براى حق‏ پوشى، دست به کشتن پیامبران مى‏زنند. «یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ»

4ـ گاهى طاغوت ‏ها براى کشتن فرزانگان با تبلیغات و شایعات و توجیهات، کار خود را حقّ جلوه مى‏دهند. «بِغَیْرِ حَقٍّ»

5ـ نام کسانى که به عدالت دعوت مى‏کنند و آمرین به معروف و ناهیان از منکر، در ردیف انبیاء برده شده است. لذا کیفر قاتلان آنان نیز همچون قاتلان پیامبران است. «فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِیمٍ»

أُولئِکَ الَّذِینَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرِینَ (آل عمران ـ 22)

آنان کسانى هستند که اعمالشان در دنیا و آخرت تباه شده و هیچ یاورانى براى آنها نیست.

عذاب جهنم

پیام‏های آیه:

1ـ گاهى یک انحراف، تمام اعمال شخص را تباه مى‏کند. «حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ»

2ـ براى گناهانى هم چون پیامبرکُشى، شفاعتى در کار نیست. «ما لَهُمْ مِنْ ناصِرِینَ»

 

نکات دو آیه:

1- در آیه اول آمران به عدالت و دعوت کنندگان به معروف و حق در ردیف پیامبران شمرده شده‏اند و کفر به خداوند و کشتن پیامبران و کشتن این گونه افراد در یک سطح قرار گرفته است و این نهایت اهتمام اسلام را به مسأله بسط عدالت در اجتماع روشن مى‏سازد.

از آیه دوم شدت مجازات کسانى که اقدام به قتل چنین مردم صالحى بکنند به خوبى روشن مى‏شود، زیرا سابقا گفته‏ایم "حبط" درباره همه گناهان نیست بلکه در مورد گناهان شدیدى است که اعمال نیک را نیز از میان مى‏برد و از همه گذشته نفى شفاعت از این اشخاص نشانه دیگرى بر شدت گناه آنها است.

2- منظور از "بِغَیْرِ حَقٍّ" این نیست که مى‏توان پیامبران را به حق کشت بلکه منظور این است که قتل پیامبران همیشه به غیر حق و ظالمانه بوده است و به اصطلاح "بغیر حق" قید توضیحى است که براى تأکید آمده است.

از رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسیدم کدام یک از مردم عذابش در روز قیامت از همه شدیدتر است؟ فرمود:" کسى که پیامبرى را به قتل برساند یا مردى را که امر به معروف و نهى از منکر مى‏کند، سپس این آیه را تلاوت فرمود: وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ حَقٍّ وَ یَقْتُلُونَ الَّذِینَ یَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ". سپس افزود: "اى ابا عبیده! بنى اسرائیل 43 پیامبر را در آغاز روز در یک ساعت کشتند، در این حال 112 نفر از عابدان بنى اسرائیل قیام کردند و قاتلین را امر به معروف و نهى از منکر نمودند، آنها نیز در همان روز کشته شدند، و این همان است که خداوند مى‏فرماید: فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِیمٍ"

3- از جمله "فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِیمٍ" (آنها را به عذاب شدید بشارت بده) استفاده مى‏شود که کافران معاصر پیامبر صلی الله و علیه و آله نیز مشمول این آیه بوده‏اند در حالى که مى‏دانیم آنها قاتل هیچ یک از انبیاء نبوده‏اند و این به خاطر آن است که هر کس راضى به برنامه و مکتب و اعمال جمعیتى باشد، در اعمال نیک و بد آنها سهیم است و چون این دسته از کفار (مخصوصاً یهود) نسبت به برنامه‏هاى پیشینیان خود و اعمال خلاف آنها سخت وفادار بودند، مشمول سرنوشت آنها خواهند بود.

4- کلمه "بشارت" در اصل به معنى خبرهاى نشاط انگیز است که اثر آن در "بشره" و صورت انسان آشکار مى‏گردد، به کار بردن کلمه بشارت در مورد عذاب در این آیه و بعضى دیگر از آیات قرآن در واقع یک نوع تهدید و استهزاء به افکار گنهکاران محسوب مى‏شود و این شبیه سخنى است که در میان ما نیز متداول است که اگر کسى کار بدى را انجام داد در مقام تهدید و استهزاء به او مى‏گوییم "مزد و پاداش تو را خواهیم داد"!.

5- در حدیثى از ابو عبیده جراح مى‏خوانیم که مى‏گوید: از رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسیدم کدام یک از مردم عذابش در روز قیامت از همه شدیدتر است؟

فرمود: "کسى که پیامبرى را یا مردى را که امر به معروف و نهى از منکر مى‏کند به قتل برساند، سپس این آیه را تلاوت فرمود: وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ حَقٍّ وَ یَقْتُلُونَ الَّذِینَ یَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ".

سپس افزود: "اى ابا عبیده! بنى اسرائیل 43 پیامبر را در آغاز روز در یک ساعت کشتند، در این حال 112 نفر از عابدان بنى اسرائیل قیام کردند و قاتلین را امر به معروف و نهى از منکر نمودند، آنها نیز در همان روز کشته شدند و این همان است که خداوند مى‏فرماید: فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِیمٍ". (مجمع البیان، جلد 1 و 2 صفحه 423)

آمنه اسفندیاری

بخش قرآن تبیان


منابع:

تفسیر نور، ج 2

تفسیر نمونه، ج 2

مجمع البیان، ج 1 و 2

 

مطالب مرتبط:

کارهایی که سبب حبط اعمال می شود

حبط اعمال یعنی چه؟

ارزش عمل به رساندن آن به مقصد است!

راهکارهای از بین بردن شیرینی گناه

رابطه حبط اعمال و توبه

مراقب اعمال نیکمان باشیم که حبط نشود!

عواملی که اعمال نیک آدمی را آفت می زنند

رابطه میان عدالت خداوند و نابودی همه اعمال نیک!!

عملی که از ترازوی سنجش محروم است!

حبط اعمال به چه معنا است ؟!

حبط اعمال و عدالت خداوند

اعمالی با ظاهری فریبنده !

 

صوت مرتبط:

غفلت از گناه

تاثیر گناه



 1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   11   12   13   14   15   16   17   18   19   20 

Please Wait...

نام و نام خانوادگی
نام:   
نام خانوادگی:   

رمز عبور
رمز عبور قبلی:
رمز عبور جدید:
تکرار رمز عبور جدید:  


تازه ترین خبرها
مهم ترین ترین خبرها
اخبار کلمه های کلیدی