5:12:28
سه شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۳



کاربر گرامی
برای دسترسی به این قسمت شما باید عضو سایت باشید.
اخبار فرهنگی هنری را در ایمیل خود داشته باشید.
تاجبخش فنائیان بعد از سریال تاریخی حجر بن عدی سراغ سوژه ای اجتماعی رفت و پس از چند سال تحقیق،نگارش و تولید سریال «همه بچه های ما» را ساخت که جمعه شب (17 آبان ماه 1392) پخش آن به پایان رسید. به این بهانه گپ و گفتی با فنائیان داشتیم که در ادامه می خوانید ]]>

زندگی تلخ بچه‌های کار

گفت و گوی تبیان با تاجبخش فنائیان


تاجبخش فنائیان بعد از سریال تاریخی حجر بن عدی سراغ سوژه ای اجتماعی رفت و پس از چند سال تحقیق،نگارش و تولید سریال «همه بچه های ما» را ساخت که جمعه شب (17 آبان ماه 1392) پخش آن به پایان رسید. به این بهانه گپ و گفتی با فنائیان داشتیم که در ادامه می خوانید.

همه بچه های ما

سوژه همه بچه های ما در سینما و تلویزیون موضوع جدیدی نیست. بچه های کار چه جذابیتی برای شما داشت که ترغیب به  ساخت سریالی با این موضوع شدید؟

ایده بچه های خیابان ممکن است در ذهن خیلی ها به عنوان موضوعی که می شود در فعالیت های هنری اعم از تئاتر، سینما ،‌تلویزیون حتی عکاسی ،‌مجسمه سازی خطور  بکند اما معمولا این سوژه به شکل گزارشی و ارائه آن چه هست پرداخته می شود. من فکر کردم ارائه گزارش چه تاثیری می تواند داشته باشد در حالی که مردم به طور طبیعی در  کوچه و خیابان بارها شاهد این سوژه ها باشند.

مشاهده آن چه هست جز تکرار مکررات آن هم در قالب هنر که وجهی از بازسازی دارد فایده چندانی نمی تواند داشته باشد حداقل از خود موضع طبیعی در همه جای دنیا قابل مشاهده است چیز برتر و بهتر را به همراه نخواهد داشت. ما فکر کردیم که لازم است علاوه بر نشان دادن آن چه هست،‌به آن چه هم باید باشد بیندیشیم. یا آن چه می تواند باشد. آن چه باید یا می تواند باشد چیزی نیست که قابل وقوع نباشد یعنی هرگز معادل آن چه نمی تواند باشد نیست. آن چه باید باشد ممکن است باز در جامعه خروجی بیرونی داشته باشد ولی تعداد آن قدر زیاد نیست که به طور روزمره قابل مشاهده باشد. یا شاید انسان در طول عمرش حتی یک بار هم موفق نشود آن چه  را که باید و می تواند باشد در ارتباط با کودکان کار و خیابان یک بار هم نبیند اما وجود خارجی دارد.

 

ایده پرداختن به بچه های خیابانی به ذهن خودتان رسید یا به شما پیشنهاد شد؟

ایده در کلاس تدریسم شکل گرفت. دانشجویانم روی شاهدات خودشان تحقیق می کردند و آن را درقالب فیلمنامه ارئه می دادند.

 

پروسه جمع آوری تحقیقات چه قدر طول کشید؟

وقتی در مرحله طرح  ایده و تحقیقات اولیه بود یک ترم طول کشید. تعداد کارهایی که به نسبت دانشجویان کلاس ظرفیت تبدیل به یک اثر حرفه ای را داشت کم بود. لذا باید ایده تبدیل به ایده ای نو می شد. چند محقق به کار اضافه شدند. لذا پروسه تبدیل ایده به یک سریال کامل سه سال طول کشید. فیلمنامه در شورای طرح و برنامه ریزی سازمان با حد اکثر آرا به تصویب رسید.

 

در مرحله تحقیق و نگارش طبیعی است که کار تا حدودی طولانی شود اما سریال شما تولید طولانی ای هم داشت. لازم بود یک سریال معمولی سه سال وقت ببرد؟

طولانی شدن کار چند دلیل داشت. این سریال در لوکیشن های متعددی ضبط شده؛ چیزی حدود 60 لوکیشن و جابجایی مدام گروه برای تصویربرداری آن هم نه از یک اتاق به اتاق دیگر بلکه از شمال به جنوب و شرق و غرب و مرکز .علت دیگر تعداد فراوان بازیگرها اپیزودیک بودن سریال بود. سریال ما دارای داستان واحدی نبود که با یک سری بازیگر ثابت از یک نقطه شروع شود و در نقطه ای تمام شود. هر اپیزود بازیگران جدید می خواست. در واقع این 28 قسمت معادل 12 فیلم سینمایی است. 12 فیلم را نمی توان در پنج ماه ساخت . حدود هفت ماه به خاطر مشکلات مالی تعطیلی کامل داشتیم. دلیل دیگر حساسیت های خود من بود.

 

طولانی شدن کار گروه سازنده را خسته و کارشان را فرسایشی می کند. بهتر نبود زودتر سریال را تمام می کردید؟

بعضی از کارها بالاخره طولانی می شود. همه بچه های ما البته کلا با تعطیلاتی که داشت یک سال و نیم  تصویربرداری داشت ولی سریال های الف ویژه ای هستند که سابقه 10 سال تصویربرداری داشته اند. کارهایی که طولانی می شود قاعدتا این عارضه که شما می گویید را دارد و بازیگران ممکن است سر کار دیگر بروند و همین باعث انقطاع حسی شود و طولانی شدن ممکن است حوصله بعضی آدم های بی حوصله را سر ببرد. ولی همه این طوری نیستند. خود من هم به عنوان کارگردان که از زمان ایده اولیه تا همین الان که درگیرش هستم به دلیل قرابت ذهنی ام به آن اصلا خسته نشدم.

وقتی احساس ترحم و دلسوزی می کنید قاعدتا گره افکنی ها و گره گشایی بوده که این حس را ایجاد کرده. یعنی اگر یک اثر فرایند دراماتیک خود را حفظ نکند و ادامه ندهد امکان دلسوزی و همراهی وجود ندارد. برای این که ما داستان ساخته ایم، گزارش مستند که ارائه نمی دهیم. داستانی ساخته شده همه عناصر یک داستان باید دست به دست هم بدهند که اتفاقا بتواند احساس تماشاگر را تحریک کنند

ظاهرا سریال از فیلمنامه اولیه کوتاه تر شده.

بله پنج اپیزود از این کار حذف شد. یعنی از یک جایی بالاخره به من گفتند تمامش کن. الان فیلمنامه 5 اپیزود موجود است که ساخته نشد. اتفاقا برای این که این سوء تفاهم بوجود نیاید که چون فنائیان داخل سازمان هست و از شرایط بهتری برخوردار است زیادی مراعات شد که چنین سوء تفاهمی ایجاد نشود و پیش گیری ها از این سوء تفاهم این قدر بود که من گاهی می گفتم کاش داخل سازمان نبودم؛‌حتما با من بهتر برخورد می شد.

 

به نظر خودتان سریال توانست حرفش را بزند و درباره کودکان کار اثر گذار باشد؟

تاثیری که من انتظار داشتم در بخشی از جامعه ولو محدود، داشته. تمام سعیم را کرده ام که به خواسته ام برسم و تا الان بازخوردهایی که گرفتم آن موضوع را تایید می کند و احساس می کنم در رابطه با آن خواسته ای که از ابتدا هدف گذاری کردم شکست نخوردم خیلی ها به من گفته اند که حالا بچه های خیابان را جور دیگر نگاه می کنیم.

 

مشکل سریال اغراق بیش از حد در نشان دادن سختی های این بچه ها است. این اغراق همراهی و همذات پندای با آن ها را سخت می کند.

کسانی که کار را دیدند پیامک هایی برای سازمان زده اند و بازخوردهای جامعه از این حکایت دارد که مردم با این بچه ها ارتباط نزدیکی برقرار کرده اند.

 

ارتباطی هم اگر هست به دلیل فضای بیش از حد احساسی حاکم بر روابط آدم های قصه و تاکید بر بیچارگی بچه ها است. در صورتی که از شما که سال ها تجربه فعالیت در عرصه هنر دارید،انتظار این است که قصه را به گونه ای پیش ببرید که  مخاطب به جای  ترحم با گره های داستان و دغدغه های شخصیت ها درگیر شود.

همه بچه های ما

وقتی احساس ترحم و دلسوزی می کنید قاعدتا گره افکنی ها و گره گشایی بوده که این حس را ایجاد کرده. یعنی اگر یک اثر فرایند دراماتیک خود را حفظ نکند و ادامه ندهد امکان دلسوزی و همراهی وجود ندارد. برای این که ما داستان ساخته ایم ؛ گزارش مستند که ارائه نمی دهیم. داستانی ساخته شده همه عناصر یک داستان باید دست به دست هم بدهند که اتفاقا بتواند احساس تماشاگر را تحریک کنند. اتفاقا نسبت به همچین موضعی خیلی لازم است که همه تمهیدات و ترفندهای هنری درباره سینما و تلویزیون به کار گرفته شود تا رابطه حسی برقرار شود بین تماشاگر و آن چه دارد.

اگر غیر از این باشد اصلا ممکن بود شما را بخنداند. اگر جامعه با این کار ارتباط حسی برقرار کرده حتما نتیجه یک سری تمهیدات تکنیکی است. من که در کار نیستم که آه بکشم که اثر بگذارد. من ارتباط حسی ام را با دکوپاژ ،‌میزانسن شخصیت پردازی و هدایت بازیگر ایجاد کرده ام. ما از  هر گونه رفتارهای  تصنعی که بخواهد دل بسوزاند اجتناب کردیم. بچه های خیابان خیلی هم می خندند، بازی می کنند ،‌توی سر و کله هم می زنند.

 

چرا این بعد را پررنگ تر نکردید؟

لازم نبود بیش از نشان دهیم.

 

ولی سریال خیلی تلخ شد و همین مخاطب را پس می زند.

چون این زندگی تلخ است اتفاقا خنده های این ها ممکن است شما را به گریه بیندازد.

 

ولی دیدن صحنه های ترک بچه، انداختن یک بچه دیگر پیش سگ ،‌داد و فریاد روی سر بچه ها و صحنه های دیگر که با تاکید فلاکت آن ها را نشان می دهد ، مخاطب را زیادی اذیت می کند. یعنی این آدم ها اصلا لحظه های شاد ندارند؟

من خیلی سعی کردم شادی هم در کار باشد. بچه ای که توسط مادرش رها می شود قبلش در پارک بازی می کند.

 

ولی بیننده می داند قرار است اتفاق تلخ رخ دهد.

بله ولی آن بچه دارد بازی می کند و بعدش هم در آغوش ابراهیم است. در انتها با آرامش روی تخت موسسه خوابیده. فرایند غم و شادی با هم حرکت می کند تا ارتباط حسی برقرار شود.

همه بچه های ما

دلشوره ای که سریال  با ایجاد نشانه های پررنگ مبنی بر رخ دادن اتفاقی بد ایجاد می کند، مخاطب را بیش از حد اذیت می کند.

بله بعضی ها ممکن است نتوانند تحمل کنند. ولی این واکنش همگانی نیست چون اکثر مخاطبان نگاه می کنند و رابطه حسی برقرار می کنند واقعا لذت می برند. چون آگاهی های جدیدی پیدا می کنند لذت می برند چون متوجه می شوند می شود در همین شرایط مهربانی وجود داشته باشد لذت می برند. از این که این بچه هاز یک شرایط بد به یک شرایط مطلوب می رسند لذت می برند.

 

بازی نسرین مقانلو یادآور نقش های قبلی اش در تلویزیون است. همان خشونت زنانگی و داد و فریادها را دارد. خودتان خواستید خانم مقانلو نقش های قبل را تکرار کند؟

کسی که در شرایط نامناسب بزرگ شده و اتفاقا توسط تشکیلات فراماسونری زندگی اش روی یک روال ناامنی افتاده و از بچگی مجبور به انجام کارهای خلاف بوده نمی تواند لطیف الطبع و ظریف الرفتار باشد . طبیعی است که از خشونت های منتج از شرایط زیستی اش برخوردار باشد. هر چند او هم وقتی این زندگی اش را یادآوری می کند اشک می ریزد. یعنی در پنهان این آدم لطافت انسانی نهفته است. اگر خشونت را در رفتار او ببییم اشک تضاد لازم در شخصیت پردازی این کاراکتر ایجاد می کند.

 

منظور من تکرار بازی خانم مقانلو است. حتی ستاره اسکندی هم چیز جدیدی ندارد. از کارگردانی که پیشینه تئاتری دارد این توقع می رود که بازیگرانش نسبت به سریال های دیگر یک سر و گردن بالاتر باشند.

انتخاب بازیگر یکی بر اساس توانایی او است یکی بر اثر تجربیات،  که بازیگر انتخاب می شود تا آن نقش را ایفا  کند و مسائل دیگر در حاشیه قرار می گیرد. قرار نیست یک بازیگر را انتخاب کنم و بگوبم هدف من این است که در این کار حتما از تو بازی متفاوت بگیرم . این هدف کار نیست هر چند درمورد بعضی از بازیگران ممکن است چنین اتفاقی رخ دهد . مثلا ممکن است آقای محمود جعفری چنین نقشی را قبلا بازی نکرده باشد. یا مثلا آقای امیر آقایی چنین نقشی را بازی نکرده باشد. یا دیگران ... خانم اسکندری و مقانلو قطعا چنین شخصیتی را قبلا بازی نکرده اند چون شخصیت یک شمای کلی ندارد بلکه جزئیات رفتاری یک شخص شخصیت او را می سازد. ما هرگز نمی توانیم در دو سریال که با موضوعات کاملا متفاوت ساخته شده اند شخصیت عین هم داشته باشیم که جزئیات رفتاری شان مثل هم باشد. ممکن است در ظاهر شباهتی داشته باشد اما جزئیات رفتاری بسیار بسیار متفاوت است.

 

مصاحبه : احمد رنجبر

بخش سینما و تلویزیون تبیان




در یاهو ایمیل کنید.
با GMail ارسال کنید.
در قالب فایل word ذخیره کنید.
این خبر را چاپ (پرینت) کنید.
این خبر را در منبع اصلی مشاهده کنید.
در صفحه فیس بوک خود منتشر کنید.
داغ کنید.
توییت کنید.
در بالاترین منتشر کنید.
در علاقه مندی های خود ذخیره کنید.
در گوگل پلاس منتشر کنید.


دُرنیوز
بازیگر فیلم سینمایی «امروز» ساخته رضا میرکریمی با نگاهی به شخصیتی که در این فیلم ایفا کرده، یادآور شد سکوت او در این سال‌ها حاصل رضایتمندی‌اش نبوده ...

روایت پرویز پرستویی از یونس «امروز» / سکوتم ناشی از رضایت نبود

فرهنگ > سینما - بازیگر فیلم سینمایی «امروز» ساخته رضا میرکریمی با نگاهی به شخصیتی که در این فیلم ایفا کرده، یادآور شد سکوت او در این سال‌ها حاصل رضایتمندی‌اش نبوده است.

سمیه علیپور: این روزها سردر سینماها تصاویری از پرویز پرستویی را به نمایش گذاشته‌اند، تصاویری از بازیگری که محبوبیتش در این سال‌ها در میان مخاطبان کاملا محسوس بوده و هست. حاصل همین محبوبیت هم پرکاری پرستویی در همه این سال‌ها بود تا اینکه از سه چهار سال قبل، او ترجیح داد کمتر در فیلم‌های سینمایی بازی کند و در دو سال اخیر قبل از حضور در فیلم‌های «مهمان داریم» محمدمهدی عسگرپور و «امروز» یک سال و نیم به کوه‌نوردی و کوهستان پناه برده بود تا آرامش خود را در آنجا بیابد.

از چهارشنبه گذشته فیلم سینمایی «امروز» با حضور این بازیگر روی پرده سینماها نقش بسته است. فیلمی که پرستویی در آن برای نخستین بار با میرکریمی همکاری کرده است. سهیلا گلستانی بازیگر نقش مقابل پرستویی در این فیلم است. او در «امروز» در قالب یونس فرو رفته است. یونس یک راننده تاکسی است که او هم مانند خود پرستویی بیشتر ترجیح می‌دهد سکوت کند.

پرستویی در گفت‌و‌گویی که در روزهای برگزاری جشنواره فیلم فجر با خبرآنلاین داشت، در مورد چگونگی پذیرش حضور در «امروز» گفت: «یکی از مهمترین ویژگی‌های این فیلم موضوع آن است و در کنار آن می‌توانم بگویم «امروز» به لحاظ بازیگری تجربه جدیدی برای من بود.»

او در مورد این تجربه جدید چنین توضیح داد: «هر آنچه که تا امروز بیشتر در کارهایم داشتم حرف و واکنش و دیالوگ بوده و با اکت‌ها و دیالوگ‌ها سعی کردم روی مخاطب تاثیر بگذارم، اما این شخصیت خیلی حرف نمی‌زند و نقش کم دیالوگ است. وقتی نقشی چنین طراحی شود، به هر حال سخت هم می‌شود، چون معمولا وقتی دیالوگ هست ابزار برای انتقال آنچه که در نظر داریم زیاد است،‌ اما وقتی دیالوگ نباشد، ابزار کم می‌شود و انگار تمامی اجزای بدن اضافه است و حالاست که کار بازیگر سخت می‌شود.»

بازیگر نقش یونس در مورد دلیل سکوت این شخصیت گفت: «او راننده تاکسی است و طبیعتا یک راننده تاکسی صبح تا شب با افراد مختلف در ارتباط است و در مورد مسائل روزمره و موضوعات اجتماعی پرسش و پاسخ دارد، اما یونس بیشتر به خاطر مسائلی که در اطراف زندگی‌اش می‌بیند سعی می‌کند زمان را در سکوت بگذراند و بیش از آنکه صحبت کند شنونده باشد. شنیده‌ها و مسائلی را که در جوار زندگی‌اش رخ می‌دهد در سکوت سپری می‌کند. این رویه بعضی زمان‌ها همان کاری است که خود من هم انجام می‌دهم. من هم به عنوان آدمی که در این جامعه زندگی می‌کنم در برخی موارد احساس می‌کنم بهتر است حرفی نزنم و سکوت کنم.»

او این سکوت را حاصل رضایت ندانست و گفت: «بی‌تردید این سکوت ناشی از رضایت نیست. اگر رضایت وجود داشت امور به نوعی دیگر پیش می‌آمد و جلو می‌رفت. تعبیر من از آدم‌هایی مانند یونس این است که زده بغل و از یک گوشه به تمامی زندگی نگاه می‌کند. این حدیث نفس امروز و حرف امروز است. شاید وقتی قرار است ما کاری انجام دهیم خیلی زودتر از آنکه انجامش دهیم بارها جار می‌زنیم و اعلام می‌کنیم که قصد انجام این کار را داریم، اما این آدم ترجیح می‌دهد بیشتر بشنود. باید توجه داشته باشیم که این سکوت به معنای بی‌اهمیت بودن مسائل برای این شخصیت نیست، ولی موضوعات به گونه‌ای پیش می‌رود که به سکوت پناه می‌برد. وقتی مسافر فیلم هم به پست او می‌خورد سعی می‌کند در سکوت و بدون اینکه چیزی طلب کند و یا چیزی را اثبات کند با او همراه شود و خودش را وقف مشکلات این آدم کند.»

فیلم سینمایی «امروز» بعد از شش روز نمایش به فروش 70 میلیونی دست پیدا کرد.

پرستویی فیلم‌های «خرس» به کارگردانی خسرو معصومی، «بیداری برای سه روز» ساخته مسعود امینی تیرانی و «مهمان داریم» را آماده نمایش دارد. «خرس» برای دریافت مجوز نمایش به مشکلاتی مواجه است.

243243

دُرنیوز
معاون اول رئیس‌جمهور با اشاره به اهمیت طرح‌های کلان ملی پژوهش و فناوری کشور، بر ضرورت توجه ویژه به بخش پژوهش در بودجه سال 94 و برنامه ششم توسعه ...

به گزارش خبرگزاری مهر، شانزدهمین جلسه شورای عالی علوم، تحقیقات و فناوری(عتف) همزمان با دهمین سالگرد تاسیس این شورا به ریاست معاون اول رییس جمهور برگزار شد.

اسحاق جهانگیری در این جلسه ضمن تبریک عید سعید فطر به همه مسلمانان جهان، با اشاره به اهمیت طرح‌های کلان ملی پژوهش و فناوری کشور، بر ضرورت توجه ویژه به بخش پژوهش در بودجه سال 94 و برنامه ششم توسعه و لزوم سازماندهی تشکیلات اجرایی طرح‌های کلان پژوهشی تاکید کرد.

معاون اول رئیس‌جمهور با اشاره به مشکلات دستگاه‌های اجرایی کشور و نیاز آنها به انجام تحقیقات کلان ملی افزود: ضروری است که تعریف روشنی از طرح‌های کلان ملی پژوهش و فناوری وجود داشته و همه مسایل مرتبط با یک طرح، از لحظه آغاز تا زمان تبدیل آن به محصول، مشخص و قابل پیگیری باشد.

جهانگیری از دستگاه‌های اجرایی، دانشگاه‌ها و شورای عالی عتف خواست طرح هایی را به عنوان طرح کلان مورد توجه قرار دهند که ضمن تکمیل زنجیره اقتصادی طرح، در نهایت به تولید محصول مشخص منجر شده و بخشی از وابستگی کشور را کاهش دهد.

معاون اول رئیس‌جمهور خواستار تشکیل جلسه‌ای متشکل از دستگاه‌های اجرایی و دانشگاه‌های مرتبط، به منظور دستیابی به دیدگاهی مشترک در خصوص طرح های کلان شد.

جهانگیری ادامه داد: لازم است در آن جلسه شاخص‌های تعیین یک طرح کلان، چگونگی تأمین بودجه مورد نیاز، نحوه ارتباط و همکاری میان دستگاه‌های اجرایی و دانشگاه‌ها و همه جزئیات لازم برای تعیین و اجرای یک طرح کلان مشخص شود و نتایج حاصله برای تصویب نهایی در جلسه آتی شورای عالی علوم، تحقیقات و فناوری مطرح شود.

در این جلسه دبیرکل شورای عالی عتف گزارشی از ارزیابی طرح‌های کلان ملی پژوهش و فناوری ارائه کرد و به بیان توضیحاتی در خصوص میزان پیشرفت ارزیابی طرح های کلان تا آخر تیرماه سال جاری، تعداد طرح های کلان ملی دارای متقاضی رسمی و غیررسمی از دستگاه‌های اجرایی، تعداد طرح های بلاتکلیف و الگوی تصمیم گیری در خصوص نحوه فعالیت طرح های کلان پرداخت.

در این جلسه سند سیاست‌ها و اولویت‌های پژوهشی و فناوری کشور در سال 93 با رویکرد اقتصاد مقاومتی و همچنین گزارش عملکرد اعتبارات بخش تحقیقاتی دستگاه های اجرایی کشور بر اساس بند 116 قانون بودجه سال 92 و ماده 224 قانون برنامه پنجم توسعه جهت ارائه به مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید.

وزرای علوم، تحقیقات و فناوری، دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، آموزش و پرورش، ارتباطات و فناوری اطلاعات، صنعت، معدن و تجارت، نیرو، معاونین برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی و علمی و فناوری رئیس جمهور، رئیس دانشگاه آزاد اسلامی ، روسای فرهنگستان‌های هنر و زبان و ادبیات فارسی و نمایندگان منتخب مجلس شورای اسلامی نیز در این جلسه حضور داشتند.
 

دُرنیوز
یک استاد دانشگاه با اشاره به اینکه اسلام مغایرتی با شادی ندارد، گفت: شادی که به محرمات احکام اسلامی نیانجامد اشکالی ندارند. مثلا از زمان ائمه ...

حجت الاسلام رضا برنجکار در خصوص تعریف شادی در اسلام به خبرنگار مهر گفت: عید فطر مورد اجماع بین همه مسلمانان است و ربطی به شیعه و سنی ندارد. دوعید است که شیعه و سنی در هر دو اشتراک دارند یکی عید فطر است و دیگری عید قربان.

وی تصریح کرد: در عید هم شادی باید انجام داد. حال اینکه چرا باید شادی کنیم؟ از جهت اینکه ما موفق شدیم یکی از عبادات مهم خدا را انجام دهیم و هر روزی که انسان موفق شود که رضایت خدا را به دست بیاورد آن روز عید است.

استاد فلسفه دانشگاه باقر العلوم تأکید کرد: در بعضی روایت است که در هر روز که در آن گناه نشود آن روز عید است. این در حالیست که عید فطر و قربان هر دو جنبه برجسته ای دارند؛ به خصوص عید فطر. چون در این ماه 30 روز تمام روزه گرفته و توانسته ایم یک ماه خدا را عبادت کنیم و در میهانی خدا شرکت کنیم و استفاده کنیم.

برنجکار افزود: البته این عید است و باید شادی کنیم ولی نگفته اند که چه طور باید شادی کنیم؟ یا به چه قسمی شادی کنیم؟ یا با انجام چه کاری باید شادی کنیم؟

وی یادآور شد: مهم این است که شادیهای ما نباید با احکام اسلامی تعارضی داشته باشد. مثلا در مساجد مراسم می گیریم و برنامه هایی اجرا می شود. حال شاید کسی جشن می گیرد و از موسیقی مطربی که مناسب لهو ولعب است و مغایر فتوای مراجع تقلید است استفاده می کند که جای اشکال است. یا در جشنی که محرم و نامحرم مراعات نشود این هم اشکال دارد. گفته نشده که ما در عید این کار را انجام دهیم یا آن کار را انجام ندهیم. باید توجه داشت که در جشن هرگونه شادی را می توان داشت مگر اینکه با سایر احکام اسلامی تعارض داشته باشد.

این استاد دانشگاه تصریح کرد: آن مصادیقی از شادی که به یکی از محرمات احکام اسلامی نیانجامد اشکالی ندارند. مثلا از زمان ائمه رسم بوده که شعرا شعر می خواندند و شادی می کردند که این خود نشان دهنده این است که اسلام مغایرتی با شادی ندارد.

برنجکار ادامه داد: هرنوع شادی که با احکام اسلامی تعارضی نداشته باشد مورد قبول است. اما اینکه در جشن مطابق احکام صرفا چه کاری انجام شود به وضوح مشخص نشده است.

این استاد فلسفه در خصوص اینکه حدود و ثغور شادی در اسلام چیست تشریح کرد: حدود شادی محرمات اسلام است. یعنی شادی کردن اشکالی ندارد و بسیارهم خوب است؛ به خصوص در اعیاد و ایام الله در بعضی موارد و زمانهای خاص. اما باید توجه داشت که حد آن محرمات اسلام است.

وی تأکید کرد: مثلا اگر مراسمی گرفته شود که به غیبت بیانجامد یا به دروغ گفتن و گناه و رعایت نکردن محرم و نامحرم ختم شود مورد قبول اسلام نیست. حد شادی غیبت، تهمت، دروغ، موسیقی حرام نه البته حلال، است و به طور کل حد شادی محرمات اسلامی است.

این استاد دانشگاه یادآور شد: در غیر این صورت، شادی در تمام اعیاد و جشنها با رعایت کردن حدود آن امری پسندیده است.

برنجکار در پاسخ به اینکه آیا در مراسم شادی، شادی درونی بیشتر مد نظر است یا شادی همراه با افعالی که موجب شادی بیرونی و عمومی است؟ پاسخ داد: ممکن است در جایی شادی روحی یا رضایت درونی ارجح باشد در جایی دیگر ارجحیت نداشته باشد. مثلا مواردی مثل صله رحم بسیار در اسلام تاکید شده است و آثار عجیبی در مورد آن گفته شده است. حتی رد قضا و قدر و افزایش طول عمر و مسائلی از این قبیل که تاکید بیشتری بر آن شده است. کمک به دیگران و تعاون و کمک به برادران و خواهران نیازمند شاید بهتر از این باشد که مثلا یک جعبه شیرینی پخش کنیم. اما هیچوقت نباید یک چیز نفی دیگر چیزها باشد.

وی افزود: هر کارخیری آثار خود را دارد. مثلا در مراسمی که جوانان و نوجوانان شرکت می کنند و کارهایی انجام می گیرد جشنهای دینی برگذار می شود و جوایزی داده می شود و آثار متعلق به خود را دارد. چه بسا این مراسم در نوع خود فرهنگ سازی نیز می کند.

وی در پایان تشریح کرد: شاید یک کار خوب نسبت به کار خوب دیگری خوبتر باشد اما هیچکدام باعث نفی دیگری نمی شود و هر کار خوبی جایگاه و تاثیر خودش را دارد.
 

مسابقه بزرگ طراحی
منبع خبری
مسابقه بزرگ طراحی

Please Wait...

نام و نام خانوادگی
نام:   
نام خانوادگی:   

رمز عبور
رمز عبور قبلی:
رمز عبور جدید:
تکرار رمز عبور جدید:  


تازه ترین خبرها
مهم ترین ترین خبرها
اخبار کلمه های کلیدی